• گردآوری اطلاعات با مطالعه اسناد و مدارک در دسترس (کتب ، مقالات ، گزارشات)
• جمع آوری و دسته بندی داده ها با مطالعه مدل ها و چارچوب های موجود در زمینه سیستمهای توزیع شده اجرایی تولید
• تحلیل داده های جمع آوری شده و ارزیابی تطبیقی مدل های همتراز با کمک مدل محاسبات ابری
• ارائه چارچوبی راهبردی برای سیستمهای توزیع شده اجرایی تولید با استفاده از مدل محاسبات ابری
1.7استفاده کنندگان از نتایج تحقیق
نتایج حاصل از این تحقیق در حقیقت چارچوبی است که حاوی ماژولهای مختلف بخش تولید است، هرسازمان تولیدی برحسب شرایط ممکن است در یکی از این بخشها قوی و یا ضعیف باشد. این ماژولهای توزیعشده در ابر و مدل اقتصادی آن میتواند راهحلی مناسب برای هر یک از این شرکتها باشد.

1.8 ساختار فصول
در ابتدا به بررسی ادبیات موضوع در چند حوزه مفاهیم اولیه سیستمهای اجرایی تولید، تولید توزیعشده، سرویسگرایی و مدل محاسبات ابری پرداخته شد. در خلال این بخش توابع اصلی سیستمهای اجرایی تولید بر اساس استانداردهای مختلف مطرح شد. استانداردهای اصلی استاندارد MESA بوده و استاندارد بعدی که جامعتر بوده،ANSI/ISA 95 میباشد که MESA نیزمبنای آن بوده است. متعاقباً بحث تولید توزیعشده مطرح شد و چشماندازها و مفاهیم تولید توزیعشده نیز مرور میشود. مفاهیمی نظیر تولید هولونی و عاملگرا، سپس نقش فناوری اطلاعات در تولید توزیعشده و انواع سبکهای بهکارگیری مطرح می شود. در ادامه مدل محاسبات ابری و ویژگیها و پتانسیلهای آن، نقاط قوت و ضعف آن، فرصتها و تهدیدهای آن و ویژگیهایی نظیر مجازیسازی و خاصیت الاستیکی ابر و … بحث می شود. سپس بحث سرویسگرایی و شناسایی سرویسها که مبنای مدل محاسبات ابری در این تحقیق است به صورت مفصل مورد بررسی قرار میگیرد.
در فصول آتی رویکرد مورد استفاده در ادامه تحقیق مطرح میشود، در حین بهکارگیری رویکرد نیازمند به کارگیری متدولوژی مناسب برای شناسایی سرویسهای مورد نظر در سیستم مورد بررسی هستیم، نهایتاً در متدولوژی SOMA ، راه حل ESB برای ماژول اصلی این سیستم یعنی مدیریت سفارش انتخاب میشود. درطی مراحل شناسایی سرویسها، در این متدولوژی مدلسازی سرویس-هدف و تجزیه دامنه صورت میگیرد. ماژولهای اصلی سیستم اجرایی تولید توزیع شده، مدیریت سفارشها، مدیریت منابع، زمانبندی، پیگیری، بازرسی، مدیریت تعاریف است، برای بهکارگیری تمامی این ماژولها نیازمند آن هستیم تا با نمودارهای فعالیت، نحوه تعامل آنها را با یکدیگر نشان دهیم.
نهایتاً چارچوب پیشنهادی در قالب یک مطالعه موردی به بحث و بررسی گذاشته شده واز دیدگاههای مناسب ارزیابی شده است. در ادامه با توجه به شرکتهایی که پیشرو در طراحی سیستمهای اجرایی تولید هستند، نتایج پیادهسازی عملی نشان داده شده است.
فصل دوم- ادبیات موضوع
2.1 مقدمه
هدف از این فصل آشنایی با مفاهیم اصلی که در این تحقیق مورد استفاده قرار گرفته، میباشد. در ابتدا مفهوم سیستمهای اجرایی تولید و تولید توزیعشده معرفی و مورد بحث قرار میگیرد. سپس سیستمهای اجرایی تولید توزیعشده عنوان میشود ودرنهایت رویکرد محاسبات ابری و ویژگیهای آن به عنوان ابزاری جهت توانمند ساختن سیستمهای اجرایی تولید توزیعشده شرح داده میشود.
2.2 سیستمهای اجرایی تولید
منشاء مفهوم سیستم اجرایی تولید2 را میتوان در سیستم جمعآوری دادهها، در اوایل دهه 80 یافت، زمانیکه سازمانهای مختلف هریک برای خود قوانین ونظمهای متفاوت، نظیر طراحی تولید، مدیریت پرسنل تولید داشتند. به تدریج با ظهورCIM3 معیاری برای تفکیک این وظایف عنوان شد ودر اواسط دهه 90، سیستمهای جمعآوری دادههای تولید، خودرا به نحوی ارتقا دادند تا به سمت سیستمهای یکپارچه پیش روند.
با به کارگیری روزافزون فناوریاطلاعات برای بهبود عمل تولید، در اواخر دهه 90 نیاز به تعریف مدونی برای سیستمهای اجرایی تولید احساس شد. لذا 4MESAدر سال 2000 نمونههایی ازتعریف اجرا برای تولید عنوان کرد. از دید این انجمن اجرا به معنای ایجاد محصول، ایجاد و اندازهگیری قطعات، انتقال لیست اقلام موجود به و یا از ایستگاههای کاری، تغییر اولویت سفارشات، انتساب مجدد پرسنل و اقلام موجود و همچنین زمانبندی مجدد است. تمامی واژههایی که توسط MESA تحت عنوان اجرا مطرح شدهاست بیانگر نوعی پویاییست که مستلزم کنترل، زمانبندی و پیگیری پویا برسیستم اطلاعاتی تولید است.
2.1.1 توابع اصلی سیستمهای اجرایی تولید
MESA 7 تابع اصلی را برای سیستمهای اجرایی تولید تعریف کردهاست که بیشتر کارکردهای اصلی این سیستم را تحت پوشش قرار میدهد. این توابع عبارتند از:
• واسط سیستمهای برنامهریزی: سیستمهای اجرایی تولید بایستی به طور مستقیم با سیستمهای برنامهریزی همراه شود تا در یک ارتباط دوطرفه سفارشهای کاری وسایر ورودیها رادریافت کرده و برای لایههای پایین ترجمه کند و گزارشها و اطلاعات کنترلی رابه لایههای بالای سازمان منتقل کند[1].
• سفارش کاری: سیستماجرایی تولید، سفارشهای کاری را دریافت کرده، تغییرات را بر روی سفارشها مدیریت میکند و لیستی متوالی و اولویتدهی شده را ایجاد، تغییر، برنامهریزی و نگهداری میکند. در این لیست تغییرات و زمانبندی ذخایر مواد اولیه خاص و تجزیه وترکیب سفارشات مشهود است[1].
• ایستگاههای کاری: این بخش از سیستمهای اجرایی تولید، مسئول پاسخگویی در قبال پیادهسازی برنامه و سفارشها و پیکربندی منطقی ایستگاههای کاری است[1].
• پیگیری ومدیریت لیست کالاها: این بخش ازسیستمهای اجرایی تولید، نقشه به روزی از تمامی لیستکالاها و محل ذخیرهها وکارهای در حال جریان نگهداری میکند[1].
• جابهجایی مواد اولیه: هدف از این بخش کنترل جابهجایی مواد اولیه به ایستگاههای کاری است[1].

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

• جمعآوری دادهها: این بخش از سیستمهای اجرایی تولید در حقیقت چشمها وگوشهای مدیریت اطلاعات در تولید هستند واطلاعات را جمعآوری میکنند و در نتیجه سیستم میتواند به روز باقی بماند[1].
• مدیریت استثناها: یک بخش ضروری سیستمهای اجرایی تولید این است که چگونه یک سازمان تولیدی در قبال رویدادها و استثناها واکنش نشان میدهد واینکه بتواند تغییرات را کنترل کرده و عملیات جایگزین را انجام دهد[1].

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

شکل2.1 توابع اصلی سیستمهای اجرایی تولید ]1[
2.2.2 توابع پشتیبان سیستمهای اجرایی تولید
علاوه بر7 تابع اصلی سیستمهای اجرایی تولید، 9 تابع پشتیبان نیز عنوان شده است که درسطح پایینتری ازاهمیت قرار میگیرند. این توابع عبارتنداز:
• کنترل فرآیندآماری
• مدیریت نگهداری
• کنترل حضور وغیاب
• مدیریت دادههای تولید
• پردازش وارزیابی کارایی
• مدیریت تامین کننده
• پیگیری رد و اثرمحصولات
• مدیریت اطلاعات کارگاه
• تعیین کیفیت[1]

باوجود این توابع اصلی وپشتیبان، باز ضرورت وجود استانداردی جزئیتر برای سیستمهای اجرایی تولید احساس میشد که در ادامه به شرح آن خواهیم پرداخت.
2.2.3 استاندارد ANSI/ISA95
این استاندارد دیدلایهای وسلسلهمراتبی به سیستمهای اجرایی تولیددارد وعلاوه بر MESA، مدل 5PRM را نیز به عنوان مبنایی برای بسط خود در نظر گرفته است. این استاندارد متشکل از 5 بخش است که بخش اول برمدلها و واژهشناسیها تمرکزدارد، بخش دوم شامل صفات مدل اشیا است و بخش سوم برمدل مدیریت عملیات تولید که خود شامل سیستمهای اجرایی تولید میشود. بخش چهارم برارتباط لایه سیستم اجرایی تولید با لایه های بالاتر سازمانی تمرکز دارد و بخش پنجم به ارتباط سیستم اجرایی تولید بالایههای پایینی تولید تمرکز دارد[2]. لذا بخش سوم این استاندارد مورد بحث واقع شدهاست.
شکل2.2 مدل لایهای سیستمهای اجرایی تولید
قبل از شرح سیستمهای اجرایی تولید مروری برمدیریت عملیات تولید خواهیم داشت که خود 4بخشPOM6 و 7IOMو8 QOMو9 MOM تقسیم بندی میشود که توابع اصلی مسا (MESA)که در بخش قبل شرح دادهشد با حداقل یکی از این بخشها مرتبط است.
ISA 95 یک مدل فعالیت عام برای سیستمهای اجرایی تولید تعریف میکند که شامل مدیریت، تعریف محصول، مدیریت منابع، زمانبندیجزئی شده، توزیع کار، مدیریت استثنا، پیگیری، جمعآوری دادهها و تحلیل است[3].
شکل2.3 مدل عام سیستمهای اجرایی تولید در استاندارد ANSI/ISA95
ISA95 تمامی عناصر مدل عام که در بالا عنوان شد را به تک تک عناصراصلی POM و IOM و QOMو MOM نگاشت میدهد. نتیجه نهایی این نگاشت یک سری وظایف مشخص شده و یک مدل فعالیت برای هر کدام از این نگاشتهاست.
2.3 تولید توزیعشده
حضور همزمان در بازارهای منطقهای مختلف، هم برای تامینکننده وهم برای تولیدکننده امری اجتنابناپذیر است. این پیکربندی به دلیل رقابت شدید، با خلاقیت بالا و به منظور حصول نتایج با کارایی مطلوب، مطرح شدهاست. محیط رقابتی جهانی، نیاز ممتد برای شناسایی و بهکارگیری چشماندازهای جدید تولید، متدهای سازگارشده وتکنولوژیهای به روز را تحمیل میکند. مهمترین چشمانداز در چنین محیطی بهرهگیری از ساختارهای توزیعشده است. قدرت رقابتی ساختارهای توزیعشده در این قابلیت آنها نهفته است که میتوانند عناصر تشکیلدهنده را به صورت شبکهای همروند، مشتریمدار و با ساختار و فرآیند جدید شکلدهند. کار در محیطهای توزیعشده سازگاریپذیراست ضمن اینکه سیستمها وتجهیزاتی یکپارچه وجود دارند که به خوبی مجدداً پیکربندی میشوند و تکنولوژیهایی که میتوانند اطلاعات را به دانش تبدیل کنند، تا بتوان تصمیمگیری بهتری داشت. تمامی این مزایا روند حرکت به سمت تولید توزیعشده را پرشتابتر کردهاست[4].
2.3.1چشماندازها ومفاهیم تولید توزیعشده
درطول مسیری که به سمت تولید توزیعشده طی شدهاست، اصول ومفاهیم پیشرفتهای از تولید ومدیریت ارائه شدندکه به مرور زمان با پیشرفت فناوری رشد مطلوبی داشتهاند. مهمترین این اصول، تولید باریک10 در سال 1988، تولید چابک 11در سال 1994، کارخانههای فرکتال12 در سال 1995، تولید هولونی 13 در سال 1998 بوده است. در حال حاضر نیز سیستمهای چند عاملی14 به عنوان پلتفرمی پیشتاز در تولید توزیعشده مطرح شدهاست[4].
تولید باریک
تولید باریک ویا سازمانهای باریک که به طورخلاصه باریک نامیده میشوند یک فعالیت تولیدی است که تمامی هزینههای منابع را برای هدفی به کار گیرد که برای مشتری ارزشآفرین باشد و هر فعالیت غیر ارزشزا را حذف میکند. از دیدگاه مشتری، یعنی کسی که محصول یا سرویسی را مصرف میکند، ارزش به فعالیت یا فرآیندی اطلاق میشود که وی حاضر است برای آن هزینه پرداخت کند.
تولید باریک، مخصوصاً، بر این ایده تمرکز داردتا ارزش را با کار کمتر فراهم آورد. این ایده نخستین بار توسط سیستم تولید تویوتا مورد استفاده قرار گرفت. از این رو گاهی تحت عنوان تویوتیسم معرفی میشود.
برای بسیاری از افراد، این دیدگاه مجموعهای از ابزار است که به تعریف و حذف ضایعات تمرکز داردو تمرکز اصلی بر بهبود جریان و هموار کردن کاراست. در نتیجه حذف ممتد ضایعات از سیستم مدنظر است نه ضایعات برای هر تولید جداگانه.
ایده تولید باریک، همچنین به صورت مجموعهای از مفاهیم که اتصال سستی دارند و با هدف کاهش هزینهها با هم همکاری کردهاند، نیز تعریف میشود. این اصول شامل پردازش کشش، کیفیت عالی برای نخستین بار، کاهش ضایعات، بهبود مستمر، انعطاف پذیری، حفظ ارتباط طولانیمدت با تامین کننده، خودمختاری، تراز کردن بار و کنترل بصری جریان کار است[5].
تولید چابک
تولید چابک، واژهای است که برای سازمانی به کار میرود که از فرآیندها، ابزارها و آموزش، به نحوی استفاده میکند تا بتواند به سرعت به نیازهای مشتری و تغییرات پاسخدهد. حال آنکه هزینهها و کیفیت را حفظ کردهاست.
فاکتور توانمند ساز برای تولید چابک استفاده از یک پایگاه داده مشترک برای قطعات و تولید است.
تولید چابک، به عنوان گام بعدی تولید باریک در تکامل تولید در نظر گرفته میشود. تفاوت بارز این دو رویکرد مشابه تفاوت یک انسان لاغر با یک انسان ورزشکار است[6].
کارخانههای فرکتال
مهمترین ویژگی کارخانههای فرکتال، خودتشابهی و الگو داخل الگو بودن آنها است. ایده کارخانههای فرکتال بر این ویژگیآنها تاکید داد و کارخانههای تولیدی را پیشنهاد میدهد که متشکل از اجزا کوچک است- یک موجودیت فرکتال . اولین ویژگی آنها خودسازماندهی شدن آنها است . آنها از متدهای حل مشکل خودشان و راهحلهای بهینه خودشان برای بهبود فرآیندهایشان استفاده میکنند. دومین ویژگی آنها پویایی آنهاست به نحوی که میتواننداطلاعات را از محیط دریافت کرده و خود را سازگار کنند و ویژگی خودتشابهی کارخانههای فرکتال به معنی آن است که اهداف تک تک آنها در اهداف واحدشان نیز نمود پیدا میکند[7].
تولید هولونی
واژه هولون ریشه در واژه یونانی هولوس به معنی تمام دارد. هولونها در تولید دارای دو ویژگی مهم هستند، خودمختار بودن و ماهیت مشارکتی آنها. هولونها در نواحی که خود در آن حضور دارند با هم ارتباط دارند ضمن اینکه خصوصیت مشارکتی بودن آنها بین نواحی نیز نمود پیدا میکند. در ادامه معماریهای مبتنی بر این تولید آمده است[8].
شکل2.4تولید هولونی ]8[
سیستمهای چندعاملی
سیستمهای چندعاملی متشکل از عاملها و محیطشان است. معمولاً، سیستمهای چندعاملی بر عاملهای نرمافزاری تمرکز دارد، هرچند این عاملها میتوانند سختافزاری نیز باشند. محیط عامل میتواند دارای ویژگیهایی نظیر در دسترسبودن، پویایی، قطعیت، اپیزودیک بودن و … را داشتهباشد. مهمترین ویژگی سیستمهای چندعاملی، خودمختاری، دید محلی، و غیر متمرکز بودن آنها است. در ادامه نیز چندین معماری مبتنی بر سیستمهای چندعاملی مطرح شدهاست[9].
2.3.2فناوری اطلاعات و تولید توزیعشده
نقش ابزارهای فناوری اطلاعات در شکلدهی به مفاهیم تولید توزیعشده، نقشی غیرقابل چشمپوشی است. این ابزارها باایجاد محیطهای کاری مرکب از مجازی و واقعی و مشارکتی15 و خلق مفاهیمی نظیر 16P&P ، بستر تولیدرا با مزایا و نوآوریهای بسیار روبرو ساختهاست.
تولید توزیعشده در بسترفناوری اطلاعات، همواره با سبکهای به کارگیری متفاوتی همراه بودهاست. که عبارتند از :
• سبک موازی: این سبک سبب میشود تا زمان اجرای کوتاهتری را با اجرای چندین مرحله به صورت موازی و یا با همپوشانی به دست آوریم. این کارمستلزم بهروزرسانیهای بلادرنگ و مبتنی بر رخداد است.
• سبک حتمی: این سبک ترکیب مناسبی از تمامی شبکهها و زنجیره تامین را از بخشهای کوچکتر فراهم میآوردکه تقریباً به صورت مجزا مدیریت میشوند.
• سبک رفتاری: شبکههای ترکیبشدهای را به صورت پویا فراهم میآورد که ازلحاظ دادههای مبتنی بررویداد و منطق وتمامی تعاملات به یکدیگر وابستهاند.
• سبک تکراری: این سبک براین حقیقت تاکید دارد که ماهیت این ساختارها دائماً در حال تکامل است و نتایج تکرار در تغییرات بایستی در طول مراحل ساختاری منتشر شود.
• سبک کپسولهسازی: این سبک این امکان را فراهم میآورد تا بتوان شبکهها و فرآیندهایی را ایجاد کرد که عناصررابا هم ترکیب میکند تا موجودیتهای اتمی به وجود آورد تا دادههای تولید را بر حسب نیاز بایکدیگر تبادل کنند[4].
مفهوم شبکهای بودن در تولید جایگزین مدیریت سلسلهمراتبی شدهاست که بدون شک مزایای رقابتی بسیای را به همراه خواهد آورد و به طبع آن دیگر رویکردهای کنترل فعلی کارآمد نخواهد بود که این موضوع یکی از مهمترین چالشهای سیستمهای تولید توزیعشده است.ضن آنکه زمانبندی تولید به صورت پویا، قابلیت کار متقابل عناصر و تامین یکپارچگی بهینه سایر مشکلات پیش روی این رویکرد هستند[4].
2.3.3 توسعه محصول همروند
طبق اصطلاح قدیمی که همواره حق با مشتری است، این اصطلاح، در دنیای امروز و در شرایطی که مشتریها به جای خرید آنچه تولید کننده میسازد، خودشان هستند که تصمیم میگیرند تولید کننده چه چیزی برای آنها تولید کند نیز صادق است. درک ویژگیهای چنین تولیدی سبب میشود تا مدیریت تولید جدید و موثری داشته باشیم. فاکتورهای موفقیت در تولید در چنین شرایطی به دو گروه تقسیم میشود:
• ویژگیهای فرآیند: فاکتورهایی که ماهیت فرآیندهای تولید جدید را ضبط میکنند. معمولاً فاکتورهایی هستند که قابل کنترلند( انجام دادن درست پروژه)
• ویژگیهای انتخابی: فاکتورهایی که پروژههای جدید محصولات و شرایط آنها را شرح میدهد و خارج از کنترل رهبر پروژه و تیم است( انتخاب پروژه درست)[10]
با وجود چنین فاکتورهایی تولید در سازمانهای گسترده مبتنی بر 5 رویکرد است:
• استراتژی تولید: هدف استراتژی تولید سازمانهای توسعه یافته این است که همه محصولات را به نحوی به هدف اصلی خود برساند و به دنبال جستجو برای محصول جدید باشد و اصولاً بر چهار تابع طراحی جامع- تکنولوژی محور، بازار محور، مبتنی بر پندار و کاربر محور- استوار است[11].
• برنامهریزی تولید پیشرفته: توسعه محصول شتابزده برای سازمانهای توسعه یافته بسیار مهم بوده، چرا که نیازمند این هستند که همواره پیشرو باشند، پیشرو بودن بدین معنی است که محصول جدید و یا نسل جدیدی از تولید داشته باشد. مهمترین ویژگی پیشرو بودن این است که تحمل زیادی در برابر ریسک داشته باشد و چرخه حیات کوتاهی داشته باشد. هفت ویژگی چنین کسبوکارهایی عبارتست از: فرآیند تعریف محصول بازارگرا، تیمهای پروژه چندعملکردی، برنامهریزی پیشتوسعه یافته، فازهای توسعه که با هم همپوشانی دارند، تمرکز برویژگیهای کلیدی، توسعه محصول افزایشی بر اساس استفاده مجدد و حافظه سازمانی در دسترس. توسعه محصول در سازمانهای توسعهیافته، بایستی همواره با تولید خانوادهای از محصولات باشد و هستهای تحت عنوان پلتفرم شکل میگیرد که شامل معماری مشترک تمامی خانواده است[12].
• مدیریت هزینههای تولید: مهمترین گام در مدیریت هزینههای فرآیند این است که دریابیم چگونه سه فاکتور تکنولوژی، تولید و سیستم را همراستا قرار داده تا بتوان کاهش چشمگیری در هزینهها ایجاد کرد[13].
• تحلیل بازار: این رویکرد شامل فعالیتهای موقعیتیابی محصول است.
• هماهنگ کردن فعالیتها: این کار باعث یکپارچه شدن قابلیتهای خاص در محیط توزیعشده است.
فناوری اطلاعات، توسعه محصول را از جهات مختلف پشتیبانی کرده است و ابزارهای مختلفی برای وظایف مختلف پیشنهاد کردهاست.
• ابزارهایی که اجرای وظایف محصول جدید را پشتیبانی میکنند.
• ابزارهایی که طراحی و کنترل فرآیند را پشتیبانی میکنند.
• ابزارهایی که همکاری بین بازیگران را پشتیبانی میکنند.
• ابزارهایی که مدیریت اطلاعات را پشتیبانی میکنند.
تکامل مشارکتی 17
سوالی که در ابتدا مطرح میشود این است که چه تفاوتی در مفهوم شبکههای صنعتی و تولید توزیعشده وجود دارد. در شبکههای صنعتی، مهمترین مشکل موضوع همکاری است ولی تولید توزیعشده که منشا آن فناوری اطلاعات است چگونه است؟
موضوع همکاری، همانطور که در شبکههای صنعتی مطرح بود در تولید توزیعشده نیز بهعنوان یک موضوع مهم مطرح میشود ونیاز به بسط بر اساس مفاهیم فعلی دارد تا بتوان به یک تئوری پایه رسید. مبنای این تئوری پایه بایستی عبور از سیستم سلسله مراتبی و کنترل مستقیم منابع به سمت مفهوم شبکههایی با موجودیتهای اتصال سست 18باشد.
در تولید توزیع شده مفهومی تحت عنوان تکامل مشارکتی مطرح میشود. این موضوع پیش از این در مفاهیم زیستشناسی مطرح شده و مدلهای آن برای تولید توزیعشده نیز کاربردی است و به معنای همکاری دوطرفه بین دو جفت است که به یکدیگر وابسته هستند، برای رسیدن به هدفی جامعتر. میتوان این مفهوم را برای عاملهای خودمختار در تولید که دوبهدو به هم وابستهاند نیز بسط داد[4].
2.3.4 انعطافپذیری و قابلیت پیکربندی مجدد با استفاده از سیستمهای توزیعشده خودمختار
تغییر سریع مرزهای سیستمهای تولید صنعتی، این نیاز را به بار آورده است تا طبق شرایط مختلف، رفتار انعطافپذیری صورت گیرد. برای امکان پذیر ساختن این انعطافپذیری پیشرفته، سیستمهای کنترل تولید، بایستی در این شرایط خود را تغییر دهند.
برای انعطافپذیری مطلوب، تکنولوژیها و معماریهای جدید در تمامی سطوح کنترل مورد نیاز است. تکنولوژیهای مختلفی برای رسیدن به این هدف مطرح شدند ولی اکثر آنها به خوبی با یکدیگر سازگار نیستند. برای رفع این چالش از معماریهای جامع شیگرا، سرویسگرا و عاملگرا استفاده میشود.
معماری شیگرا چشم انداز بسیار قوی است که نه تنها بر طراحی نرمافزار تمرکز دارد بلکه میتواند بسیار سریع در حوزههای دیگر نظیر سیستم کنترلی و پیادهسازی آن به کار رود. چنانچه میتوان آثار این چشمانداز را در دو معماری بعدی نیز مشاهده کرد. مهمترین ویژگی معماری شیگرا تعریف اشیا و مشخصههای دادههای اشیا و واسطهای پرکاربرد و تعریف وابستگیهای مختلف در بین اشیا است. لذا معماری شیگرا دارای ساختاری است که میتواند اهداف تولید توزیعشده را برای انعطافپذیری تحت پوشش قرار دهد[15].
معماریدیگر معماری عاملگرا است که مهمترین عنصر آن عامل است. با وجود تعاریف مختلف برای واژه عامل19، عاملها موجودیتهایی هستند که به صورت مستقل از هم عمل میکنند و شامل مدل محیطی خاص خود و اهداف داخلی هستند و توانایی این را دارند که به صورت هدفمند با شرایط محیطی ارائه شده عمل کند.
در سیستمهای کنترل تولید، معمولاً سیستمهای چندعاملی برای این به کار میروند تا فرآیند تصمیمگیری کنترلی را در بین موجودیتهای خودمختار اما شریک با هم توزیع کند. مهمترین مزیت معماری عاملگرا در کنترل ، امکان ایجاد کپسولهسازی مناسب از بخشهای فرآیندتصمیمگیری کنترل است[17].

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید