به خاطر همدرد بودنتان
و به خاطر…
بودنتان…
برای شهری که روزی که به آن آمدم دلتنگ بودم و امروز که می روم، دلتنگ تر…
من خدا را دیدم!
در زنان بی ریای ساده پوش
در بساط پرتقال و سبزی دست چینشان
در به دریا دل سپردن های هر ماهی فروش…
من خدا را اینجا،
لب دریا دیدم
که به دلواپسی قایق ها،
می وزید از ته دل…
او در این فصل سراسر سرما،
برگ سبزی به سخاوت می داد
و به یکرنگی این آدم ها،
رنگ نارنجی نارنج می زد…
با سپاس از…
استاد مشاور خوبم، سرکار خانم صدقی ثابت به خاطر تمامی زحماتشان…
داورهای بزرگوارم، جناب آقای مقدم نیا و سرکار خانم هاساواری به خاطر نظرات مفید و نگاه دقیقشان…
مشاور آمارم، جناب آقای دکتر کاظم نژاد برای زحمات بی‌دریغشان…
اساتید عزیزم، سرکار خانم دکتر قنبری و خانم پاریاد به پاس صبر و مهربانی‌شان…
تمامی بیماران و پرسنل محترم بیمارستان دکتر حشمت به خاطر همراهی‌شان…
و تمامی اساتید ارجمندم که بودنشان دلگرم کننده است و مایه امید…
فهرست مطالب
موضوعصفحهفصل اول (کلیات): 1-1 زمینه و هدف پژوهش12-1 هدف کلی63-1 اهداف ویژه64-1 سوالات پژوهش75-1 فرضیات پژوهش76-1 تعریف نظری واژه ها87-1 تعریف عملی واژه ها108-1 پیش فرض ها119-1 محدودیت پژوهش12فصل دوم (زمینه و پیشینه تحقیق):1-2 چارچوب پژوهش132-2 مروری بر مطالعات انجام شده30فصل سوم (روش پژوهش): 1-3 نوع پژوهش392-3 محیط پژوهش393-3 جامعۀ پژوهش404-3 نمونۀ پژوهش405-3 معیارهای ورود به پژوهش416-3 معیارهای خروج از مطالعه417-3 حجم نمونه428-3 روش نمونه گیری429-3 ابزار گردآوری داده ها4310-3 تعیین اعتبار و اعتماد ابزار جمع آوری اطلاعات4311-3 روش گردآوری داده ها4412-3 روش تجزیه و تحلیل داده ها4613-3 ملاحظات اخلاقی47فصل چهارم:1-4 یافته های پژوهش482-4 فهرست جداول483-4 جداول60-49فصل پنجم :1-5 تجزیه و تحلیل یافته ها612-5 نتیجه گیری نهایی بر اساس سوالات و فرضیات پژوهش713-5 کاربرد یافته های پژوهش744-5 پیشنهادها76منابع
78پیوستپرسشنامه فردی بالینیپرسشنامه اضطراب و افسردگی بیمارستانی (سوالات مربوط به بخش اضطراب)فرم ثبت شاخص های همودینامیکفرم رضایت آگاهانه
صفحهفهرست جداول و نمودار
49جدول شماره ا- مقایسه فراوانی متغیرهای فردی- بالینی کیفی در دو گروه مداخله و کنترل50جدول شماره 2- مقایسه میانگین و انحراف معیار متغیرهای فردی- بالینی کمی در نمونه های پژوهش در دو گروه مداخله و کنترل51جدول شماره 3- مقایسه توزیع وضعیت اضطراب نمونه های مورد پژوهش در دو گروه مورد مطالعه در مرحله قبل از آرام سازی52جدول شماره 4- مقایسه میانگین و انحراف معیار مقادیر شاخص های همودینامیک قبل از آرام سازی به تفکیک گروه های مطالعه53جدول شماره 5- مقایسه میانگین و انحراف معیار نمره و وضعیت اضطراب قبل و بعد از آرام سازی در نمونه های مورد پژوهش در گروه آزمون54جدول شماره 6- مقایسه میانگین و انحراف معیار نمره و وضعیت اضطراب مرحله اول و دوم بررسی در نمونه های مورد پژوهش در گروه کنترل55جدول شماره 7- مقایسه میانگین و انحراف معیار مقادیر شاخص های همودینامیک قبل و بعد از ارام سازی در گروه آزمون56جدول شماره 8- مقایسه میانگین و انحراف معیار مقادیر شاخص های همودینامیک مرحله اول و دوم بررسی در نمونه های مورد پژوهش در گروه کنترل57جدول شماره 9- مقایسه توزیع نمونه های مورد پژوهش در دو گروه مورد مطالعه از نظر وضعیت اضطراب در مرحله بعد از آرام سازی58جدول شماره 10- مقایسه میانگین و انحراف مقادیر شاخص های همودینامیک بعد از ارامسازی در نمونه های مورد پژوهش به تفکیک دو گروه آزمون و کنترل60نمودار شماره 1: مقایسه میانگین تغییرات اضطراب و شاخص های همودینامیک در مرحله دوم بررسی در دو گروه مورد مطالعه
فصل اول
زمینه پژوهش:
حیات انسانها از طریق حفظ تعادلی دینامیک و پیچیده به نام هموستاز1 امکان پذیر خواهد بود(1) که لازمه آن تطابق با تنیدگی آورها است(2). در مقابل عدم تطابق می‌تواند به بحران، فرسودگی و اختلالات روانشناختی چون اضطراب و افسردگی منجر گردد(3). در این میان اضطراب از نشانه‌های شایعی است که افراد در غالب اوقات زندگی خود، به ویژه قبل از تجربیات مهم زندگی، آن را تجربه می‌کنند(4) بگونه ای که طبق تخمین، 6/16 – 8/28 درصد افراد در جهان در طول زندگی خود دچار اختلالات اضطرابی می‌شوند(5).
عارضه اضطراب همچنین شایعترین مشکل روانی قابل مشاهده در مراجعین به مراکز طبی است(6). برای مثال اضطراب در بیش از 55 درصد بیماران تحت روشهای تهاجمی ‌قلبی شیوع دارد(7) که می‌تواند با تظاهرات شناختی(مانند گیجی، کاهش تمرکز، یا ناتوانی در تمرکز بر نگرانی‌های اخیر)، عاطفی(مانند نگرانی، ترس) و فیزیولوژیک(مانند تنفس سطحی، بیخوابی، تپش قلب و خستگی) در بیماران همراه شود(6). این عارضه که تجربه ای ذهنی و نشانگر وجود احساس تهدید در فرد است، می‌تواند موجب تحریک پاسخ تنیدگی و در موارد شدید آن عامل رنج روانی و جسمی ‌قابل توجه همراه با عواقب اجتماعی و اقتصادی خاص آن شود(6). این شرایط در بیماران قلبی نیازمند توجه خاص است؛ چرا که مطالعات نشان داده اند که افزایش سطوح اضطراب در بیماران قلبی بستری در مراکز درمانی، بدون توجه به متغیرهای فردی و یا تاریخچه طبی، با عوارض زودرس و دیررس بیشتری مرتبط می‌باشد(7).
در میان روش‌های تهاجمی تشخیصی و درمانی قلبی، مطالعات الکتروفیزیولوژیک2 قلب با هدف کاربردی در تحلیل اجزای سیستم هدایتی، شناسایی مکان‌های تحریک نابجا، ارزیابی اثربخشی درمان‌ها و همچنین به عنوان یک مداخله درمانی در انواعی از دیس‌ریتمی3 ها از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشند(8)؛ زیرا دیس‌ریتمی‌ها یکی از اختلالات رایج قلبی و همچنین یکی از وقایع معمول در مراحل قبل و پس از جراحی قلب هستند(9). شیوع دیس‌ریتمی ‌در امریکا به میزان 3/5 درصد، معادل 4/14 میلیون نفر، گزارش شده است(10) که در میان آنها فیبریلاسیون دهلیزی4 با شیوع 4/0 تا 1 درصد شایعترین دیس‌ریتمی ‌محیط‌های کلینیکی در تمام جوامع می‌باشد(11).
تجربه دیس‌ریتمی ‌که به دلیل اختلال در آغاز و یا هدایت جریان الکتریکی در قلب ایجاد می‌شود، از عوامل شایع مراجعات بیمارستانی(12) و بروز اضطراب ناشی از آن در بیمار می‌باشد(13)؛ زیرا این عارضه معمولا با شکایات مددجو از سرگیجه، تپش قلب و سنکوپ (14) و همچنین علائم و عوارض حادی چون درد قفسه سینه، تنگی نفس، رنگ پریدگی و افت فشار خون همراه می‌باشد (15). علاوه بر آن، افزایش خطر بروز سکته مغزی، حملات گذرای ایسکمیک مغز و همچنین عوارضی چون نارسایی قلبی و کیفیت زندگی نامطلوب با بروز دیس‌ریتمی ‌مرتبط می‌باشند(16). طول مدت بستری مبتلایان در بیمارستان با میانگین 7/6 روز(17) و تحمیل بار سنگین اقتصادی ناشی از دیس‌ریتمی‌ها بر فرد و سیستم مراقبت و سلامت نیز مزید بر علت خواهند بود(18). تمامی ‌موارد فوق دیس‌ریتمی ‌را به عنوان یک مشکل پزشکی و اجتماعی جدی مطرح نموده(11) و نشانگر اهمیت تشخیص و درمان به موقع آن می‌باشند(18).
امروزه استفاده از پروسه‌های الکتروفیزیولوژیک قلبی، شامل مطالعات تشخیصی و مداخلات درمانی با کاتتر ابلیشن5 برای تعیین نوع و درمان دیس‌ریتمی‌ها متداول گشته اند(19). این مداخلات با موفقیت بیش از 95 درصد و بروز عوارض جدی به میزان کمتر از یک درصد، امروزه به یکی از موفقترین مداخلات در پزشکی تبدیل شده اند(20). به گونه ای که آمار انجام سالانه بیش از 20000 ابلیشن در آمریکا ثبت شده است(7). آمارهای کسب شده توسط پژوهشگر از بخش آنژیوگرافی بخش بیمارستان دکتر حشمت شهر رشت نیز نشانگر انجام پروسیجر مطالعات الکتروفیزیولویک و ابلیشن به تعداد تقریبی 242 مورد در سال 1389، 258 مورد در سال 1390 و 350 مورد در سال 1391 بوده است. همین بررسی نشانگر انجام تعداد تقریبا 180 مطالعه الکتروفیزیولوژیک و ابلیشن در ده ماه اول(تا پایان دی ماه) سال 1392 می‌باشد. این آمار ها که نشانگر موارد انجام نسبتا” زیادی از مداخلات الکتروفیزیولوژیک و مواجهه مبتلایان به دیس‌ریتمی‌ها با آن می‌باشد، از دو جنبه حائز اهمیت است. اول آن که افراد بسیاری از فوائد آن سود می‌برند؛ و از منظری دیگر، این روشها علیرغم تمام مزایای تایید شده، همانند دیگر مداخلات تهاجمی ‌با برخی خطرات همراه هستند(12). درد، واکنش دارویی به مخدرها و داروهای بیهوشی، عفونت، ترومبوفلبیت6 و خونریزی محل دسترسی عروقی از جمله عوارض مرتبط با کاتتر ابلیشن هستند(21). اضطراب نیز از مشکلاتی است که در بسیاری از بیماران در مراحل قبل و حین پروسه‌های الکتروفیزیولوژیک مشاهده می‌شود(19). هندویان7 نیز در نتیجه مطالعات خود به این نکته اشاره می‌کند که بیماران قبل از مطالعات الکتروفیزیولوژی اضطراب قابل توجهی داشته اند(7).
بروز اضطراب در بیماران تحت فرایندهای الکتروفیزیولوژیک از آن جهت اهمیت دارد که با افزایش سطوح کاتکولامین‌8ها، هورمون‌های آدرنوکورتیکوتیروئید9، پرولاکتین10، کورتیزول11 و پروستاگلندین‌12ها در خون(22) و تغییرات فیزیولوژیکی خاصی چون افزایش تعداد ضربان قلب و احتمال بروز دیس‌ریتمی ‌همراه خواهد بود. پاسخ‌های فیزیولوژیکی چون افزایش سرعت متابولیسم و در نتیجه آن افزایش دمای بدن، قدرت انقباضی و برون ده قلب و به دنبال آن افزایش فشار خون و تعداد تنفس، از دیگر موارد معمول در این شرایط هستند(23). بدین ترتیب اضطراب قبل و حین انجام مداخلات قلبی عروقی می‌تواند میزان تقاضای میوکارد به اکسیژن را افزایش داده و درد ناشی از کاهش جریان خون به عضله قلبی و بی نظمی ‌در ریتم قلب را موجب گردد(24). شاپیرا13 نیز با اشاره به اثر اضطراب بر تحریک سیستم‌های سمپاتیک و اندوکرین بر احتمال ایجاد برخی تغییرات همودینامیک از جمله افزایش ضربان قلب، فشار خون و تحریک پذیری قلب و در نهایت دیس‌ریتمی ‌تاکید می‌کند(25).
در اینجا نکته قابل توجه آن است که تغییراتی چون تاکی کاردی، می‌توانند موجب بروز اضطراب و تشدید یک سیکل معیوب گردند(26). از طرف دیگر، تغییر در وضعیت همودینامیکی14 بیماران به دنبال اضطراب ایجاد می‌شود، می‌تواند بر برایند مداخله الکتروفیزیولوژیک موثر باشد. چراکه ثبات همودینامیکی، با تحمل بهتر این مداخلات (19) و کاهش دیس‌ریتمی‌های احتمالی حین ابلیشن همراه خواهد بود(27). به همین دلیل کنترل اضطراب بیمار و تغییرات نامطلوب همودینامیک وابسته به اضطراب در این بیماران ضروری است(19).
بنابراین بیماران تحت این مداخله پیشرفته نیاز به فعالیت کارکنان درمانی- مراقبتی بسیاری همچون پزشک، پرستار و متخصص بیهوشی دارند که در این بین، رابطه پرستار – مددجو بسیار تاثیر گذار خواهد بود(28)؛ زیرا پرستاران به دلیل حضور مداوم بر بالین بیمار، علاوه بر ارتباط مناسب با بیمار، می‌توانند محیطی آرام، ایمن و صمیمی ‌برای بیماران و خانواده آنان فراهم سازند(29). جایپی15 نیز با طبقه بندی این گونه حالات اضطرابی با عنوان اختلالات اضطرابی مرتبط با وضعیت طبی، بر ضرورت بررسی سطح اضطراب بیماران و تدوین تدابیر پرستاری موثر تاکید می‌کند(30). کنترل بیمار از نظر ریتم قلبی و فشار خون و مطالعات همودینامیکی دیگر نیز مسئولیت پرستاران در مراقبت از بیماران تحت مداخلات قلبی می‌باشد(19).
در این راستا مجمع پیس و الکتروفیزیولوژی امریکای شمالی استانداردهایی را برای پرستاران و سایر افراد حرفه ای تیم مراقبت و درمان تدوین کرده است که شامل سه بخش کاربرد علم و اصول مرتبط با مطالعات الکتروفیزیولوژی، داشتن دانش فنی و مهارت‌های بالینی برای به کارگیری تجهیزات و پایش موثر وضعیت قلبی عروقی و الکتریکی بیمار تحت مطالعه الکتروفیزیولوژی است(19). از آنجا که کاهش اضطراب یک هدف کلی درمورد همه بیماران است(31) در این راستا پرستاران باید اقداماتی را با استفاده از روش‌های دارویی و غیر دارویی در مرحله قبل از روشهای تهاجمی ‌برای کاهش اضطراب بیماران برنامه ریزی کنند(22). البته امروزه تسکین اضطراب بیماران در اغلب مراکز درمانی، با استفاده از داروهای آرامبخش انجام می‌شود(7). اما عوارض جانبی داروهای آرام بخش و موقتی بودن اثر آنها در سالهای اخیر منجر به انجام پژوهش‌هایی درباره شیوه‌های غیر دارویی(22) و الویت دهی مداخلات غیر دارویی و غیر تهاجمی ‌بدون عارضه جانبی و هزینه اضافی برای بیمار شده است(32). در این میان آرام‌سازی از مداخلات مورد توجه بوده است(33) که در میان آنها روش آرامسازی ارائه شده توسط هربرت بنسون16 به دلیل آموزش و یادگیری آسانتر آن مطلوبیت بیشتری داشته است(34).
با توجه به شواهد موجود در زمینه تاثیر عملکرد بخش قشر و ساقه مغز و اعصاب خودکار بر الکتروفیزیولوژی قلب و بروز دیس‌ریتمی‌ها(35)، آرام‌سازی به عنوان یک وضعیت آزاد از فشار عضلانی اسکلتی و وضعیت ذهنی آرام و متعادل می‌تواند با افزایش جریان واگال و کاهش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک با تاثیر حفاظتی و آنتی فیبرلاتوری17 روی قلب همراه باشد(36).
البته هنوز نیاز به انجام تحقیقات بیشتری در زمینه تاثیر آرام‌سازی بر اضطراب و به دنبال آن بر وضعیت همودینامیک بیمار وجود دارد(37)؛ چرا که ارتباط بین استفاده از روش‌های آرام‌سازی و کاهش اضطراب قبل از روش‌های تهاجمی ‌قلبی- عروقی مانند آنژیوگرافی کرونری و پیوند عروق کرونر در مطالعات مختلف مورد بررسی قرار گرفته اند و غالب نتایج نشانگر تاثیر آرام‌سازی بر کاهش اضطراب موقعیتی بوده اند(32، 33، 36، 38). اما این نتایج در زمینه مداخلات الکتروفیزیولوژیک به دلیل تفاوت‌های موجود از نظر میزان تهاجمی ‌بودن، طول مدت انجام روش و روش‌های بیحسی مورد استفاده در آن با دیگر روش‌های تهاجمی‌ قلب و عروق مورد سوال می‌باشد(7). از طرف دیگر نتایج مطالعات در زمینه تغییرات شاخص‌های همودینامیک، با وجود شناخت تغییر در دامنه و تعداد نبض و افزایش فشارخون به عنوان پاسخ‌های فیزیولوژیک اضطراب(30)، متفاوت بوده اند. برای مثال هیندویان18 و همکاران در مطالعه خود در سال 2011 در ارتباط با تاثیر آرام‌سازی بنسون بر اضطراب و درد بیماران تحت مطالعات الکتروفیزیولوژی، کاهش معنی دار اضطراب بیماران گروه آزمون را در مقایسه با گروه کنترل نشان داند؛ در مقابل، آرام‌سازی تاثیر کاهنده‌ای بر میانگین مقادیر نبض و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک نداشت(7)؛ در حالیکه مطالعه ی فیاضی و همکاران در سال 1388 در ارتباط با انجام آرام‌سازی در بیماران تحت عمل بای پس کرونر بیانگر کاهش معنی دار فشار خون دیاستولیک، تنفس و ضربان قلب در گروه آزمون بود(39). مطالعه محمدی و همکاران نیز با عنوان بررسی تاثیر آرام‌سازی بر علائم حیاتی بیماران مبتلا به سکته قلبی نشانگر کاهش معنی دار تعداد تنفس بیماران گروه آزمون را بوده است(33). ترابی و همکاران نیز در مطالعه خود کاهش نبض و فشار خون دیاستولیک را نشان دادند(22).
نتایج متفاوت حاصل از پژوهش‌های گذشته و سوالات زیاد موجود در رابطه با آن(40)، آگاهی از ارتباط نزدیک عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی فرد با حالات اضطرابی (41) و همچنین مشاهده موارد متعدد حالات اضطرابی در بیماران تحت این روش تهاجمی، پژوهشگر را بر آن داشت که تحقیقی با هدف بررسی تاثیر آرام‌سازی بنسون بر اضطراب و شاخص‌های همودینامیک بیماران تحت مداخلات الکتروفیزیولوژیک انجام دهد. چرا که جدید بودن این روش و نا آشنایی افراد جامعه با آن و احتمال کم تماس بیماران با موارد معدود افراد تحت این روش تشخیصی-درمانی در سالهای اخیر می‌توانند برانگیزاننده بروز اضطراب دراین گروه از بیماران باشند. امید است که نتایج این تحقیق، با وجود عدم دسترسی به مطالعه ای در ارتباط با اجرای این روش در بیماران تحت مداخلات الکتروفیزیولوژیک در ایران و استان گیلان، در تعیین راهکاری بدون عارضه، ارزان قیمت و موثر بر کاهش اضطراب و حفظ محدوده قابل قبول علایم همودینامک مفید واقع شود. چراکه عملکرد مبتنی بر شواهد و تحقیقات از استانداردهای پرستاری است که بر اساس آن پرستاران باید عملکرد خود را با توجه به آخرین شواهد اصلاح و تکمیل نمایند(42).

اهداف پژوهش:
هدف کلی:
تعیین تاثیر روش آرام‌سازی بنسون بر اضطراب و وضعیت همودینامیک بیماران تحت مداخلات ‌الکتروفیزیولوژیک در مرکز آموزشی درمانی تحقیقاتی دکتر حشمت شهر رشت در سال 1392
اهداف ویژه:
مقایسه مشخصات فردی و بالینی بیماران تحت مداخلات ‌الکتروفیزیولوژیک در دو گروه آزمون و کنترل
مقایسه میانگین نمره اضطراب قبل از آرام‌سازی در بیماران تحت مداخلات ‌الکتروفیزیولوژیک در گروه آزمون و کنترل
مقایسه میانگین مقادیر شاخص‌های همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس) قبل از آرام‌سازی در بیماران تحت مداخلات ‌الکتروفیزیولوژیک در دو گروه آزمون و کنترل
مقایسه میانگین نمره اضطراب قبل و بعد از آرام‌سازی در گروه آزمون
مقایسه میانگین نمره اضطراب مرحله اول و دوم بررسی در گروه کنترل
مقایسه میانگین مقادیر شاخص‌های همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس) قبل و بعد از آرام‌سازی در گروه آزمون
مقایسه میانگین مقادیر شاخص‌های همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس) مرحله اول و دوم بررسی در گروه کنترل
مقایسه میانگین نمره اضطراب بعد از آرام‌سازی در بیماران تحت مداخلات ‌الکتروفیزیولوژیک در دو گروه آزمون و کنترل
مقایسه میانگین مقادیر شاخص‌های همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس) بعد از آرام‌سازی در بیماران تحت مداخلات تهاجمی‌الکتروفیزیولوژیک در دو گروه آزمون و کنترل
سوالات پژوهش:
مشخصات فردی و بالینی از نظر توزیع در دو گروه آزمون و کنترل چه تفاوتی دارد؟
میانگین نمره اضطراب واحدهای پژوهش در گروه آزمون و کنترل قبل از آرام‌سازی چه تفاوتی دارد؟
میانگین مقادیر شاخص‌های همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس) واحدهای پژوهش در گروه آزمون و کنترل قبل از آرام‌سازی چه تفاوتی دارد؟
میانگین نمره اضطراب واحدهای پژوهش در گروه آزمون در مرحله قبل و بعد از آرام‌سازی چه تفاوتی دارد؟
میانگین نمره اضطراب واحدهای پژوهش در گروه کنترل در مرحله اول و دوم بررسی چه تفاوتی دارد؟
میانگین مقادیر شاخص‌های همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس) واحدهای پژوهش در گروه آزمون در مرحله قبل و بعد از آرام‌سازی چه تفاوتی دارد؟
میانگین مقادیر شاخص‌های همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس) واحدهای پژوهش در گروه کنترل در مرحله اول و دوم بررسی چه تفاوتی دارد؟
میانگین نمره اضطراب واحدهای پژوهش در گروه آزمون و کنترل بعد از از آرام‌سازی چه تفاوتی دارد؟
میانگین مقادیر شاخص‌های همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس)واحدهای پژوهش در گروه آزمون و کنترل در بعد از آرام‌سازی چه تفاوتی دارد؟
فرضیه‌های پژوهش:
میانگین نمره اضطراب قبل و بعد از آرام‌سازی در گروه آزمون متفاوت است.
میانگین فشار خون سیستولیک قبل و بعد از آرام‌سازی در گروه آزمون متفاوت است.
میانگین فشار خون دیاستولیک قبل و بعد از آرام‌سازی در گروه آزمون متفاوت است.
میانگین تعداد نبض قبل و بعد از آرام‌سازی در گروه آزمون متفاوت است.
میانگین تعداد تنفس قبل و بعد از آرام‌سازی در گروه آزمون متفاوت است.
میانگین نمره اضطراب گروه آزمون و کنترل در مرحله بعد از آرام‌سازی متفاوت است.
میانگین فشار خون سیستولیک گروه آزمون و کنترل پس از آرام‌سازی متفاوت است.
میانگین فشار خون دیاستولیک گروه آزمون و کنترل پس از آرام‌سازی متفاوت است.
میانگین تعداد نبض گروه آزمون و کنترل پس از آرام‌سازی متفاوت است.
میانگین تعداد تنفس گروه آزمون و کنترل پس از آرام‌سازی متفاوت است.
تعریف نظری واژه ها:
مداخلات الکتروفیزیولوژیک
مداخلات الکتروفیزیولوژیک با اهداف تشخیصی و درمانی انجام می‌شوند. این مطالعات به منظور تشخیص و تعیین محل دیس‌ریتمی‌ و همچنین درمان دیس‌ریتمی ‌با روش کاتتر ابلیشن بکار می‌روند(19). امروزه کاتتر ابلیشن به عنوان یک درمان منتخب برای تمام تاکی کاردی ‌های بطنی و فوق بطنی به ویژه زمانی که داروهای ضد دیس‌ریتمی‌ موثر نیست جایگزین جراحی قلب شده است(43).
آرام‌سازی
آرام‌سازی روشی است که در آن فرد می‌تواند با تفکر آگاهانه باعث تغییر در حالت فیزیکی، عاطفی و رفتاری ناشی از تنش خود شود. روش‌های آرام‌سازی که به طور معمول استفاده می‌شوند، آرام‌سازی پیشرونده عضلانی، آرام‌سازی با تصویر ذهنی، آرام‌سازی بنسون، آرام‌سازی عمقی، آرام‌سازی انتخابی، روش خودآفرین، مراقبه و. . . هستند(32) که در این بین روش آرام‌سازی ارائه شده توسط هربرت بنسون به دلیل آموزش و یادگیری آسانتر آن مطلوبیت بیشتری دارد(34).
آرام‌سازی بنسون
آرام‌سازی بنسون یکی از روش‌های آرام‌سازی است که اساس آن مقابله با فعالیت سمپاتیک از طریق افزایش فعالیت پاراسمپاتیک می‌باشد(34). به اعتقاد بنسون، چهار عنصر اساسی تنش زدایی را افزایش می‌دهند که شامل: محیط آرام، وضعیت راحت، وسیله ای ذهنی مانند کلمه ای که روی آن تمرکز شود و نگرش غیر فعال می‌باشد(22). در این روش، پس از آموزش چهره به چهره، از بیمار خواسته می‌شود که در حالت نیمه نشسته یا به پشت خوابیده و یا حالت راحت قرار بگیرد و همزمان با ذکر یک کلمه آرامش بخش تنفس عمیق انجام دهد. بعد عضلات مربوط به ناحیه پا تا سر را بطور متوالی به مدت چندین ثانیه شل نماید و اجازه دهد تا وضعیت انبساط و شلی به حالت عادی پدیدار شود. بیمار این عمل را چندین بار تکرار می‌کند و در پایان که تمامی ‌عضلات بدن او تحت آرام‌سازی شل می‌شوند، از او درخواست می‌شود که چشمان خود را ببندد و منظره یا هر حالت خوشایندی را که دوست دارد برای خود تجسم کند تا اثرات آرام‌سازی بطور مؤثر اتفاق بیفتد(44).
اضطراب
اضطراب یک حالت ناخوشایند از تشویش یا فشار است که می‌تواند بواسطه ترس از بیماری، بستری شدن، بیهوشی یا جراحی در بیمار ایجاد شود(22).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

شاخص‌های همودینامیک
شاخص‌های همودینامیک شامل متغیرهایی هستند که پایش آنها به شناسایی اختلال در تعادل و ثبات بدن کمک می‌کند که از جمله آنها فشار خون، نبض و تنفس هستند(45).
تعریف عملی واژه ها:
آرام‌سازی بنسون
در این پژوهش آرام‌سازی بنسون با همان شیوه ثبت شده در تعریف نظری مدنظر می‌باشد این روش با آموزش کامل مددجویان در زمینه نحوه انجام کار همراه با قرار دادن یک فایل صوتی ضبط شده در mp3 player به همراه هدفون، بیماران به اجرای این روش حداقل 3 نوبت در فاصله زمانی 5- 3 ساعت قبل از انجام مداخله الکتروفیزیولوژیک تا قبل از رفتن به اتاق عمل تشویق شدند.
اضطراب
در این پژوهش میزان اضطراب نمونه ها در دو گروه آزمون و کنترل در دو مرحله 5-3 ساعت(قبل از برنامه آرام‌سازی) و 60 -5 دقیقه قبل از پروسه الکتروفیزیولوژیک(پس از برنامه آرام‌سازی) با استفاده از بخش اضطراب(هفت سوال) از مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی ارزیابی شد. در نهایت میانگین و انحراف معیار نمرات کسب شده از پرسشنامه توسط نمونه‌های آزمون و کنترل(با محدوده 21-0) در دو مرحله پژوهش در تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد.
شاخص‌های همودینامیک
شاخص‌های فیزیولوژیک مورد نظر در این پژوهش شامل موارد ذکر شده در تعریف نظری است که نبض و فشارخون سیستول و دیاستول نمونه ها توسط یک دستگاه دیژیتال اندازه گیری و در برگه خاص تنظیم شده برای علایم حیاتی ثبت شدند. تعداد تنفس بیمار نیز توسط پژوهشگر طی مدت زمان یک دقیقه شمارش و ثبت شد. این شاخصها در دو نوبت(3-5 ساعت و 60-5 دقیقه قبل از انجام مداخله الکتروفیزیولوژیک) اندازه گیری شده و میانگین مقادیر ثبت شده در دو گروه آزمون و کنترل در 2 مرحله پژوهش مقایسه گردید
پیش فرض‌های پژوهش:
اضطراب پیش از عمل در بیش از 55 درصد بیماران تحت روشهای تهاجمی ‌قلب شیوع دارد(7).
اضطراب در بسیاری از بیماران در زمان قبل و حین پروسه‌های الکتروفیزیولوژیک مشاهده می‌شود(19).
اضطراب با تحریک سیستم‌های سمپاتیک و اندوکرین میتواند باعث ایجاد برخی تغییرات همودینامیک از جمله افزایش ضربان قلب، فشار خون و تحریک پذیری قلب و در نهایت دیس‌ریتمی‌ گردد(25).
ثبات همودینامیکی بیمار موجب تحمل بهتر مداخلات الکتروفیزیولوژی و دیس‌ریتمی ‌های احتمالی حین ابلیشن می‌شود(19).
کنترل اضطراب بیمار و تغییرات نامطلوب همودینامیک وابسته به اضطراب در بیماران تحت مداخلات الکتروفیزیولوژیک ضروری است(19).
کنترل بیمار از نظر ریتم قلبی و فشار خون و مطالعات همودینامیکی دیگر از مسئولیت پرستاران در مراقبت از بیماران تحت مداخلات قلبی می‌باشد(19).
پرستاران باید اقداماتی را با استفاده از روش‌های دارویی و غیر دارویی در مرحله قبل از روشهای تهاجمی ‌برای کاهش اضطراب بیماران برنامه ریزی کنند(31).

به منظور کنترل اضطراب، استفاده از روش‌های غیردارویی و غیرتهاجمی که بدون عارضه جانبی اند و هزینه اضافی برای بیمار ندارند از اولویت برخوردارند(32).
محدودیت‌های پژوهش:
شرایط عاطفی و روحی غیر قابل شناسایی و ابراز نشده توسط نمونه ها در زمان اجرای پژوهش و همچنین احتمال اجرای ناکامل روش آرام‌سازی توسط نمونه ها، با وجود برنامه ریزی دقیق اجرای مداخله در زمینه دسترسی به حداکثر همکاری واحدهای پژوهش و به حداقل رساندن سر و صدای ناشی از وسایل، تلفن، جابجایی بیماران و ارائه آموزش‌های لازم در جهت انجام صحیح و دقیق تن آرامی به واحدهای پژوهش، این عوامل ممکن است برنتایج مطالعه تأثیر گذارده باشند که این موارد خارج از کنترل پژوهشگر بوده اند.
علاوه بر این، با وجود رعایت نکات حائز اهمیت(از جمله ایجاد انحراف فکر حین ارزیابی تنفس در بیمار) در زمان اندازه گیری تعداد تنفس، از آنجاییکه این متغیر تا حد زیادی تحت اراده فرد قرار دارد، تعداد تنفس بیماران در مرحله اول بررسی در دو گروه همگون نبود که با استفاده از آزمون آماری مناسب این محدودیت کنترل شد.
فصل دوم
چارچوب پژوهش:
چارچوب پژوهش حاضر از نوع پنداشتی بوده و بر اساس مفاهیم اضطراب و شاخص‌های همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس) استوار است. در این بخش با توجه به مفاهیم پژوهش، به مباحث اضطراب، شاخصهای همودینامیک(فشار خون، نبض و تنفس)، روش‌های آرام‌سازی، دیس‌ریتمی ‌ها، مداخلات الکتروفیزیولوژیک و توجهات پرستاری مرتبط با آن با تمرکز بر اضطراب و شاخص‌های همودینامیک و روش‌های آرام‌سازی پرداخته می‌شود.
انسان همیشه در تلاش برای دستیابی به ثبات نسبی فرآیندهای داخلی بدن است که هموستاز نامیده می‌شود. هموستاز مشتمل بر دو بعد فیزیولوژیک(سطوح اکسیژن خون، فشارخون، حرارت بدن و تعادل مایعات و الکترولیتها) و روانشناختی(تعادل عاطفی، روانی و یا حالتی از رفاه روانی) است(46) که با یکدیگر مرتبط بوده و تحت تاثیر تنیدگی آورهای جسمی ‌و عاطفی قرار دارند(47). بدین ترتیب هموستاز می‌تواند تحت تاثیر تنیدگی آورهای مختلفی قرار گیرد که به انواع داخلی(عفونت یا احساس افسردگی) و خارجی(مرگ عضوی از خانواده) و یا تکاملی(بارداری و ازدواج) و موقعیتی(شغل جدید یا بیماری) طبقه بندی می‌شوند. مواجهه با این تنیدگی آورها با پاسخ تنیدگی و احساس اضطراب در فرد همراه خواهد بود(46). بدین ترتیب بروز اضطراب در جوامع از موارد بسیار شایع است؛ به گونه ای که بیش از 40 میلیون بزرگسال امریکایی به اختلالات اضطرابی مبتلا هستند که این میزان تقریبا معادل 18 درصد جمعیت تخمین زده می‌شود.(13)
در واقع، اضطراب موقعیتی طبیعی است که افراد در غالب اوقات زندگی خود، به ویژه قبل از تجربیات مهم زندگی، آن را تجربه می‌کنند. به عبارت دیگر اضطراب به عنوان “تجربه‌ای در موقعیت‌های خاص است” که منحصر به همان فرد خواهد بود(4). اضطراب، در حقیقت تجربه ای ذهنی است که با انواع مختلفی از احساس تهدید بروز می‌کند(6). این حالت شناختی با ناتوانی فرد در کنترل پاسخهای عاطفی به تهدیدات درک شده مرتبط است. به عبارت دیگر این احساس از نظر فیزیکی نوعی پاسخ به ترس است که با فعالیت سیستم سمپاتیک در پاسخ به موقعیت‌های خطرناک همراه می‌باشد(13). البته باید توجه داشت که مقادیر کم اضطراب می‌تواند موجب افزایش آگاهی و توجه شود اما اضطراب شدید باعث نقص عملکرد می‌شود(48). از این رو اضطراب از منظری دیگر به انواع اضطراب طبیعی و غیرطبیعی طبقه بندی می‌شود. اضطراب طبیعی در وضعیت‌های تهدید کننده بروز می‌کند و در این حالات معمولا توجه فرد به تهدید خارجی معطوف می‌شود. در حالیکه اضطراب غیرطبیعی در مواقع عدم وجود هرگونه تهدید بروز می‌کند و یا هیچگونه تناسبی با تهدید خارجی نداشته و بیش از حد طول می‌کشد. در موارد اضطراب غیرطبیعی، توجه فرد بر علائم بالینی مثل افزایش ضربان قلب معطوف شده و معمولا منجربه افزایش نگرانی بیمار می‌شود که خود با احساس تهدیدی مضاعف، تشدید پاسخ اضطرابی و برانگیختگی مضاعف سیستم اتونوم را موجب می‌گردد. به همین ترتیب چرخه معیوبی از اضطراب فزاینده شکل می‌گیرد(49).
همانگونه که ذکر شد، توجه فرد در شرایط اضطرابی بر روی وضعیت تهدید کننده معطوف می‌شود که با افزایش فعالیت سیستم عصبی سمپاتیک همراه است(49). احساس تهدید توسط سیستم لیمبیک19 و قشر مغز درک شده و از طریق آنها به بخش سمپاتیک سیستم عصبی خودکار هدایت می‌شود. تحریک سیستم سمپاتیک باعث ایجاد علائمی‌ می‌شود که ما آن را با عنوان اضطراب می‌شناسیم. سیستم لیمبیک همچنین پیام ها عصبی را به قشر مغز می‌فرستد که باعث تجربه فکری فرد در مورد اضطراب می‌شود(48).
بنابراین اضطراب حالتی است که شامل مجموعه ای از احساس، پاسخ‌های فیزیولوژیکی و تفکر فرد در مورد تجربه اضطراب است(48). علایم و نشانه‌های اضطراب را می‌توان در کل به انواع رفتاری و جسمی ‌طبقه بندی نمود. لکنت زبان، بی خوابی، پر تحرکی از جمله علائم رفتاری اضطراب می‌باشند. علائم جسمی ‌اضطراب نیز می‌تواند به انواع علائم عمومی ‌تنفسی مانند احساس گرفتگی قفسه سینه، اشکال در تنفس و تاکی پنه، قلبی عروقی شامل تپش قلب و ناراحتی یا درد در ناحیه قلب، شکایت‌های مربوط به سیستم عصبی مرکزی مانند زنگ زدن گوش، تاری دید، احساس گزگز و سرگیجه، علائم گوارشی شامل خشکی دهان، مشکلات بلع، ناراحتی معده، نفخ و اسهال و علائم تناسلی– ادراری مانند تکرر ادرار، ناتوانی جنسی در مردان، کاهش میل جنسی و فقدان قاعدگی یا قاعدگی دردناک در زنان بروز کند. سردرد، درد و سفتی عضلات مرتبط با تنش عضلانی از دیگر علائم اضطراب می‌باشند(13).
نکته مهم و حاثز اهمیت آن است که این وضعیت روانی مبتنی بر تشویش و نگرانی با تغییرات همودینامیک خاصی همراه است(49). همودینامیک که فشار و نیروی موجود در گردش خون را مد نظر قرار می‌دهد، شامل پآرامترهایی مانند ضربان قلب، فشار خون شریانی، فشار ورید مرکزی، فشار موجود در سیستم عروق ریوی و برون ده قلب است(46) که تغییر در آن ها به معنی تغییر در سلامتی فرد است. ارزیابی علائم حیاتی به عنوان بخشی از ارزیابی پرستاری و جزیی از مراقبت است که در این مورد، اطمینان از صحت اطلاعات و گزارش یافته‌های غیر طبیعی از وظایف پرستار است(47). در میان این علائم حیاتی، متغیرهایی همچون سرعت ضربان قلب، تنفس و فشار خون مهمترین علایم موجود در حالات اضطرابی و مرتبط با تنش هستند(49).
فشارخون که ناشی از فشار وارده از طریق خون بر دیواره عروق خونی است(50)، تحت تاثیر برون ده قلب، مقاومت عروق محیطی و حجم و غلظت خون قرار دارد(46). طبق گزارش هفتمین مجمع کمیته مشترک ملی در پیشگیری، شناسایی، ارزیابی و درمان فشارخون، فشار خون سیستولیک 119-100 و دیاستولیک 80-60 میلی متر جیوه به عنوان فشار خون طبیعی قابل قبول است. این مجمع در سطح بندی فشار خون طبقات پیش فشار خون بالا(با مقادیر 139-120 میلی متر جیوه در فشارخون سیستول و 89-80 درفشار دیاستول)، فشار خون بالای درجه 1( سیستول 159-140 و دیاستول 99-90میلی متر جیوه) و فشار خون بالا درجه 2 سیستول برابر یا بیش از 160 و دیاستول برابر یا بیش از 100میلی متر جیوه) را تعریف نموده است(27). افراد با فشار خون درمان نشده بیش از 90/140، 2 تا 3 برابر بیشتر از افراد عادی در خطر بیماری ‌های قلبی عروقی هستند. این فشار خون بالا می‌تواند سبب سکته قلبی، نارسایی قلبی،‌ هایپرتروفی20 بطن چپ، فیبریلاسیون دهلیزی، بیماری‌‌های عروق محیطی و نارسایی کلیه شده و مرگ و میر را افزایش دهد(51). حفظ فشار خون در محدوده طبیعی ضروری بوده و تغییرات آن می‌تواند نشاگر وجود یک پاتولوژی زمینه ای و تلاش بدن در جهت حفظ هموستاز باشد. این علامت حیاتی تحت تاثیر عوامل مختلفی چون سن، جنسیت، نژاد، فعالیت فیزیکی، تغییرات شبانه روز، شرایط طبی، دمای بدن، داروها و تنیدگی قرار دارد. مثلا میانگین فشار خون سیستولیک نوزادان در حدود 75 میلی متر جیوه است. فشار خون تحت تاثیر افزایش سن افزایش می یابد و در آغاز بلوغ به اوج می‌رسد. سالمندی یا کاهش الاستیسیته شریان‌ها، سخت تر شدن و تحمل کمتر آنها در مقابل فشار وارده از طرف خون همراه است که این عوامل باعث افزایش فشارخون سیستولیک می‌شوند. فشارخون دیاستولیک نیز به خاطر تغییر در انعطاف پذیری دیواره افزایش می یابد(46).

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید