فهرست مطالب
عنـوان صفحـه
فصل اول: کلیّات پژوهش
1-1-بخش اول: کلیات2
1-1-1-بیان مسئله2
1-1-1-1-تعریف لغوی سبکشناسی3
1-1-1-2-انواع مفهوم سبک3
1-1-1-3-تقسیم بندی سبک3
1-1-1-4-انواع سبک نو4
1-1-2-سؤالات اصلی پژوهش5
1-1-3-پیشینهی تحقیق5
1-1-4- اهداف پژوهش6
1-2-بخش دوم: چشم اندازی به زندگانی علیرضا قزوه7
1-2-1-معرفی علیرضا قزوه7
1-2-2-زندگی ادبی7
1-2-3-آثار7
1-2-4-مسؤولیت‌ها8
1-2-5-جوایز8

فصل دوم: مبانی نظری
2-1-بخش اول: سبکشناسی10
2-2-بخش دوم: نگاهی به ادبیات دفاع مقدس، شعر اعتراض و ادبیات مقاومت و پایداری11
2-2-1-ادبیات دفاع مقدس12
2-2-2-شعر اعتراض13
2-2-3-ادبیات مقاومت و پایداری13
فصل سوم: بحث و بررسی
3-1-بخش اول: سبکشناسی آثار منثور علیرضا قزوه16
3-1-1-سبکشناسی داستان16
3-1-2-بررسی ویژگیهای زبانی، ادبی، فکری دو اثر منثور علیرضا قزوه16
3-1-2-1-ویژگی زبانی16
3-1-2-2-ویژگیهای ادبی19
3-1-2-3-ویژگی فکری22
3-2-بخش دوم: سبکشناسی آثار منظوم علیرضا قزوه24
3-2-2-ویژگی زبانی آثار منظوم علیرضا قزوه24
3-2-2-1-استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربی25
3-2-2-2-استفاده فراوان از اسمهای اساطیری و تاریخی27
3-2-2-3-تکرار کلمات28
3-2-2-4-استفاده زیاد از کلماتی چون: شهید و شهادت، خون و سنگ، صبح و شب30
3-2-2-5-آوردن نام ماههای قمری31
3-2-2-6-استفاده از آواها و صداها32
3-2-2-7-آوردن نامهای ائمه و پیامبران33
3-2-2-8-کاربرد فراوان واژگان می و عشق و مست34
3-2-2-9-آوردن نامهای فرنگی35
3-2-3-ویژگی های ادبی آثار منظوم علیرضا قزوه37
3-2-3-1-تشبیه37
3-2-3-2-تشخیص39
3-2-3-3-تلمیح41
3-2-3-4-واجآرایی43
3-2-3-5-مراعات نظیر45
3-2-3-7-تضاد و طباق46
3-2-3-8-حسآمیزی47
3-2-1-ویژگی های فکری علیرضا قزوه48
3-2-1-1-علیرضا قزوه و ادبیات دفاع مقدس48
3-2-1-2-علیرضا قزوه و اشعار آیینی و مذهبی60
3-2-1-3-علیرضا قزوه و نهضت عاشورایی62
3-2-1-4-علیرضا قزوه و شعر اعتراض69
3-2-1-5-علیرضا قزوه و ادبیات مقاومت و پایداری78
فصل چهارم: نتیجهگیری
نتیجه گیری86
فهرست منابع و مآخذ89

فصــــل اول: کلیــات پــژوهش

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-1-بخش اول: کلیات
1-1-1-بیان مسئله
علیرضا قزوه شاعر و نویسندهی ایرانی متولد 1342 از جمله شاعران مقاومت و دفاع مقدس است. او از جوانی به شعر و دین و وطن علاقه داشت و در همان دوران، شاهد اشغال فلسطین و جنگ تحمیلی به کشورش بود و مشاهدهی این اوضاع، نوعی روحیهی اعتراض را در شخصیت وی به وجود آورد. به نوعی که در شعر وی نیز تأثیر گذاشته، و در شعری که باعنوان (مولا ویلا نداشت) نمود واقعی پیدا کردهاست.
او به عنوان یک شاعر انقلابی و معترض با این که در جبههی حق بر باطل حضور داشته ولی از قافلهی شهدای هشت سال دفاع مقدس جدا ماندهاست و چون رفتار مخلصانهی آن شهیدان را به چشم خود دیدهبود، به انتقاد از اوضاع فعلی پرداختهاست و از سوء استفاده بعضی افراد از نام شهیدان زبان به شکوه گشودهاست.
وی آثار زیادی در حوزهی مقاومت و دفاع مقدس دارد و در بیشتر آنها اعم از شعر، داستان، سفرنامه و… بنمایههایی از دفاع مقدس و اعتراض و مذهب و نهضت عاشورایی و مقاومت، آشکارا به چشم میخورد.
هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل سبکشناسی آثار علیرضا قزوه است. به همین خاطر آثار منظوم و منثور ادبی قزوه را از سه جنبهی زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار دادیم.
نخست به تعریف سبکشناسی پرداختیم. سپس با معرفی علیرضا قزوه، به زندگی ادبی و آثارش اشاره کردیم و بعد آثار ادبی قزوه را از سه جنبهی زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار دادیم. در این بررسی از ویژگی زبانی وی: استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربی، تکرار کلمات، آواها و صداها و استفاده فراوان ازاسمهای اساطیری، تاریخی بررسی شدهاست. از ویژگیهای ادبی وی، استفاده فراوان از تشبیه، تشخیص، تلمیح، واجآرایی و غزلسرایی و از جنبهی فکری آثار او نیز، پنج محور با عناوین: ادبیات دفاع مقدس، اشعار آیینی و مذهبی، نهضت عاشورایی، شعر اعتراض و ادبیات مقاومت و پایداری، بررسی شدهاست.

1-1-1-1-تعریف لغوی سبکشناسی
از نظر لغوی، واژهی سبک، مصدر ثلاثی مجرد عربی است. بهمعنای گداختن و ریختن و قالبگیری کردن زر و نقره و “سبیکه” به معنی پاره زر و نقره گداخته و قالبگیری شده مشتق از آن است (شمیسا، 1382: 11)

1-1-1-2-انواع مفهوم سبک
واژهی سبک در سه مفهوم بکار میرود: سبک شخصی، سبک دوره و سبک ادبی.
سبک شخصی: سبک خاص شاعر و نویسنده است و آثار او در طول قرون از اثر هر کس دیگری به نحو نمایانی متمایز نگاه میدارد(مانند فردوسی، نظامی، حافظ). (همان: 9)

سبک دوره: سبک کلی کم و بیش به همهی شاعران و نویسندگان دورههایی از تاریخ ادبیات است. مثلا مختصات که در آثار شعر قرون چهارم و پنجم مشاهده میشود. (همان: 10)
سبک ادبی: وجوه تمایز آثار ادبی از آثار غیر ادبی است. آثار ادبی در جهان مختصات خاص خود را دارند. (همان: 10)

1-1-1-3-تقسیم بندی سبک
آنچه بیشتر مورد توجه شاعران و نویسندگان و محققان است سبک دوره است. از همه مهمتر و معمولتر، تقسیم سبک بر اساس دوره است. لذا ادوار شعر فارسی به صورت زیر تقسیم شدهاست:
سبک خراسانی: نیمه دوم قرن سوم قرن چهارم و قرن بنجم
سبک حد واسط یا دوره سلجوقی: قرن ششم
سبک عراقی: قرن هفتم، هشتم و نهم
سبک حد واسط یا مکتب وقوع واسوخت: قرن دهم
سبک هندی: قرن یازدهم و نیمه اول دوازدهم
دوره بازگشت: اواسط قرن دوازدهم تا پایان قرن سیزدهم
سبک حد واسط یا دوران مشروطیت: نیمه اول قرن چهاردهم
سبک نو: از نیمه دوم قرن چهاردهم به بعد. (همان: 13)
سبک نو و یا نیمایی یکی از تحولات مهم در شعر و نثر ادبیات فارسی بهشمار میرود.
سبک نیمایی نوعی هنجارگریزی و سنتشکنی است. ردیف و قافیه که درشعر فارسی یکی از ارکان است، بندی و سدی برای شاعران دانستند. بههمین خاطر ایرج میرزا با شعر “انقلاب ادبی” زمینه بروز شعر نو فارسی را فراهم آورد و نیما یوشیج با سرودن شعر عاشقانه” افسانه ” از نظر شکل و محتوا تازگی در شعر فارسی به وجود آورد. در آن توصیفات و تعبیرات تازهای دیده میشود. قوهی تخیل نیز در آن بیشتر شدهاست. (همان: 463)

1-1-1-4-انواع سبک نو
در شعر سبک نو و نیمایی سه شیوه رایج بودهاست:
شعر آزاد: وزن عروضی دارد ولی جای قافیهها مشخص نیست.
شعر سپید: هر چند آهنگین است ولی وزن عروضی ندارد و جای قافیهها مشخص نیست.
شعر موج نو: نهتنها وزن عروضی ندارد بلکه آهنگ و قافیه نیز ندارد و فرق آن با نثر معمولا در ارائه مطالب و نحو خاص بیان و بطور کلی در تخیل شعریاست. (همان: 346)
آنچه در بررسی سبکشناشی یک اثر ادبی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، ویژگیهای زبانی، ادبی و فکری آن اثر است. (غلامرضایی، 1377: 249)
در ویژگی زبانی به لغات و کلمات توجه میشود و در ویژگیهای ادبی به صناعات و آرایههای ادبی و در ویژگیهای فکری به اندیشهها ودیدگاههای نویسنده و یا شاعر توجه میگردد. (همان: 256)
1-1-2-سؤالات اصلی پژوهش
1_ویژگی اصلی زبان شعری علیرضا قزوه چیست؟
2_ پرکاربردترین قالب در آثار علیرضا قزوه کدام است؟
3_مهمترین ویژگیهای ادبی و مهمترین خصیصهی فکری علیرضا قزوه کدام است؟
4-ویژگیهای زبانی، ادبی، فکری آثار منثور علیرضا قزوه کدام است؟

1-1-3-پیشینهی تحقیق
در مورد موضوع تحقیق تاکنون کتاب یا مقالهی با این عنوان به صورت مستقل نوشته نشدهاست. بیشتر مقالاتی که در مورد قزوه هست، دربارهی معرفی آثار و زندگی وی است. اما در مورد سبکشناسی پژوهشهای قابل توجهی صورت گرفتهاست که میتواند راهنما و الگوی بحث سبکشناسی ما در این پژوهش قرار گیرد که به چند مورد اشاره میکنیم:
درگاهی، در مقالهی «جایگاه معنی در سبک شعر فارسی» (1383)، ارزش معنا در سبکشناسی شعرفارسی را مورد بررسی قرار دادهاست. مقاله با این دعوی آغاز میشود که دانش سبکشناسی بیشتر به مختصات ظاهری و مباحث صوری و زبانشناختی شعر اعتبار میدهد و در این کار معانی اندیشهها و درون مایههای اشعار را یکسره نادیده میگیرد. در حالی که هم در سرآمدان شعر کهن و هم درتعبیر، شاخهی مهمی از نقادان دو سدهی اخیر، معنی یکی از دو پایهی اساس سبکها و گاه حتی “تنها پایهی آن” به شمار آمدهاست و قالب و محتوا کیفیت یک جوهر واحد. (همان: 36)
درپر، درمقالهی «سبک شناسی انتقادی» (1391)، به تعریف سبک پرداخته و با رویکرد نوین در بررسی سبک بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی، به بحث وارد شدهاست. وی در چکیدهی این مقاله چنین آوردهاست که امروزه سبکشناسی فارسی به وضعیت رکودی، پژوهشهای منفردی که اغلب سبک را جدا از بافت موقعیتی متن بررسی میکنند، دچار شده که خروج از آن ضروری است. راهحلی که در این مقاله پیشنهاد میشود، معرفی شاخههای جدید سبکشناسی و بازیابی ابزارهای مناسبی جهت تجزیه و تحلیل متون فارسی است.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1-1-4- اهداف پژوهش
1_ آشنایی با زندگی و آثار علیرضا قزوه.
2_ بررسی ویژگیهای زبانی، ادبی و فکری آثار منثور علیرضا قزوه.
3-بررسی ویژگیهای زبانی، ادبی و فکری آثار منظوم علیرضا قزوه.

1-2-بخش دوم: چشم اندازی به زندگانی علیرضا قزوه
1-2-1-معرفی علیرضا قزوه
علیرضا قزوه شاعر و نویسندهی ایرانی متولد 1342از جمله شاعران مقاومت و دفاع مقدس است او از جوانی به شعر و دین و وطن علاقه داشت و در همان دوران شاهد اشغال فلسطین و جنگ تحمیلی به کشورش بوده و مشاهده این اوضاع نوعی روحیه اعتراض را در شخصیت وی به وجود آوردهاست به نوعی که در شعر وی نیز تأثیر گذاشته، و در شعری که باعنوان (مولا ویلا نداشت) نمود واقعی پیدا کردهاست.

1-2-2-زندگی ادبی
وی مدتی در جراید و رسانههای کشور از جمله روزنامهی جمهوری اسلامی، روزنامهی اطلاعات، مجلهی امید انقلاب، ادبستان و اهل قلم و برنامه رادیو کارکردهاست.
قزوه ازسال 1377 تا 1379 به عنوان وابستهی فرهنگی در تاجکستان بودهاست. ایشان همچنین با راهاندازی نخستین جشواره شعر فجر، قدمی جدی برای معرفی و ارتقاء شعر ایرانی برداشتهاست.
قزوه به مدت یکسال نیز عهدهدار ریاست شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. وی از سال1386 تاکنون به عنوان وابسته فرهنگی و مدیر مرکز تحقیقات فارسی دهلی نو مشغول به فعالیت است.

1-2-3-آثار
از قزوه حدوداً40 کتاب شعر و نقد و سفرنامه و نثر و تحقیق به چاپ رسیدهاست. کتابهایی با عناوین:
از نخلستانتا خیابان، شبی در آتش، این همه یوسف، عشق علیهالسلام، قطار اندیمشک، ترانههای جنگی، با کاروان نیزه، سفرنامهی قونیه در قطار، دو رکعت عشق، من میگویم شما بگریید، گزیدهی ادبیات معاصر، چمدانهای قدیمی، صبح بنارس، پشت هرسنگ خداست، ازخیبر جنوب، سورهی انگور.
1-2-4-مسؤولیت‌ها
مسؤولیت صفحه ادبی روزنامهی اطلاعات (بشنو از نی)
همکاری با رایزنی فرهنگی ایران در کشور تاجیکستان.
دبیر کنگرهی سراسری شعر دفاع مقدس در استان کرمانشاه.
دبیر نخستین جشنوارهی بین المللی شعر فجر.
مسئول دفتر شعر و موسیقی وزارت ارشاد.

1-2-5-جوایز
در بیست و چهارمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، قزوه به خاطر کتاب شعر “با کاروان نیزه” جایزه تشویقی گرفت.

فصــل دوم: مبانی نظری
2-1-بخش اول: سبکشناسی
سبک، در زبان عربی به معنی گداختن و ریختن زر و نقره است و سبیکه پاره نقره گداخته را گویند. در اصطلاح ادبی به معنای طرز خاصی از نظم و نثر است که معادل style اروپایی باشد.
Style    خود از ستیلوس یونانی مأخوذ است، به معنای آلتی فلزی یا چوبین که به وسیله آن حروف و کلمات را بر روی الواح مومی نقش می‌کرده‌اند. امروز هم ایرانیان به «قلم» معنایی شبیه به سبک می‌دهند و می‌گویند: «فلان کس خوب قلمی دارد».(بهار، 1349: 19 )
به عبارت بهتر، سبک هر کس، روشی است که برای بیان اندیشه خود برمی‌گزیند مشروط بر اینکه این روش را خود ابداع کرده باشد یا حداقل با روش دیگران متفاوت باشد.(محجوب:51)
  پیشینه سبکشناسی را باید در یونان و روم جستجو کرد. افلاطون سبک را کیفیت و امتیازی تعریف می‌کنند که گوینده‌ای به لحاظ برخورداری از الگوی مناسب و شایسته کلام از آن بهره‌مند است و گوینده‌ای دیگر به دلیل فقدان این الگوی مناسب، از آن بی بهره است؛ اما ارسطو سبک را خاصیت ذاتی کلام می‌داند و معتقد است هر اثری دارای سبک است حال این سبک ممکن است پست، متوسط یا عالی باشد. سبک خصوصیتی اکتسابی است اما به درجات مختلف تقسیم بندی می‌شود،(امینپور، 1384: 180) رومیان نیز سبک را به درجات والا، معتدل و عامیانه تقسیم می‌کردند.
  سبک شناسی به معنای حقیقی خود در ایران سابقه‌ای ندارد و نخستین آثار این فن به صورت بسیار ضعیف در تذکره‌ها دیده می‌شود. تذکره نویسان در ترجمه احوال یک شاعر یا نویسنده در مورد سبک وی تسامح می‌کردند و گفتار را با تمجید و اغراق به پایان می‌رساندند.
عوفی درباره سبک شاعری چنین می‌نویسد: «شعرش چون مشاهده دوستان در صحن بوستان یا مکاشفه معشوقان پریزاده با عاشقان دلداده». از این توصیف تقریباً هیچ نکته سبک شناسی دستگیر خواننده نمی‌شود.
  از عهد صفویه به بعد در کتب تذکره به معنای سبک برمی‌خوریم و ظاهراً اولین جایی که لفظ سبک به کار رفته «مجمع الفصحا»ی رضا قلی‌خان هدایت است. (بهار، 1349: 21 )
  در ایران هرگاه سخن از روش بیانی یک نویسنده یا شاعر بوده است. کلمات، طرز، طریقه، شیوه، نمط، سیاقت، اسلوب و مانند اینها به کار می‌رفته است.
  خاقانی و صائب از شاعرانی بوده‌اند که در مورد طرز شعر خود سخن گفته‌اند، صائب امتیاز خود را آشنایی با طرز سخن می‌داند.(انوشه، 1375: 460)
           میان اهل سخن امتیاز من صائب  
                                   همین بس که با طرز آشنا شده‌ام
 
  بررسی سبک سخن در ایران، با سبکشناسی بهار آغاز شد. کتاب سه جلدی وی – سبکشناسی یا (سیر تطور نثر فارسی) – به بررسی آثار نثر فارسی از آغاز تمدن اسلامی تا عصر حاضر نموده است.
  نکته بسیار مهم در سبک شناسی توجه به بسامد است. اصولاً سبک از طریق مقایسه قابل ادراک است چنانکه رنگ‌ها در تقابل یکدیگر خود را نشان می‌دهند. در مطالعه نُرم و انحراف از آن، وجود یک یا چند عنصر سبکی چندان اهمیت ندارد اما بسامد عناصر سبکی اهمیت دارد؛ مثلاً کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم از ویژگی‌های سبک خراسانی است اما از مختصات غزل حافظ نیست هر چند که در دیوان حافظ به کار رفته باشد زیرا بسامد آن اندک است.
  هر سبکی نسبت به سبک دیگر دارای انحراف است و این یعنی سبک؛ مثلاً دیوان سعدی یک هنجار یا نرم است و غزل صائب در مقایسه با آن خارج از نرم است اما، هر دو سبک دارند. از اینجاست که برخی در تعریف سبک می‌گویند: سبک یعنی عدول از نرم.(شفیعی کدکنی، 1379: 38)
سبک از جهات مختلفی قابل تقسیم است؛ از این‌رو، در عرصه ادبیات  اقسام سبک ادبی متفاوتی به وجود آمده است.  
2-2-بخش دوم: نگاهی به ادبیات دفاع مقدس، شعر اعتراض و ادبیات مقاومت و پایداری
2-2-1-ادبیات دفاع مقدس
کشور جمهوری اسلامی ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 تحول شگرفی در ادبیات به وجود آمد. بعد از حمله عراق به ایران و دفاع مردم ایران از وطن و دین و ناموس خودشان، نوعی ادبیات با عنوان ادبیات دفاع مقدس به وجود آمد.
ادبیات دفاع مقدس به مجموعه نوشتهها و سرودههایی اطلاق میشود که درونمایه آن به مسایل هشت سال دفاع مقدس و پیامدهای آن بازگردد. در نگاهی وسیعتر میتوان طیفی گستردهتر و جغرافیایی فراختر برای این عنوان تصورکرد و با تکیه بر ویژگیهای دفاع مقدس بودن که تداعی الهی و دینی برای این نوشتهها وسرودههاست. (سنگری، 1380: 15)
ادبیات دفاع مقدس بخصوص شعر و متعهد بر پایهی فرهنگ ظلم سیتیزی شیعه و اسلام بنا شدهاست. از انجا شاعران این دوره آگاه هستند و متاثر از اتفاقات و حوادث اجتماعی گوناگونی است، شعر دفاع مقدس نیز در مسیر تکاملی خویش در هشت سال دفاع مقدس ناظر رشادتها و فداکاری جوانان بودهاند و شاهد لحظه لحظهی تصویرهای آن جامعه بودند.
ادبیات هر ملت، تحت تأثیر شرایط سیاسی اجتماعی، فرهنگی و دینی هر ملت است. جنگ تحمیلی و در برابر، دفاع مقدّس در این نبرد از سال(67ـ59) بوده و عظمت این نبرد شجاعانه و نیز شکوه حضور مردم دیندار ایرانی در این جنگ، ادبیات و شعر فارسی را از دید رنگ و صورت و معنی دگرگون و به آن رنگ دلاوری و دینی و عرفانی دادهاست. در قرون متمادی گذشته، حماسه، عرفان، عشق و اخلاق، از عمدهترین مفاهیم اشعار ایرانی بوده و شاعر دفاع مقدس همه این مفاهیم تجسّم کرده و یا شنیده و تجربهکرده و آن آزمودههای عینی خود را با تجارب شعری درآمیخته و در پوشش هنر و شعر به تصویر کشیدهاست. (حسینی، 1380: 9)
جنگ تحمیلی و به دنبال آن دفاع مقدّس شگرفترین تأثیر را بر ادبیات منظوم و منثور ایرانی گذاشته است. «مجموعه سرودهایی را که در قالب های گوناگون اعم از سنتی و نو، نیمایی و سپید شکل گرفتهاند و درون مایه اصلی آنها تشویق و تکریم دوست و تحقیر و تهدید دشمن و تقویت روحیهی مذهبی و ملی برای حفظ وطن و انقلاب است، شعر جنگ می نامیم. شعر جنگ به لحاظ زمانی حدفاصل بین شروع تجاوز دشمن تا پذیرش قطعنامه(598) را در بر میگیرد.” (همان: 12)

2-2-2-شعر اعتراض
شعر اعتراض شعری است که داعیهی پیکار با ظلم و بیعدالتی، زشتی و پلشتی و نامردی و نامردمی را دارد و به دنبال بسترسازی برای استقرار ارزشهای الهی در سرتاسر جهان است  و اگر شاعر بتواند تعهد اعتراضآمیز خود را وجوه هنری ببخشد، شعرش همیشه شعر خواهد بود و خواهد توانست دهان مخالفان تعهد سیاسی و اجتماعی  را در شعر ببندد. میزان توانمندیهای شاعر و کیفیت بیان است که به شعر مانایی میدهد در غزل امروز وقتی این اعتراض از صافی تغزل هم عبور داده میشود، مانایی و زیبایی خاصی به آن بخشیده میشود.
شعارگرایی نه تنها در شعر اعتراض که در شعرهایی با موضوعهای دیگر نیز میتواند ظهور داشتهباشد و نبایست با این حربه به رد شعر اعتراض پرداخت و جوهر کلام آن که در شعر اعتراض تعهد نه بر شانههای شاعر و شعر بل بر دوش مخاطب سنگینی میکند و مخاطب متعهد باید باشد نه شاعر. (لنگرودی، 1377: 85)

2-2-3-ادبیات مقاومت و پایداری
عنوان ادبیات پایداری معمولاً به آثاری اطلاق می‌شود که تحت تأثیر شرایطی چون اختناق و استبداد داخلی، نبود آزادیهای فردی و اجتماعی، قانون‌گریزی و قانون‌ستیزی با پایگاههای قدرت، غصب قدرت و سرزمین و سرمایه‌های ملی و فردی و… شکل می‌گیرند. بنابراین جان‌مایهی این آثار با بیداد داخلی یا تجاوز بیرونی در همهی حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و ایستادگی در برابر جریانهای ضد آزادی است.
صرف‌نظر از ویژگیهای کلی این نوع ادبیات، آن‌چه وجه ممیزهی آن از سایر مقوله‌های ادبی است، در پیام و مضمون آن نهفته است. بدین معنا که آثاری از این دست اغلب آیینهی دردها و مظلومیتهای مردمی هستند که قربانی نظامهای استبدادی شده‌اند. این آثار ضمن القای امید به آینده و نوید دادن پیروزی موعود، دعوت به مبارزه و ایستادگی در برابر ظلم و ستم، ستایش آزادی و آزادگی، ارج نهادن به سرزمین مألوف و شهیدان و جان‌باختگان وطن را در بطن خود دارند. (شکری، 1366: 11)
یکی از دغدغه‌های اصلی نویسندگان و شاعران این نوع ادبیات، بی‌هویتی نسلی است که رفاه غربت، آنها را از درد و رنج ملت خویش غافل کردهاست. از این روست که می‌کوشند با طرح نمادهای اسطوره‌ای ملی و تاریخی، عرق وطن‌دوستی و دفاع از آب و خاک و تلاش برای رسیدن به وضع مطلوب (به جای تن دادن به وضع موجود) را در افراد ایجاد کنند. (همان: 15)
نخستین و بایسته‌ترین گام در بحث و تحلیل هر مقوله‌ای، شناخت جغرافیایی آن موضوع و ترسیم مرزهای آن است. بی‌گمان برای بسیاری از موضوعات، فراخنا و گستره‌ای بی‌مرز می‌توان قائل شد و این شیوه‌ای است که در حوزهی علوم انسانی متداول‌تر است و البته جز گره‌افکنی در کار و ایجاد ابهام و سردرگمی ره‌آوردی ندارد. ادبیات مقاومت یا پایداری نیز مصون از این خطرگاه نیست. می‌توان دامنهی ادبیات پایداری را به هر نوع ایستادگی و رویارویی انسان که در قالب شعر و نثر ظهور و بروز می‌یابد گسترش داد. در این صورت سروده‌های نخستین انسان در ستیز با عناصر طبیعت و عوامل مرموز مؤثر در سرنوشت، نوشته‌ها و سروده‌هایی که ستیز انسان با خویش و خواهشهای شکننده و اسارت‌آفرین را باز می‌گویند و همهی آثاری که به جنگهای تاریخ ملتها برمی‌گردند در قلمرو ادبیات پایداری قرار می‌گیرند.
اما این شیوه تحلیل و تبیین و اعتقاد به چنین میدان فراخ و بی‌مرزی نه علمی است و نه منطقی. از نظرگاه علمی، ادبیات پایداری به مجموعه آثاری اطلاق می‌شود که از زشتیها و پلشتیهای بیداد داخلی یا تجاوزگر بیرونی، در همهی حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، با زبانی هنری (ادیبانه) سخن می‌گوید. برخی از این آثار، پیش از رخ نمودن فاجعه، برخی در میان جنگ یا پس از گذشت زمان ـ به نگارش تاریخ آن می‌پردازند.” (همان: 19)

فصــل سوم: بحث وبررسی

3-1-بخش اول: سبکشناسی آثار منثور علیرضا قزوه
از آثار منثور قزوه، نثر ادبی سفرنامهی قونیه در قطار(1388) و سفرنامهی حج پرستو در قاف(1388)، که بیشتر بار ادبی داشته است، مورد بررسی قرارگرفتهاست.

3-1-1-سبکشناسی داستان
در سبکشناسی داستان، ما همچون سبکشناسی شعر، اول به تعریفی از سبکشناسی داستان میپردازیم سپس وارد بحث میشویم. آنچه موجب همانندی یا ناهمانندی سبک داستانهای نویسندگان است، از طریق زبان مشخّص می‌شود. زبان نیز آمیزه‌ای از کلمات و جملات است. امّا تنها این کلمات و جملات نیستند که خواننده را تحت تأثیر قرار می‌دهند، بلکه چگونگی گفتن یا نحوه کاربرد و انتخاب کلمات و جملات که شیوهی نگارش و یا سبک خوانده می‌شود. (میرصادقی، 1380: 502) و می‌تواند در نهایت مورد قبول خواننده واقع شود، در برجسته کردن یک اثر، نقش عمده‌ای دارد. شیوه گفتن یا شگردی که نویسنده برای نقل داستان خود مورد استفاده قرار می‌دهد، حاصل تصّرف وی در ساختهای مختلف زبانی، بیانی و مشخّصه‌ها و ویژگیهای دیگری است که داستان را تشخّص ویژه‌ای می‌بخشد و آن را به نام نویسندهی آن سکّه می‌زند. استفاده از این تجربهی معمول در سبک‌شناسی، که اثر را از سه دیدگاه زبانی، ادبی و فکری مورد بررسی قرار می‌دهد، (شمیسا، 1381: 23) در این پژوهش هم مورد توجه قرار گرفته شده و آثار قزوه را از این سه دیدگاه مورد بررسی قرار دادهایم.

3-1-2-بررسی ویژگیهای زبانی، ادبی، فکری دو اثر منثور علیرضا قزوه
3-1-2-1-ویژگی زبانی
از ویژگیهای زبانی این دو اثر ادبی به چند مورد که بیشتر به چشم میخورد اشاره میکنیم:
3-1-2-1-1-استفاده از زبان محاورهای
در این دو سفرنامه از زبان محاوره و دستور زبان عامه بیشتر استفاده شدهاست به طوری که اجزای جملات در جای معمول خود به کار گرفته نشدهاست و از دستور زبان معیار پیروی نکردهاست.
موج موج آدم و ماشین میخوردند به ساحل خیابان! طوفانی از ترافیک، هیاهو و هوهو. من در چهار راه مولوی سرگردان بودم وچشم به راه، زنگ زدم به همسفران که ماندهام در این شلوغی. (قزوه، ت، 1388: 11)
و یا در جای دیگر آوردهاست:
مولانا را نشاندم بر صندلی بیست و ششم! گفتم: «این پرویز بیگی است؛ همسفرم». (همان: 17)
از دست راست مولانا همین طور نور میریخت توی دست چپش و از دست چپش میریخت کف قطار. (همان: 43)
دیدم در داخل ضریح پرشده از کتاب های رمان و داستان و شعر. (همان: 55)
بعد خیام ایستاد کنارمان و گفت: می رحمانی آوردهام برایتان. (همان: 72)
کارت پروازمان شماره صندلی نداشت. فهمیدم هرکه هرکه است و رفتم نشستم آن جلوها: بغل پنجرهی هواپیما که به عبارتی میشد لژ هواپیما. (قزوه، پ، 1388: 11)
و یا در جای دیگر مینویسد:
اتوبوس از روی پلی بالا میرود. همه چشم برمیگردانیم. گنبد سبز رسولالله(ص) را میبینم و اشتیاق و اندوه اشک میشود در چشمها. (همان: 23)
بوی مدینه میآید. این را از نم نم باران فهمیدم. دلها بیتاباند و چشمها گریان. (همان: 22)
آن شب شب قدر بود و شیخ رفته بود دریاچهی نمک تا دعای جوشن کبیر بخواند که آخرهای دعا خمپارهی عراقیها آمد و… گفتم شیخ در گلستان شهدای قم دفن است و گفتند حتما عوض آنها بروم سر قبر شیخ… (همان: 59)
رفتم سمت مسجدالنبی نزدیک مسجد بلال و نزدیکی قبه الخضرا چند تا عکس گرفتم. (همان: 71)
ایستادهایم پای کوه سلع”کوهی سیاه در غرب مدینه و متصل به شهر”پایین تر از احد. (همان: 50)
میرویم تا مسجد شجره “آداب احرام و تلبیه را انجام دهیم” نماز بگزاریم و راهی شویم به سمت امالقری. (همان: 73)

3-1-2-1-2-استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربی
از دیگر ویژگی زبانی آثار منثور قزوه استفاده فراوان از لغات و اصطلاحات عربی است.
قزوه با این ویژگی زبانی نشان میهد که به دین و مذهب و اسلام توجه خاصّی دارد. بیشتر این لغات و اصطلاحات استفاده شده در متن، برگرفته از آیات و روایات تاریخ صدر اسلام و قرآن است. به همین خاطر از وی میتوان به عنوان شاعر مذهبی و آیینی یاد کرد.
در زیر به چند مورد از این ویژگی زبانی آثار منثور قزوه اشاره میکنیم:
بایزید گفت: «سبحانی ما اعظم شأنی». (قزوه، ت، 1388: 71)
بین الحرمین و کف العباس و تل زینبیه (همان: 14) گفتم: «بسم الله! لقمه بزن با ما» (همان: 18)
کل شیء هالک الا وجهه… (همان: 111) یحتمل، اطلاع ثانوی. (همان: 117)
خلق الله و تقبل الله و لاترفعوا اصواتکم… و تبت یدا ابی لهب… (همان: 30)
با یک دشداشه به اثنی عشر ریال و شدم شبیه اعراب (همان: 58)
الفسته فی الفندق (همان: 68) لبیک “اللهم لبیک (همان: 74) لااله الا الله (همان: 76) ان شاالله زلزله (همان: 78) کبارالعلماء (همان: 83) ممنوع الافتراش (همان: 117) الغرض (همان: 114) یا مقلب القلوب والابصار (همان: 117)

3-1-2-2-ویژگیهای ادبی
3-1-2-2-1-تشبیه
یکی از آرایههای ادبی رایج در آثار منثور قزوه، استفاده فراوان از تشبیه است.
اصطلاح تشبیه در علم بیان به معنی ماننده کردن چیزی است به چیز دیگری، مشروط بر اینکه آن مانندگی مبتنی بر کذب یا حداقل دروغنما باشد، یعنی با اغراق همراه باشد. (شمیسا، 1383: 33)
در این مورد به چند شاهد مثالی از آرایه ادبی تشبیه که قزوه در میان آثار منثور خود استفاده کرده، اشاره میکنیم:
موج موج آدم و ماشین میخوردند به ساحل خیابان! طوفانی از ترافیک، هیاهو بود و هوهو. (همان: 11)
گفتم چهارتا غذای گرم و یک پرس نور! دانستم که مولانا نور میخورد. (همان: 18)
با کمک شمس و با مساعدت مجلس شورا و شورای شهر، روح قطار را باز میگردانیم به عقب. (همان: 87)
اتاقک کوچک شبیه زاغه با تخت های وا رفته. (همان: 20)

3-1-2-2-2-تشخیص (جان بخشی)
از ویژگیهای ادبی دیگر قزوه در آثار منثورش استفاده از آرایه ادبی تشخیص و جانبخشی است. شفیعی کدکنی در تعریف تشخیص آوردهاست:
بخشیدن صفات انسان و به ویژه احساس انسانی به چیزهای انتزاعی، اصطلاحات عام و موضوعات غیر انسان یا چیزهای زندهی دیگر. (شفیعی، 1375: 150)
که به چند مورد از این صنعت ادبی اشاره میکنیم.
بیشتر این هیاهو مال این دل آتش گرفتهاست که دارد این وقت غروب، نینامه میسراید. (همان: 11)
چرا ماشینها ایستادهاند. شاید تعظیم میکنند به جلال الدین. (همان: 12)
اگر خدا خواست و ماندیم در حافظهی تاریخ فدائیان سرتاریخ حج اول بنده جرّ و بحث نکنند (قزوه، پ، 1388: 16)
چه زود دوست شدم با مدینه. با هوایش “خاکش”و خیابانهایش. (همان: 28)
درشمال مدینه و در قسمت شرقی آن کوهی قهوهای رنگ و نهچندان بزرگ قدکشیده به نام احد، که میان همه کوههای عالم یگانه است و بوسه بر گامهای بزرگانی چون رسول الله و علی ابن ابی طالب و حمزه سیدالشهدا زدهاست. (همان: 46)

3-1-2-2-3-حسآمیزی
از دیگر ویژگیهای ادبی قزوه استفاده از صنعت ادبی حسآمیزی است.
شفیعی کدکنی در کتاب صورخیال در شعر فارسی در تعریف این آرایه ادبی آورده است « یکی از وجوه برجستهی ادای معانی از رهگذر صورخیال، کاری است که نیروی تخیل در جهت توسعهی لغات و تعبیرات مربوط به یک حس انجام میدهد، یا تعبیرات و لغات مربوط به یک حس را به حس دیگری انتقال میدهد» (شفیعی، 1375: 271)

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید