3-4- تعریف مفاهیم اصلی پژوهش68
3-5- تکنیکهای مورداستفاده برای گردآوری داده ها70
3-5-1- مطالعات اسنادی70

3-5-2- مشاهده71
3-5-3- مصاحبه نیمه ساخت یافته72
3-5-4-محورهای مصاحبه72
3-5-5-روش تحلیل داده های مصاحبه73
فصل چهارم: یافته های تحقیق
4-1- یافته های کیفی78
4-2-یافته های کمی92

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل پنجم: نتیجه گیری
5-1- جمع بندی یافته های کیفی98
5-2- جمع بندی یافته های کمی104
5-3-نتیجه گیری105

فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- مقدمه

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مسئله هویّت از مضامین مهمی است که هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی و فرهنگی می‌تواند نمایانگر ویژگیهای فرد و جامعه باشد. مطالعه وضعیت و تغییرات هویّت اجتماعی و ابعاد گوناگون آن از جمله هویّت ملی، هویّت فرهنگی، هویّت قومی ابزار گویایی برای فهم شرایط و اوضاع واقعی و موجود جامعه است.زیرا هویّتها، هم مسبوق به ارزشها و نگرشها هستند و از آن سرچشمه میگیرند و هم بر اعمال فردی و جمعی تأثیر میگذارند.
در ایران بهویژه در طول دهه گذشته مسئله هویّت و تغییرات و چالشهای هویّتی بهویژه در میان جوانان و زنان مورد توجه و مطالعه قرار گرفته و در این زمینه پژوهشهای متعدّدی انجام گرفته است.
در همین راستا با توجه به دگرگونیهای ساختاری ناشی از مدرنیزاسیون و تغییرات فرهنگی ناشی از مدرنیسم بهویژه در میان نسلهای جدید و زنان که ورود و مشارکت بیشتری در عرصههای تحصیلی و شغلی داشتهاند، ارزشها و نگرشهای جدیدی ایجاد شده است که الگوهای سنتی اندیشه و عمل و در نتیجه هویّتهای زنانه موجود را زیرسؤال برده است. تفاوت و گاه تضاد الگوهای فکری وعملی سنتی و جدید که در اثر عوامل گوناگونی روی میدهد، چالشهای هویّتی گوناگونی را ایجاد میکند. چند و چون این تغییرات هویّتی بهویژه در بعد فرهنگی مطالعات وسیعی را ایجاب میکند تا هم روند تغییرات فرهنگی ترسیم شود و هم بتوان برای رفع چالشها و تضادهای هویّتی که همواره موجب تنشهای فردی و اجتماعی است چارهجویی کرد.
یکی از منابع تغییرات هویتی بهویژه در بعد فرهنگی تجربه زیست جهانها و محیطهای زندگی جدیدی است که هم شرایط جدیدی را به افراد تحمیل میکند و هم آنها را با محیطهای جغرافیایی و اجتماعی جدید آشنا میسازد. نمونهای از این موارد در مورد دختران جوانی مصداق دارد که برای ادامه تحصیل از شهر وخانواده خود دور شده و به شهری دیگر و به محیط زندگی خوابگاهی وارد میشوند. در این راستا در پژوهش حاضر در نظر داریم زندگی خوابگاهی و تجربه زندگی دور از محیط آشنا و بسته خانواده و مواجه شدن با افراد گوناگون را بر هویّت فرهنگی دختران ساکن در خوابگاه مورد مطالعه قرار دهیم .
باید دید دانشجویانی که با زیست جهان جدید خوابگاه مواجه میشوند،با گذار از شرایط وابستگی به خانواده به شرایط استقلال نسبی و در وضعیتی که چه بسا نیازهای اولیّه آنان به راحتی قابل رفع نباشد و همچنین زندگی با افراد دارای خلق و خو، منش و الگوهای رفتاری مختلف چه تغییراتی را در طرز فکر و نگرش و رفتار تجربه میکنند و در معرض کدام تغییرات هویّتی و فرهنگی قرار میگیرند.
شرایط فرهنگی شهر محل تحصیل، خود از عوامل ناپایداری افراد محسوب میشود. برای مثال شخصی که محل سکونتش شهری کوچک و یا شهرستانی آرام بوده، با ورود به یک کلانشهر شلوغ برای تحصیل، ناگهان وارد محیطی میشود که باید مناسبات جدیدش را با ویژگیها و الزامات جدیدی تنظیم کند. تقلید صرف، تسلیم فرهنگی، خودباختگی و از خود بیگانگی خطری است که فرد را تهدید میکند. از طرف دیگروجود تعصب قومیّتی در فرد سبب انزوای او از محیط اجتماعی جدید میشود.
1-2- بیان مسأله
هویّت روشن و نسبتاً با ثبات یکی از نیازهای شخصیّت انسانی است. هویّت زمانی آشکار میشود که انسان با دیگر هویّتها و طرز فکرهای مختلف و نقشهای جدیدی که به عهده میگیرد مواجه میشود. مادام که غیری در کار نباشد، انسان از ویژگیهای خودش آگاه نمیشود و هویّت شکل نمیگیرد(مانی،1374: 14) و گاه هنگام تماس هویّتها با هویّت غیر،تغییر و تحولاتی در هویّت خودی بوجود میآید. به دلیل فراگیر بودن مفهوم هویّت در حوزههای فرهنگ،اجتماع، سیاست و اقتصاد، مردمشناسان، جامعهشناسان و علمای عام سیاست و اقتصاد به مطالعه درباره آن همّت گماردهاند و از زوایای مختلفی آن را مورد بحث و برّرسی قرار دادهاند. امّا آنچه در این پژوهش مورد تأکید بیشترواقع شده هویّت فرهنگی است که از ابعاد مهّم هویّتی، به شمار میآید، چون با ارزشها و نگرشهای فرد ربط وثیقی دارد.
در تعریف هویّت فرهنگی در دایرهالمعارف علوم اجتماعی چنین آمده است: هویّت فرهنگی احساس تعلّق و همبستگی به جامعه و فرهنگ آن است که در رفتار همه اعضای آن جامعهوجود دارد و سبب تمایز اعضای این جامعه از سایر جوامع میشود. هویّت فرهنگی باعث میشود فرد در مقابل هنجارها و ارزشهای جامعه خود احساس تعهد و تکلیف کند و در امور مختلف آن مشارکت جوید و انتظارات جامعه خود را پاسخ گوید و در مواقع بحرانی سرنوشت جامعه و غلبه بر آن بحران برای او مهّم باشد.شایان ذکر است که احساس تعلّق جمعی مستلزم حمایت جمع مذکور از فرد نیز هست و رابطه دو طرفه بین فرد و جمع را ایجاب میکند (باقر ساروخانی، 1375: 60). خلاصه آنکه هویّت فرهنگی متضمن احساس تعلّق به فرهنگ و جامعه است به گونهای که اعضای یک جامعه یا گروه را از سایر گروهها متمایز نماید.هویّت فرهنگی بواسطه تعهد عملی که در فرد ایجاد میکند پیامدهایی دارد (باقر ساروخانی، 1375: 61).
هر فرهنگی که در فضا، مکان و زمان خاص شکل میگیرد هرچند ممکن است در طول زمان تغییر کند، اما کارکردها و رویههای فکری و رفتاری خاص خود را به دنبال دارد.فرهنگها نه منسجم و همگناند و نه در سکون و ثبات دائمی،بلکه ذاتاً چندسویه، تغییر پذیر و باز هستند. به علاوه محیطهای متفاوت، بر روی انسان و رفتار و هویّت او تأثیر میگذارد،درواقع هویّت ما در فرایند تعامل با دیگران و تعامل با محیط تغییر میکند. محیط جدیدی مانند خوابگاه و برخورد با انسانهای جدید باعث شکلگیری روابط، تجربهها و اتفاقات جدیدی میشود. داشتن ارتباط طولانی و زندگی کردن با افرادی که هم اتاقی نامیده میشوند سرآغاز تأثیر و تأثّرهای بسیار است و از طرف دیگر الگوهای رفتاری متفاوت به ویژه عدم رعایت حقوق دیگران، مجادلههای فرهنگی، اعمال تعصب، دخالتهای سایرین و کمبود امکانات زندگی همه و همه باعث ایجاد درگیریها و مشکلات گوناگونی میشود که به طور مستقیم یا غیر مستقیم بر رفتارها و تعاملات افراد ساکن در خوابگاه اثر میگذارد.
خوابگاه در نظر ما محل سکونت موقت، مکانی با امکانات محدود و اولیّه است که دانشجو برای ادامه تحصیل در آنجا استقرار پیدا میکند. فرد با ورود به خوابگاه از محیط آشنایی که سالها در آن زندگی کرده جدا می‌شود و در محیط جدید و متفاوتی قرار می‌گیرد. زندگی در این محیط جدید با افرادی از فرهنگ‌ها و سلیقه‌های گوناگون منجر به شکلگیری تعاملات خاصی می‌شود، که چه بسا هویّت فرهنگی فرد را در معرض تغییر و تحوّل قرار دهد. در نتیجه ممکن است وقتی که این افرادبا این الگوهای جدید به شهر و خانواده و فرهنگ بومی خود برمیگردند، با چالشهای جدّی هویّتی مواجه شوند و نابسامانیهایی را در سطح فرد، خانواده و اجتماع ایجاد کنند. آنچه که در این تحقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد، مسئله‌ی تغییرات فرهنگی و هویّتی در میان دانشجویانی است که در شهر محل تحصیلشان در خوابگاه سکونت میگزینند. در این راستا بحث هویّت فرهنگی در میان قشر دانشجو به مثابه نقطه کانونی مسأله هویّت از اهمیّت شایانی برخوردار است، دانشجویان به سبب ویژگی سنی و جوان بودن و نیز به خاطر گستردگی شبکه روابطشان با افراد دارای هویّتهای مختلف، و تفکّر نقّادانهای که در مورد سنتها و رویّههای فکری و عملی زندگی دارند بیشتر در معرض مسائل و چالشهای هویّتی قرار دارند. زیرا از یک سو فضای دانشگاه بخصوص خوابگاه، آنها را با ارزشها و نگرشها و الگوهای جدید اندیشه و عمل آشنا میکند و از سوی دیگر خانواده و بدنه جامعه بزرگتر معمولاً انتظار حفظ و پیروی از فرهنگ سنتی را از آنها دارد. این وضیعت در بیشتر اوقات به هویّتهای ترکیبی و چندگانهای منتهی می‌شود که با هویّت مورد انتظار جامعه و حتی خود نظام آموزش عالی کنونی ایران متفاوت است. به عبارت دیگر، جوان بودن دانشجویان به اضافه چندگانه‌شدن زیست‌جهان‌های آنها (به قول برگر)، تأثیرات رسانه‌ای مدرنیته(به ویژه رسانههای غیر رسمی) موجبات ترکیبهای خاص هویّتی دانشجویان را فراهم می‌آورد. در این موقعیتِ هویّتیِ پیوندی، عناصر مختلفی از گفتمانهای مختلف سنت(مانند مذهب) و مدرنیته(مانند سکولاریسم و ملّی‌گرایی) دیده می‌شود که موجب تفاوت هویّتهای دانشجویی با سایر قشرهای جامعه میشود.
آغاز زندگی دانشجویی چالشهای خاص خود را به همراه دارد. احساس تنهایی، جدایی از خانواده و دوستان و شبکه ارتباطات اجتماعی، زندگی در شهری جدید، آشنایی و مواجهه با فرهنگ و افراد مختلف، تأمین هزینههای زندگی، امتحانات و آزمونهای گوناگون درسی و جا به جاییهای مکرّر در مسیر خانه و خوابگاه به طور بالقوّه موجب ایجاد تنشهایی در زندگی روزمره آنها میشود.
ورود به خوابگاه از طرفی تصویر و رویای بی نظیر استقلال از خانواده و زندگی با دوستان هم سن و سال را در ذهن ایجاد می‌کند. اوّلین روزهای زندگی دانشجویی بدون حضور خانواده، در شهری غریب با افرادی از فرهنگهای مختلف و شخصیّتهایی متفاوت با اسکان در اتاقهای کوچک و بدون امکانات رفاهی کافی است تا همه ذهنیّتهای قبلی را از میان ببرد.
محیط خوابگاهی مجموعهای از افراد از فرهنگهای گوناگون را در خود جمع میکند. در این مجموعه برخی فرهنگ خود را برتر می‌دانند و تلاش برای گسترش آن دارند و برخی دیگر که تأثیرپذیری بیشتر و یا قدرت مقاومت کمتری دارند، مغلوب شده و لذا فرهنگ بومی‌آنها کمرنگ می‌شود.
افرادی که در خوابگاه زندگی میکنند معمولاً براساس ویژگیهای مشترکی مثل رشته تحصیلی، طبقه اجتماعی، قومیت و زبان یا همشهری بودن تشکیل گروه داده و قواعد خاصی برای زندگی کنار هم تعیین میکنند. فرهنگ خوابگاهی از یک طرف دربردارنده همدلی، همکاری، احساس مسئولیت بیشتر، تحمل سختی ها و ناملایمات و دوری خانواده و از طرف دیگر موجد احساس آزادی و استقلال و آشنایی با آداب و رسوم و زبان ها و هویّتهای دیگر است.
تبعات ناشی از این دگرگونیهای هویّتی و رفتاری گسترده است.خشونت و پرخاشگری اولیّن نتیجه ضعف در برقراری ارتباط با دیگران و شناسایی محیط و سازگاری با آن است، عادات، رفتار و عقاید خاصّی که در اثر زندگی در خوابگاه ایجاد میشود، چه بسا بعد از زندگی خوابگاهی نیز تداوم یابد.
در تحقیقی که توسط مرکز امور زنان و خانواده درمورد مشکلات هویّتی دانشجویان در خوابگاههای دانشجویی انجام شد45 درصد از آنها دچار چالشهای هویّتی، 68 درصد دچار احساس ناامنی و عدم امنیت و 57 درصد دچار بیگانگی اجتماعی بودند1.
با توجّه به آنچه ذکر آن رفت پژوهش حاضر به برّرسی و مطالعه هویّت فرهنگی دخترانساکن در خوابگاه میپردازد.
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
موضوع هویّت در طول تاریخ همواره در زندگی بشر مطرح بوده و از زوایای مختلف و رویکردهای متفاوت به آن پرداخته شده است. فیلسوفان، انسانشناسان،جامعه شناسان و … هر کدام به شیوههای متفاوتی در صدد کشف جنبهها و ابعاد آن بر آمدهاند. با این اوصاف باز هم موضوع هویّت مورد سؤال بوده است. اینکه ماکیستیم؟ موجودیّت ما چیست؟ عناصر تشکیلدهنده هویّت ما چیست؟ و چه چیزهایی هویّت، کیستی و چیستی ما را مشخص میسازند؟ آیّا تنها هویّت فردی داریم یا دارای هویّت جمعی نیز هستیم؟ اگر دارای هویّت جمعی هستیم من (ما) به کدام اجتماع تعلّق داریم؟ چه روابط مادی و معنوی مرا (ما را) به این جامعه و این جامعه را به من (ما) پیوند میدهد؟ و …
امروزه بخشهای مختلف کره زمین در برگیرنده جنبشهای گوناگونی است که تلاش برای حفظ یا احیای هویّتهای خاص و مقابله با جریانهای جهانی، بهویژه فرهنگ جهانی را میتوان وجه مشترک همه آنها دانست، این جنبشها افراد و گروههایی را بسیج میکنند، که در فضای اجتماعی – فرهنگی جهانی به دنبال فرهنگ و هویّت سنتی ناب هستند و در برابر جریانهای بیوقفه جهانی، بازسازی مرزهای محلّی را آرزو میکنند (گلمحمدی،1380: 121) بی‏تردید، مسئله هویّت به آیندهما نیز مربوط میشود. هم از این روست کهدر تصمیم‏گیری‏ها، سیاستگذاری‏ها و روابط فردی، گروهی و ملّی لحاظ میشود. بنابراین فارغ از توجه ایجابی و سلبی اندیشمندان به موضوع، هویّت خود را به مثابه یک مسئله فرهنگی-اجتماعی بر علوم انسانی و پژوهشگران این حوزه تحمیل میکند.
پذیرش و گرایش به فرهنگ بیگانه بهویژه مدرنیته غربی جریانی است که بسیاری از فرهنگهای بومی و محلّی با آن مواجه هستند. یکی از عوامل مهم و تعیین کننده در این جریان سلطه و برتری فرهنگهای بزرگتر در داخل یک کشور یا خارج از یک کشور است که سبب اضمحلال فرهنگهایی که افراد در آن رشد و نمو یافتهاند، این مسأله در شهرهای بزرگ که بیشتر در معرض فرایند جهانی شدن قرار دارند به ویژه درخوابگاههای دانشجویی این شهرها، به دلیل دوری افراد از خانواده و افزایش آزادیهای فردی تأثیرپذیری از محیط بیشتر میشود.
خوابگاههای دانشجویی دنیای تازهای را پیش روی ساکنانش میگشاید. ساکنانی که از محیط کوچک اجتماع و کانون خانواده به دنیای پر از تنوّع خوابگاه قدم میگذارند، هیچ پیش زمینهای از این محیط در ذهن ندارند. لذا به یکباره با افراد که از فرهنگهای مختلف و محیط متفاوت مواجه میشوند که این مسئله خود چالش برانگیز است و موجب دوگانگی فرهنگی و مشکلات فراوان میشود.
شرایط و موقعیتهای محیط خوابگاهی، عوامل متعدّدی از جمله دوری از خانواده، مواجهه با فرهنگهای مختلف، تأثیر گروه دوستان، مقرّرات زندگی جمعی، سرخوردگیهای روحی، مشکلات تحصیلی و ارتباطی و …. را ایجاد مینماید که باعث میگردد آستانهی مقاومت این قشر از جامعه کاهش یابد و پذیرش هویّتهای جدید و رنگ باختن فرهنگ بومی را سهلتر کند.
از آنجا که جوانان هر جامعه سرمایههای اصلی و سازندگان فردای کشورند توجّه به هویّت فرهنگی آنان از ضرورت ویژهای برخوردار است. توجّه به قشر دانشجو و شناخت ویژگی‌ها، نیازها و خواسته‏ها، منابع معرفتی و ابعاد هویّتی آنان این فایده رابه لحاظ اجتماعی دارد که به برنامه‏ریزان و دست اندرکاران حوزه آموزش عالی برای برنامه‏ریزی بهتر و مؤثرتر در جهت توسعه انسانی و اجتماعی کمک و راه را برای تعاملات اجتماعی بهتر و انسانیتر باز میکند.
از این گذشته شناخت توصیفی و تبیینی ازخودبیگانگی فرهنگی ناشی از گسترش مدرنیته غربی که در شهرهای بزرگ از جمله در خوابگاهها بروز میکند و چالشهای هویّتی و آسیبهای فردی و اجتماعی این گونه محیطها گام اولیه برای برنامهریزی جهت اسکان بهینه دانشجویان، مقابله با این مشکلات و بهبود شرایط زندگی آنهاست، بهویژه در مورد دختران که وابستگیهای عاطفی و آسیبپذیری بیشتری از پسران دارند.
1-4- اهداف تحقیق
1-4-1- هدف اصلی:
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت فرهنگی دختران
1-4-2- اهداف فرعی:
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت مذهبی دختران
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین روابط اجتماعی(معاشران) دختران
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت جنسیتی دختران
• شناخت نقش زندگی خوابگاهی در چگونگی تکوین هویّت خانوادگی دختران

فصل دوم: مبانی نظری
2-1- بخش اول: پیشینه تحقیق
2-1-1- تحقیقات داخلی
همچنانکه ادبیات نظری نسبتاً گسترده‌ای درباره هویّت وجود دارد. به همین منوال در زمینه مطالعات تجربی نیز میتوان رساله‌ها و پژوهشهای متعددی را یافت که دست کم در عنوان شامل مفهوم هویّت هستند. در این بخش به برخی از این عناوین که در مقاطع بالای تحصیلی و دانشگاههای معتبر انجام شده‌اند‌میپردازیم. مرور این مطالعات در ترسیم چشم‌انداز این حوزه به این پروژه کمک میکند. بنابراین ابتدا خلاصهای از هر تحقیق را مطرح میکنیم و سپس تلاش کرده‌ایم مزایا و نقایص آنها را در بخش روش تحقیق، چارچوب نظری و یافتههای تحقیق مطرح کنیم. و سپس از هر تحقیق محورهای اصلی مانند مسئله، جامعه آماری، چارچوب نظری و نتایج مهم در قالب دو جدول بررسی شده است. در ابتدا محورهای روشی و بعد محور نظری و یافته‌های تحقیق ارائه شده است.

محمدی (1379) در پژوهش مورد برّرسی خود به دنبال شناخت پارامترهای هویّت فرهنگی دانش‏آموزان مورد مطالعه است. همچنین نگارنده درصدد بررسی گرایش افراد مورد مطالعه به پارامترهای فرهنگ مدرن برآمده و نوسانات هویّت قومی را قبل و بعد از انقلاب بررسی کرده است. محقق بعد از تعریفی از هویّت به هویّت جمعی، فردی و فرهنگی پرداخته و به شرح و برّرسی هر کدام از اقسام هویّت مذکور اقدام کرده است. وی زبان، دین، سرزمین مشترک و میراث مشترک را به عنوان شاخصه‏های هویّت فرهنگی برشمرده و هرکدام را توضیح داده است. محمدی از نظریات و آراء مردم‏شناسان زیر در مورد شکل‏گیری هویّت فرهنگی استفاده کرده است:1- روث بندیکت: هر جامعه‏ای شخصیّت ویژه‏ای را در افراد خود می‏پروراند. بر اساس دیدگاه وی هر جامعه‏ای به تدریج به برخی از الگوهای فرهنگی خود محوریّت می‏دهد، 2- مارگاریت مید: به اعتقاد مید تمامی فرآیندهای جامعه را (حتی بیولوژیک) باید با توسّل به نظام فرهنگی جامعه تبیّین کرد، 3- کاردینر و لینتون: کاردینر شخصیّت بنیادین را مطرح می‏کند تا بتواند به مدد آن هویّت فرهنگی جوامع را بشناسد. به نظر لینتون شخصیّت بنیادی از مجموع تمایلات انگیزه‏ها و خصوصیّات ویژه تشکیل شده است که از طرف گروه بر فرد تحمیل می‏شود. وی احساس تعلّق و دلبستگی را مبنای شکل‏گیری شخصیّت پایه می‏داند.
جامعه مورد مطالعه این پژوهش دانش‏آموزان پایه سوم دبیرستان شهرستان مریوان است. پرسشهای تحقیق ناظر به میزان و کیفیّت گرایش به فرهنگ قومی، فرهنگ ملّی و فرهنگ مدرن است. مذهب، زبان، پوشش، پایبندی به آداب و رسوم نیز به عنوان یک متغییرهای مستقل لحاظ شده است. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که ‌در مجموع و به ترتیب هویّت فرهنگی دانش‏آموزان از چهار لایه قومی، مدرن، مذهبی و ملی تشکیل شده است. نکته قابل تأمّل تضعیف گرایشات مذهبی شاگردان است.راهکارهای نظام سیاسی در جهت یکسان‏سازی باعث تشدید گرایشات قومی شده است. ضمن اینکه هویّت ملّی و مذهبی برخلاف تصوّر ضعیف شده است و بتدریج به سوی متغیرهای فرهنگ مدرن اوج میگیرد.
داوود میرمحمدی (1374) به مطالعه و برّرسی مؤلفه‏های بارز هویّت فرهنگی و قومی مردم بلوچ و نسبت و رابطه آنها با هویّت فرهنگی در شهرستان زاهدان می‏پردازد. هدف از این مطالعه و تحقیق، بررسی عناصر و مؤلفه‏های تشکیل‏دهنده هویّت فرهنگی و قومی مردم بلوچ و شناخت میزان همسانی و ناهمسانی هویّت فرهنگی آنان با هویّت فرهنگی ملّی ایران (مرکز‏گرایی و مرکزگریزی) و تبیین جامعه‏‏شناختی آن است.
این رساله از چندین دستگاه نظری استفاده کرده است که عبارتند از: 1) نظریه «هویت‏جوئی» اسمیت(ریشه و منشأ ایجاد قوم‏مداری و مرکز‏گریزی و شکل‏گیری نهضت‏های جدائی طلبی قومی ناشی از تمایل و نیاز جامعه قومی به کسب هویّت قومی خود و رسمیت بخشیدن به آن است)، 2)تئوری «دولت‌ـ‌ملّت» بوئرژ(با رشد مفهوم «ملت ـ دولت» در عصر امروز ارتباط بین ملّت به عنوان مفهوم قومی و دولت به مثابه یک موجودیّت قانونی بسیار گسسته و مبهم شده است.در نتیجه قومیّت‏گرایی به عنوان حقّ مردمی که احساس می‏کنند که ملیّت مشترکی دارند و خواستار دولتی هستند که ملیّت آنها را تحقق بخشد در آمده است)، 3)تئوری عوامل «ذهنی و عینی» راتچایلد و شاپفلین(عوامل ذهنی و عینی بر مخفی شدن نهضت‏های قومی اثر گذاشته، ضمن تشدید خواست‏های قابل مذاکره و غیرقابل مذاکره، ناخشنودی و نارضایتی قومی را بیشتر می‏کنند و شرایط را فراهم می‏کند که منجر به شکل‏گیری «سازمان سیاسی قومی» شده و منبعی برای تسریع در بازسازی هویّت قومی، وحدت و همبستگی قومی، خواست مشارکت عمومی و اصالت فرهنگی از جمله بازگشت به ریشه‏های نمادین، اسطوره‏های گذشته و یادبودهای تاریخ می‏گردد و از طریق ایجاد و شکل‏گیری ناسیونالیسم قومی تبدیل به یک نهضت مرکزگریز قومی می‌شود) و 4)تئوری «میدان» کورت لوین(رفتار انسان تابع دو عامل: خصوصیّات شخصی و خصوصیّات محیط است). همچنین در این رساله، از دیدگاه‏های جامعه شناسانی، همچون دورکیم و الکساندر (همبستگی اجتماعی، انسجام اجتماعی، وفاق اجتماعی)، ابن خلدون (عصبیّت)، مونتسکیو (روح کلی)، پارسونز (منظومه و ساخت اجتماعی) استفاده و بر آنها تأکید شده است.
جامعه آماری این تحقیق عبارت است از، کلیه خانواده‏های بلوچ ساکن شهرستان زاهدان و دارای 308 نمونه است. سؤالات اصلی میرمحمدی این است که 1)مؤلفه‏های بارز هویّت قومی و فرهنگی مردم بلوچ کدامند؟ و 2) بلوچ‏ها به چه میزانی به هویّت قومی و فرهنگی خود تعلّق و دلبستگی دارند (قومیّتگرا هستند) و چه جایگاهی برای هویّت قومی و هویّت خود در جامعه و هویّت ملّی قایل هستند و نسبت و رابطه هویّت قومی آنان با هویّت ملّی چگونه است (مرکز‏گرائی)؟ و چرا؟
برخی از نتایج مهّم تحقیق به شرح زیر است: الف) آن دسته از افرادی که دارای خاستگاه روستایی بوده و در مناطق روستایی و ایلی زندگی میکنند در مقایسه با افراد شهرنشین تمایلات قومی بیشتری دارند.ب) هر قدر سطح تحصیلات بیشتر باشد، قومیّتگرایی ضعیفتر است.ج) افرادی که دارای مشاغل بالا و متوسط و همچنین کسانی که شاغل در رشته‏های شغلی دولتی و فروشندگی بوده‏اند، در مقایسه با افراد صاحب مشاغل پایین و شاغل در رشته‏های شغلی خدمات، حمل و نقل و دامداری و کشاورزی تمایلات قومی ضعیفتری از خود نشان داده‏اند.
-رساله کارشناسی ارشد مهدی فرجی(1380) به مطالعه صورتبندی هویّت جدید و تغییر نگرش زنان نسبت به احکام رساله‏ای می‏پردازد. نگارنده به استفاده از نظریات گیدنز تأثیر سه عنصر مدرنیته،یعنی جدایی زمان و مکان، جابجایی و از جاکندگی، بازاندیشی را بر دگرگونی در خصلت پدیده‏ها و کنش‏های انسانی و تغییر در نگرش‏ها برّرسی می‌کند.
جامعه آماری تحقیق، شامل کلیه دانشجویان دختر در گروه‏های عمده تحصیلی شامل فنی مهندسی، علوم پایه، علوم انسانی، علوم پزشکی و هنر و معماری دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در سال 80 ـ 1379 و حجم نمونه 350 نفر است. داده‏های این تحقیق با استفاده از پرشسنامه‏ای به منظور برّرسی هویّت جدید زنان و تحوّل نگرش خود و نگرش به احکام رساله‏ای مربوط به زنان و منابع معرفتی مؤثّر بر آنها‏ گردآوری شده است.
این تحقیق به دنبال پاسخ به پرسش، آیا «خود» (self) زنان دچار تحوّل شده است. آیا خود تعریفی زنان ماهیّتی دیگر از ماهیّت سنتی خود پیدا کرده است و آیا این تحوّلات منجر به برساختن هویّتی جدید شده است. آیا هویّت دینی جدید در حال شکل‏گیری است. همچنین محقّق به دنبال این مسأله است که عوامل مؤثّر بر این تحوّلات در این(self) و تحوّلات نگرشی نسبت به احکام رساله‏ای چه هستند. و چه تغییراتی در این منابع معرفتی مؤثّر در حال شکل‏گیری استو هر یک از این منابع چه میزان در تحولات «خود» زنان مؤثّر می‏باشند.
فرضیه این تحقیق، عبارت است از اینکه تحولات معرفتی و شناختی منجر به تحوّلات نگرشی و خود تعریفی خواهد شد و تحوّلات در خودتعریفی و نگرش به احکام رساله‏ای نتیجتاً منجر به هویّتی می‏شود که فارغ از دین نیست، اما شکل دیگری از دینداری است که بیشتر صبغه فردی دارد.
یافته‏های تحقیق نشان می‏دهد، که زنان احکام جمعی و اجتماعی موجود در فقه را که به نوعی دستورالعمل بعد اجتماعی و مناسکی دین می‏باشد دیگر یا نمی‏پذیرد یا مورد شک و شبهه قرار داده‏اند و اقدام به بازاندیشی در ابعاد هویّتی خود کرده‏اند. از جمله ابعادی که دچار بازاندیشی شده است بعد نگرشی اعتقادی است که محصول آن در دنیای مدرن کنونی به نظر می‏رسد ایمان باشد نه دین. یعنی آن بعد از دین را که صرفاً به رابطه فرد با خدا بدون حضور هیچ واسطه‏ای می‏پردازد را پذیرفته‏اند.
-ارشد فردی گردی(1381) به « برّرسی عوامل اجتماعی موثّر بر بحران هویّت دربین دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز» پرداخته است. فرض اصلی او این است: به نظر میرسد که عوامل اجتماعی جدید (دوران مدرن) بحران هویّت جوانان را تشدید نموده است. نتایج این پژوهش نشانگر بالا بودن میانگین بحران هویّت دانشجویان این نمونه آماری است. اضافه بر این نتایج به دست آمده از آزمودن فرضیههای پژوهش بیانگر آن است که بحران هویّت و ابعاد دوگانه آن رابطهی معنی داری با اکثر متغیرهای مستقل پژوهش همچون عزت نفس، ارزشهای فرهنگی و ارزشهای دینی مذهبی دارند.
کلاهی(1384) به برّرسی تأثیر جهانی شدن بر هویّت‏های دینی ایران پرداخته است. جهانی شدن از منظر این تحقیق عبارت است از «بسط فضای غریبه» فضایی که از دیالکتیک میان «ذهنیت کنشگران فضای نزدیک» با «عینیت عناصری که از فضای دور آمده‏اند» شکل گرفته است و منظور از هویّت دینی مجموعه‏ای نسبتاً ثابت و پایدار از ایستارهاست که فرد از رابطه خود با دین در ذهن دارد. اهداف این رساله عبارتند از: انجام مطالعات نظری در باب رابطه جهانی شدن و دین به عنوان یکی از عناصر سازنده هویّت و تأثیر جهانی شدن بر بخش دینی هویّت کنشگران اجتماعی؛ و نیز ارائه رویکرد نظری‏ای که برای مطالعه هویّت دینی از منظر جهانی شدن درجامعه ایران مناسب باشد، انجام مجموعه‏ای از تحقیقات کیفی اولاً به منظور ارائه طبقه‏بندی‏هایی از انواع دینداری در ایران و انواع ادراکات کنشگران ایرانی از دین و ثانیاً ارائه فرضیاتی درباره رابطه هویّت دینی و جهانی شدن برای جامعه ایران است.
محقق با استفاده از رویکرد نظری رونالد رابرتسون و چند تعریف جهانی شدن از دیدگاه صاحبنظران به مطالعه این موضوع پرداخته است. نکته جالب توجه در نظریات رابرتسون، تأکید بر عنصر آگاهی به عنوان هسته اصلی جهانی شدن در مقابل تعاریف عین‏گرا و بیرونی است که بیشتر بر وجوه اقتصادی جهانی شدن تمرکز دارند و در نتیجه تعریفی ذهن‏گرا و درونی برای جهانی شدن قایل است.
به تناسب رویکرد رابرتسون محقّق نیز با استفاده از روش‏های کیفی (مشاهده مشارکتی و مصاحبه‏ عمقی) برای رسیدن به عمق ذهنیّات کنشگران،به طرح پرسشنامه پرداخته است. متغیرهای اصلی این تحقیق عبارت‏اند از «هویّت دینی» و «معنای عنصر غریبه» (در اینجا منظور از عنصر غریبه، فضایی است که حول مفهوم فرهنگ غرب شکل گرفته است مانند؛ ماهواره و اینترنت). از آنجا که موضوع تحقیق، برّرسی رابطه میان دو متغیر جهانی شدن و هویّت دینی است، سایر متغیرها تا حد امکان کنترل شده‌اند.
در این‏جا محقق، اثر «هویّت دینی» بر فضای غریبه را شکل گرفتن فضاهای غریبهی متناسب با هویّت‏های دینی می‌داند که به تشکیل چهار نوع فضای غریبه منجر خواهد شد: الف) هویّت دینی روش مدار؛کسانی که معتقدند هم هدف کلی زندگی و هم روش رسیدن به آن را باید از دین اخذ کرد. ب) هویّت دینی هدف‏مدار؛کسانی که اهداف کلی زندگی را از دین اخذ می‏کنند اما انتخاب روش‏های رسیدن به آن اهداف برعهده خود فرد می‏دانند. ج) هویّت دینی اخلاقمدار؛کسانی که نه هدف کلّی زندگی را از دین اخذ می‏کنند و نه روش‏های رسیدن به آن را و معتقدند فرد باید خود براساس الزامات و اقتضائات برون دینی اهداف و روش‏های زندگی خود را تعیین کند. د) هویّت دینی عرف‏گرا؛کسانی که بیش از آن که خود در انتخاب نوع دینداری‏ خود مؤثر باشند، فرایند جامعه‏پذیری دین را به آنان منتقل و در آنان درونی کرده است.
نتایج تحقیق براساس مصاحبه‏های انجام گرفته شده نشان می‏دهد، «خودآگاه شدن کنشگر» به معنای آگاهی هر چه بیشتر نسبت به هویّت خود از گذر مواجهه با هویّت‏های متفاوت و «فعال شدن کنشگر» به معنای فعالتر شدن نقش کنشگر در ساختن هویّت دینی خویش، پیامدهایی است که جهانی شدن برای همه انواع هویّت‏های دینی در پی خواهد داشت. «تیز شدن هویّت» به معنای احساس تضاد و تقابل با هویّت‏های دیگر، پیامدی است که جهانی شدن برای هویّت‏های دینی روش‏مدار در پی دارد. جهانی شدن همچنین از طریق ایجاد تغییر در هویّت‏های محلی، باعث ایجاد یا تقویت «هویّت‏های بدیل» می‏شود. هویّت‏های دینی هدف‏مدار و اخلاق‏مدار، مهمترین هویّت‏های دینی بدیلی هستند که در اثر جهانی شدن شکل می‏گیرند.جهانی شدن کمترین اثر را بر هویّت‏های دینی عرف‏گرا دارد.
– رساله سمیّه شالچی (1384) به این موضوع می‏پردازد که رسانه‏ها به مرور در ادارک ما از جهانی که فراسوی عالم تجربه شخصی، قرار دارد و نیز حس و ادراکمان از جای ما در این جهان توسط اشکال نمادین نقش بیشتری ایفا کرده‌اند. به علاوه در تجربه رسانه‏ای به همین دلیل که تجربه‏ای تصوّری و همذات‏‏پندارانه است، فرد بیش از پیش در دیدن خویش به جای دیگری و در موقعیت جدیدی که می‏تواند با موقعیت خودش تفاوت ماهوی داشته باشد، توانا می‏شود.
به نظر محقّق نظم مابعدسنتی، امنیت و قطعیت هنجارهای پیشین را کمرنگ کرد، در نتیجه در درون یک فرد هویّت‏های گوناگونی که او برای خود قائل شده بود به تعارض با یکدیگر برخاستند. امروزه دیگر نمی‏توان کسی را با تعلّقات طبقاتی و جنسیتی‏اش به راحتی پیش‏بینی کرد. مرزهای هویّت ممکن و محتمل برای افراد، به طور دائم گسترده‏تر می‏شوند و مسئولیّت انتخاب این هویّت‏ها برای تک تک ما سنگینتر می‏شود.
این پژوهش به مطالعه نظری ابعاد هویّت بازاندیشانه گیدنز و سپس برّرسی میزان شکل‏گیری این هویّت در جامعه ایرانی و ارتباط آن با استفاده از رسانه‏های جهانی می‏پردازد. روش پژوهش پیمایشی و جامعه آماری آن داشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مقیم تهران بوده‌اند فرضیه‏های اصلی این تحقیق عبارتند از:1- هویّت بازاندیشانه با سه عنصر بازاندیشی، اعتماد و تجربه جدایی زمان و مکان در بین جوانان در حال شکل‏گیری است، 2- شکل‏گیری هویّت بازاندیشانه با میزان استفاده از رسانه رابطه مستقیم دارد، 3- پایگاه اجتماعی مانند پیشینه تحصیلاتی خانواده و منطقه سکونت با بازاندیشی رابطه مستقیم دارد، 4- میزان مذهبی بودن (اجرای مناسک مذهبی) با میزان بازاندیشی رابطه معکوس دارد.
نتایج و یافته‌‏های تحقیق نشان می‌دهد که حدود 60 درصد از پاسخگویان با آیتم‏های هویّت بازاندیشانه تطابق داشته‏اند. این وضعیت در صورتی است که بازاندیشی با اختلاف زیادی نسبت به دیگر عناصر هویّت بازاندیشانه، یعنی اعتماد و تجربه جدایی زمان و مکان نمره بالاتری را کسب کرده است. هر چه میزان استفاده از رسانه در نزد پاسخگویان بیشتر بوده است تطابق بیشتری با هویّت بازاندیشانه داشته‏اند. میان هویّت بازاندیشانه با برخی از عوامل پایگاه اجتماعی مانند پیشینه‏ تحصیلات خانوادگی و منطقه سکونت افراد نیز ارتباط مستقیم وجود داشته است.
از نگاه عیاری(1384)، ویژگی‏های دورانی که در آن به سر می‏بریم نقشی بنیادین در هویّت اجتماعی افراد داشته است، و این ویژگی چیزی نیست جز زیستن در جهانی آکنده از ارتباطات و اطلاعات که در آن همگان می‏توانند در صورت برخورداری از امکانات، دانش و توانایی لازم و کافی به طیف بسیار گسترده‏ای از ارتباطات و اطلاعات در زمینه‏های گوناگون دست یابند و به درستی این امکانی است که هرگز تا بدین پایه در دسترس بشر قرار نگرفته است. ضرورت نخست این است که سرزمین ایران دست کم در طول چندین هزاره شاهد همزیستی اقوام گوناگون و در عین حال حاکمیت قدرت‏های سیاسی نسبتاً متمرکز بوده است.
به نظر عیاری صرفنظر از مسائل و مشکلاتی که ممکن است در پی تضاد میان حفظ هویّت قومی و ایجاد یا تحکیم هویّت ملی پدید آید، همین چند گونگی به لحاظ قومی و ارتباطات گسترده میان قومی موجب شده است که کشور ما از جهات فرهنگی تنوع و غنای فراوانی داشته باشد. بر این اساس فرضیه مطالعه این است که در متن جهانی شدن، اینترنت به تقویت خاص‏گرایی‏های فرهنگی کمک می‏کند. در این پژوهش از نظریه لیوتار (فراروایت) استوارت هال(قومیّتهای جدید) استفاده شده است. در این پژوهش، نگارنده بر برّرسی نمونه‏هایی از کلیه تجلیّات و نشانه‏های حضور گروه‏های قومی آذری، بلوچ، ترکمن، عرب خوزستانی و کرد در فضای اینترنتی متمرکز است.

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید