آرم لوگو و تبلیغات

مقدمه

امروزه يكي از وظايف گرافيست طراحي آرم يا نشانه ست.
هر سازمان يا شركتي در زمان تآسيس در صدد برمياد كه براي خودش يك آرم طراحي كنه تا به اين وسيله بتونه هويت و شخصيت اجتماعي خودشو به ديگران معرفي كنه.
چون اصولا آرم مشخصه اصلي هر سازمانيه و حكم امضا و مهر اون رو داره.
مردم هم وقتي از يك محصول شناخت پيدا ميكنند و يا با خدماتي آشنا ميشن، به محض اينكه نشانه آن سازمان را مي بينند اطمينان خودشونو نسبت به اون كالا بدست ميارند.
براي همين، آرم، يه فرم و يا يه تصوير گذرا نيست بلكه ممكنه كه ساليان زيادي در خدمت يك سازمان قرار بگيره.
بنابراين وقتي ميخوايم يك آرم رو طراحي كنيم بايد تمام جنبه هاي اونو بررسي كنيم.
عموما” لوگو ها مخفف اسم یا هدف اون سازمان یا شرکته
چون يك پوستر يا بروشور يا يك صفحه روزنامه يك زمان كوتاهي رو به خودش اختصاص ميده و بعد يك تصوير ديكه جاي اونو ميگيره ولي آرم يك زمان مشخص و معين نداره.
مشخصه هاي يك آرم:
سادگي، زيبايي، انسجام، وحدت شكل، قابليت كارآيي در اشكال مختلف(يعني بشه به شيوه هاي مختلف اجراش كرد مثلا بصورت حجمي، روي سردر، بصورت روميزي و….)، عدم تشابه با علائم ديگه، بسادگي در خاطره سپرده بشه، گويا باشه، داراي اجراي دقيق و صحيح باشه.
پس مي بينيم كه آرم در عين سادگي، داراي ويژگيهاي زياديه كه بايد به طور دقيق در قالب يك تصوير بوجود بياد.
در ضمن مهمترین نکته در طراحی آرم یا لوگو اینه که حتما” حتما” حتما” طراحی شخص طراح باشه و نه سر هم کردن SHAPهای موجود در نرم افزارهای گرافیکی

مشتریان اغلب به آرم شرکت‌ها توجه زیادی نشان می‌دهند، زیرا این علامت‌ها بر “ارزش” محصولات و خدمات می‌افزایند. گاه این “ارزش” به مهم‌ترین عامل تحریک کننده‌ مشتریان برای خرید و استفاده ‌از محصولات و خدمات ، تبدیل می‌شود.

این جا است که علامت تجاری و یا آرم معنایی گنگ می‌یابد. قبل از هر چیز این “ارزش” دقیقا به چه معنا است؟
ارتباط نوع محصول و نام شرکت و ارزش مطروحه نیز بسیار با اهمیت است. حرفه‌ای‌های بازاريابی، همه‌ این موارد را تبلیغات می‌نامند.مشتریان عاشق تبلیغات هستند، بنابراین آرم ها را نیز دوست دارند. خبرگان در امر بازاریابی، انتخاب یک آرم یکدست و کامل را کلید همه مشکلات بازاریابی می‌دانند.
حال، راز طراحی موفق یک آرم چیست؟
قبل از پاسخ به این سؤال، بیایید سه رویکرد رایج بسیاری از بازاریابان را در توسعه وطراحی آرم، با کمک گرفتن از انس های تبلیغاتی مشاورین و مؤسسات طراحی آرم، بررسی کنیم.
البته این نظریات اغلب پایه واساس درستی ندارند و از نظر من این افراد تاکنون نتوانسته اند علامت تجاری موفقی طراحی کنند. به هر حال این سه رویکرد عبارتند از:
1- دکوراسیون
2- الحاق
3- Golem
در روش اول این طور به نظر می رسد که تمایز، عاملی برای جلوه بیش تر است. متخصصین با اشاره به نام‌ها و نشانه‌های طراحی شده اظهار می کنند: “ما آرم‌هایی متمایز از رقیبان خود، طراحی می کنیم، به این ترتیب مشتریان، ما را از بقیه تمیز می‌دهند.”
این روش، رویکردی کاملا ابتدایی است و برای افزایش اعتبار باید آن را با عواملی از دو رویکرد دیگر تلفیق کرد.

روش”الحاق”، ارزش‌های مربوط به آرم و سایر مفاهیم مورد نظر را به اسم، نشانه و هم‌چنین موضوعات مربوط به رویکرد قبلی اضافه می کند. روند منطقی این جریان به این طریق پیش می رود:
مشتری، آرم و “ارزش” های افزوده به آن را که به شکلی زیبا تصویر شده، در پیغام های الکترونیکی دیده، بلافاصله احساس می کند که این علامت تجاری نیازهای اورا برآورده می‌کند. طرفداران طراحی آرم های احساساتی ادعا می‌کنند، آن ها نیز تقریبا از این روش استفاده می کنند. (مثلا آنها در تبلیغات، احساسات را برانگیخته و آن را تحریک می کنند).

در رویکرد سوم، بازاریابان، سعی می کنند، تبلیغات‌شان با هویت انسانی و شخصیت پردازی همراه باشد. به این ترتیب مشتری با آرم ارتباط برقرار می‌کند.
به عقیده نویسنده، این سه نگرش، شرکت ها را به بیراهه کشانده، موجب شده پتانسیل و نیروی لازم برای طراحی آرم را ندیده بگیرند.

اما رویکرد دیگری هم وجود دارد، که به نظر من سودمند‌ترین روش است. کارآمدی این روش را تحقیقات و نظریات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت کرده‌اند.
منطق توسعه‌ طراحی آرم با “ارزش” افزوده، به نحو شگفت‌انگیزی مشابه منطق توسعه‌ تولیدات است. در هر دو مورد، ابزار یا وسیله ای تولید می‌شود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتیاجات مشتری، دانستن نوع این احتیاجات اهمیت زیادی دارد. از دید من، تصمیم مصرف کننده برای خوشحال بودن، استراحت، سرگرمی، تقویت اعتماد به نفس، خیال پردازی یا هر مورد روحی دیگر؛ همان “احتیاجات” او را تشکیل می‌دهند.
مصرف‌کنندگان، هنگام دست یابی به اهداف و امتیازات تجربی، احساسی، روانی و اجتماعی درست مانند تلاش برای دست‌یابی به اهداف حقیقی و ملموس، مصمم و هدف‌مند هستند. علامت‌های تجاری توأم با “ارزش”‌ های افزوده، ابزاری برای کمک به مصرف‌کنندگان در دست‌یابی به این اهداف هستند. این ابزار، عوامل کمکی و به زبان دیگر، عوامل کمکی اجتماعی هستند.

در حقیقت یک آرم بدون یک سناریوی متقاعدکننده‌ برای افراد، آرم نیست. این علامت ممکن است به آرم، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ویژگی‌های تصویری شناخته شده‌ای داشته باشد و حتی از روش های تبلیغاتی نیز استفاده کند، اما مصرف‌کنندگان به این محصول بی‌اعتنا می باشند.
تمام روش های نوین و موفق در امر تولید محصولات و ارايه‌ خدمات، در مورد طراحی آرم نیز چاره ساز است، شرط لازم وکافی برای موفقیت، فراهم‌کردن چیزی برای مشتری است که به آن نیاز دارد ولی نمی تواند خیلی سریع به آن دست پیدا کند…به این دلیل که تهیه آن برای مشتری کاری دشوار، پیچیده، پرزحمت، خسته کننده و گسترده است.

مطابق این رویکرد، آرم شرکت ها مسائلي با هویت انسانی نیستند و هم‌چنین خارج از فکر مشتری هویت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همین سادگی ؛ ابزارهایی برای دست یابی به هدف نهایی.
احساسات را نمی توان به علامت های تجاری تزریق کرد؛ بلکه اگر به عنوان یک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر می‌انگیزند. احساسات مثبت، نتایج مستقیم این انتظارات هستند. سمبول های مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو…) بر خلاف انتظار تأثیر زیادی ندارند؛ آن ها در حقیقت، نشانه‌هایی هستند که ما را برای رسیدن به هدف اصلی هدایت می‌کنند.

انتخاب و طراحی آرم 10 مرحله‌ی مختلف دارد، یعنی 10 روش مختلف طراحی موفق یا ناکارامد برای کسب درآمد :

1. ارتباط طراحی آرم با سود دهی مستقیم
اصل اولیه‌ طراحی آرم، در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و سایر نمادها با سود آشکار و محسوس است. (نتیجه‌ای ملموس یا تجربی). این سود را یا خود محصول به تنهایی ایجاد می‌کند و یا اجزای تشکیلات بازاریابی. این اصل مهم را همواره به یاد داشته باشید.
آرم‌های موفق با رعایت این اصل به موفقیت رسیده اند. درست است که در این مرحله خود آرم به تنهایی اهمیت چندانی ندارد، اما تا اندازه ای باید به آن توجه کنید.
2. طراحی متنی با تأثیر روانی

یک متن مؤثر بر احساسات، مفهوم یا اصلی سازمان یافته است، که مشتری را به یک سری عوامل نامربوط ولی تأثیرگذار (مانند تمام فعالیت‌های بازاریابی یک شرکت) مرتبط می کند.
در این موارد، متن انتخاب شده، تأثیر و سود مورد نظر را تضمین می‌کند.
به عنوان مثال: وقتی به طور اتفاقی در قلب منهتن به اسامی دو هتل Hudson و Royalton بر می خورید، انتظار خدمات در سطوح عالی دارید.اما اگر در هتلی به اسم Boutique Hotel باشید، تجربه‌ی متفاوتی است. کلمه‌ی Boutique Hotel خدمات بسیار متفاوتی نسبت به سایر هتل‌ها از این زنجیره ارايه می دهد- بعضی وقت‌ها تفاوت‌هایی بین خدمات دو اتاق در یک هتل. در واقع این تاثیر روانی نام‌ها و متن های انتخابی است که شما را وادار می کند به دنبال کشف تفاوت‌ها باشید.

3. کسب تجربه

در این جا می‌خواهم از تأثیر هیپنوتیزم کننده‌ی طراحی آرم صحبت کنم. شما با یک انتخاب درست، در مشتری انتظارات و آرزوهایی ایجاد می‌کنید، که تولیدات به تنهایی نمی‌توانند از پس این کار برآیند. به عنوان مثال: اسم نوشابه‌ی Red Bull ، در مصرف کننده این حس را به وجود می‌آورد که پس از نوشیدن آن، در کنار تأثیرات مثبت فیزیکی موج عظیمی از انرژی به او منتقل می‌شود.

  1. طراحی آرم‌هایی که خود معرف خود باشند
    در این جا از سمبول‌هایی استفاده می‌شود که برای همه شناخته شده باشند. این روش انتخاب آرم، مصرف کننده را وا می‌دارد به شناخت جدیدی از خود برسد و در حقیقت به هنگام استفاده از این محصولات مکالمه‌ای درونی با خود برقرار کند) برای این که عزمش را در انتخاب محصول جذم کند). در عین حال اینگونه آرم‌ها عاملی براي ايجاد ارتباط بين افراد مختلف نيز هستند(به هنگام مجاب کردن افراد برای استفاده از این محصول).

    5. ایجاد وسیله ای برای انتقال پیام

    نقش آرم در این رویکرد، ایجاد سمبولی متفاوت ودر عین حال شناخته شده است. چنین آرمی مصرف‌کننده را قادر می‌سازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بیان کند. شرکت بزرگ تجارت الماس De Beers با معرفی الماس به عنوان عامل ایجاد ارتباط بین افراد از الماس به عنوان عامل تحریک‌کننده‌ احساسات و همین‌طور وسیله‌ی ابراز احساسات مشتری استفاده کرد. در سپتامبر2003 این شرکت از ابزار جدیدی برای انتقال پیام‌ها استفاده‌ کرد، زنی با حلقه ی ازدواج در دست راست و به معنی استقلال و عدم نیاز به جنس مخالف. (برخلاف حلقه در دست چپ که اغلب سمبول نیاز و وابستگی است).

    6. ایجاد یک جایگاه اجتماعی/ فرهنگی

    در این جا هدف، ایجاد یک جایگاه اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهنمای مشتریان است. این راهنما مشتری را از آن‌چه که در اطرافش می گذرد، هنجارهای اجتماعی و هر چیز خوشحال‌کننده، آگاه می‌سازد. شرکت Apple با تولید کامپیوترهای شخصی (نه تنها به عنوان ابزار کار بلکه به عنوان وسیله‌ای برای خود‌شنا‌سي وشکوفایی خلاقیت) گام بزرگی در این امر برداشته است. در واقع این آرم، با ایجاد انقلابی فرهنگی امكان شكوفایی خلاقیت را برای عامه‌ی مردم ایجاد کرد.

    7. در نظر داشتن اهداف متعالی
    شما با فعالیت خود‌ ، زمینه را برای دست‌یابی افراد به اهداف بزرگ، فراهم می کنید؛ اهدافی که چه بسا افراد نمی توانند به تنهایی به آنها دست پیدا کنند. فروشگاه Body “فروش” را وسیله‌ای برای کمک به حفاظت از محیط زیست و یاری کردن افراد مشتاق به این کار، قرار داد.

    8. زندگی در دنیای خیال
    دل بستن به یک آرم و انتخاب آن از جانب مشتری شاید به این دلیل باشد که فرد از این طریق می‌تواند، مانند دنیای خیال رفتار کند، یا جوری عمل کند که در واقعیت، جرأت انجام آن را ندارد یا نمی خواهد هزینه‌ انجام آن را بپردازد.
    ایجاد یک ژیمناستیک عاطفی
    اغلب به جای عمل به برخی خواسته‌های درونی، به دلیل احترام به قوانین زندگی از آنها چشم‌پوشی می‌کنیم. برای جلوگیری از فرسودگی، ورزش می‌کنیم. همین‌طور به عنوان يك ورزش حسی، به تماشای فیلم می‌پردازیم که شاید چندان قانونی یا پذیرفته در قوانین زندگی ما نباشند. آرم هایی مانند Sicily از شرکت Dolce & Gabbana اجازه‌ی کسب چنین تجربه‌هایی را به ما می‌دهند.

    9. امکان خیال پردازی
    درست مانند مورد آخر، این رویکرد به طراحی آرم به مشتری کمک می‌کند تا واقعیات بیرون را به موضوعات تخیلی تبدیل کند.مشتریان، اغلب درباره ی قدرت‌طلبی، تسلط، بزرگی، موفقیت، عشق، قتل و مانند این ها خیال پردازی می‌کنند.آرم Timberland جوری طراحی شده بود تا مشتریان درباره ماجراجویی های شجاعانه در مقابل نیروی طبیعت به خیال پردازی بپردازند.

    موارد ذکر شده در بالا، انواع مختلف”ارزش” افزوده به کالا هستند.در حقیقت، به کمک این روش ها می‌توان به ایجاد ارزش‌های مؤثر فکر کرد وآرم ها ابزارهایی برای دست‌یابی به این هدف هستند.
    این 10 رویکرد،به اعتقاد نویسنده، تفاوت‌های بین آرم های” مبتدی” و “حرفه‌ای” را آشکار می‌کنند.

اصول طراحی آرم

آرم درلغت یعنی نشانه، طراح آرم باید بدونه كه می خواد نماد ونشانه ای از یک

مكان خواه تجاری یا فرهنگی و… رو به تصویر بكشه .

برای هر جا كه بخوای كار كنی سلیقه مشتری شما رومحدود خواهد كرد مثلا طبق تجربه دیدم بعضی ها اسرار دارن توی آرمشون انشا بنویسن (سال تاسیس. تعداد شركا .نام بلند بالا شركت اگه مشهدی باشه باید توس رو هم به ته آرم هر جور شده بچسبونید )
با تمام این اوصاف خلاقیت طراح حرف اول رومیزنه .

1) یه آرم خوب آرمی كه در یه نگاه به ببیننده چیزی بگه جذبش كنه ،اونو وادار كنه باز هم به اون نگاه كنه پس باید طرح كلی آرم مفهموی داشته باشه .

2) توی طراحی آرم بهتره از خط های نازك با پیچشهای ظریف اون هم نه به تعداد زیاد استفاده بشه ، البته باز هم به طرح بستگی داره .

3)برای طراحی آرم به محصولات اون واحد تولیدی یا خدمات موسسه مذبور توجه کنید ابتدا از محصولات تصاویری رو نگاه کنید وسعی کنید به صورت شماتیک از اون محصولات شکلی بکشید وبه قول طراح ها اتود بزنید. (کاری که امیر آقا دائم انجام میده )

4)نام مکان یا موسس اون رو روی کاغذ بنویسید ومثل مرحله قبل سعی کنید با ترکیبی از طرح و متن شکلی بکشید ، توی این مرحله اگه از حروف لاتین استفاده کنید جذابیت بیشتری به کارمی دید چون حروف لاتین با اشکال هندسی به راحتی ترکیب میشن وطرح زیبای روبه وجود می آرن .

این آرم از نام محصول برای طراحی استفاده كرده نه از نوع محصول میبینید كه كار جالبی شده.

5)اگر امکانشو دارید به آرشیوی از آرم ها نگاه کنید خصوصا آرم های که مربوط به محصولات مورد نظر شما میشن .این کار به شما ایده می ده .فقط سعی کنید کپی برداری نکنید تا ذهنتون محدود نشه.

در این آرم از شكل خود محصولات برای طراح كمك گرفته شده.

)قطعا یه طرح کلی توی ذ هنتون شکل گرفته اونو روی کاغذ بیارید ممکنه چند طرح به فکرتون برسه همه اونها رو بکشید .

7)حالا با استفاده از ابزارهای یه نرم افزار طراحی سعی کنید طرحی رو که کشیدید باز سازی کنید .میتونید اول طرح رو اسکن کنید.

اگرآرم طراحی شده فقط یه تصویر بود در صورت لطمه نخوردن به طرح نام مکان رو پایین آرم بیاریید.

9)آرم خوب آرمی كه شلوغ و پر نباشه .گاهی اوقات میشه با دو یا چند خط یه آرم زیبا خلق كرد .آرم باید ساده وشکیل باشه .

به این آرم نگاه كنید از خوطوط درهم وپیچیده زیادی استفاده كرده وخیلی ساده مفهوم رو رسونده.

توی این آرم فقط از یك تصویر استفاده شده وهیچ توضیح متنی در اون دیده نمیشه .

اما توی این یكی در پایین آرم توضیحاتی با فونت كمیك بر اساس نوع آرم آورده شده .

 

ده روش موفق براي طراحي موفق آرم تجاري

مشتريان اغلب به آرم شرکت‌ها توجه زيادي نشان مي‌دهند، زيرا اين علامت‌ها بر “ارزش” محصولات و خدمات مي‌افزايند. گاه اين “ارزش” به مهم‌ترين عامل تحريک کننده‌ مشتريان براي خريد و استفاده ‌از محصولات و خدمات ، تبديل مي‌شود.
اين جا است که علامت تجاري و يا آرم معنايي گنگ مي‌يابد. قبل از هر چيز اين “ارزش” دقيقا به چه معنا است؟
ارتباط نوع محصول و نام شرکت و ارزش مطروحه نيز بسيار با اهميت است. حرفه‌اي‌هاي بازاريابي، همه‌ اين موارد را تبليغات مي‌نامند.مشتريان عاشق تبليغات هستند، بنابراين آرم ها را نيز دوست دارند. خبرگان در امر بازاريابي، انتخاب يک آرم يکدست و کامل را کليد همه مشکلات بازاريابي مي‌دانند.

حال، راز طراحي موفق يک آرم چيست؟
قبل از پاسخ به اين سؤال، بياييد سه رويکرد رايج بسياري از بازاريابان را در توسعه وطراحي آرم، با کمک گرفتن از انس هاي تبليغاتي مشاورين و مؤسسات طراحي آرم، بررسي کنيم.
البته اين نظريات اغلب پايه واساس درستي ندارند و از نظر من اين افراد تاکنون نتوانسته اند علامت تجاري موفقي طراحي کنند. به هر حال اين سه رويکرد عبارتند از:
1- دکوراسيون
2- الحاق
3- Golem

در روش اول اين طور به نظر مي رسد که تمايز، عاملي براي جلوه بيش تر است. متخصصين با اشاره به نام‌ها و نشانه‌هاي طراحي شده اظهار مي کنند: “ما آرم‌هايي متمايز از رقيبان خود، طراحي مي کنيم، به اين ترتيب مشتريان، ما را از بقيه تميز مي‌دهند.”
اين روش، رويکردي کاملا ابتدايي است و براي افزايش اعتبار بايد آن را با عواملي از دو رويکرد ديگر تلفيق کرد.

روش”الحاق”، ارزش‌هاي مربوط به آرم و ساير مفاهيم مورد نظر را به اسم، نشانه و هم‌چنين موضوعات مربوط به رويکرد قبلي اضافه مي کند. روند منطقي اين جريان به اين طريق پيش مي رود:
مشتري، آرم و “ارزش” هاي افزوده به آن را که به شکلي زيبا تصوير شده، در پيغام هاي الکترونيکي ديده، بلافاصله احساس مي کند که اين علامت تجاري نيازهاي اورا برآورده مي‌کند. طرفداران طراحي آرم هاي احساساتي ادعا مي‌کنند، آن ها نيز تقريبا از اين روش استفاده مي کنند. (مثلا آنها در تبليغات، احساسات را برانگيخته و آن را تحريک مي کنند).

در رويکرد سوم، بازاريابان، سعي مي کنند، تبليغات‌شان با هويت انساني و شخصيت پردازي همراه باشد. به اين ترتيب مشتري با آرم ارتباط برقرار مي‌کند.
به عقيده نويسنده، اين سه نگرش، شرکت ها را به بيراهه کشانده، موجب شده پتانسيل و نيروي لازم براي طراحي آرم را نديده بگيرند.

اما رويکرد ديگري هم وجود دارد، که به نظر من سودمند‌ترين روش است. کارآمدي اين روش را تحقيقات و نظريات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت کرده‌اند.
منطق توسعه‌ طراحي آرم با “ارزش” افزوده، به نحو شگفت‌انگيزي مشابه منطق توسعه‌ توليدات است. در هر دو مورد، ابزار يا وسيله اي توليد مي‌شود که به درد مشتري بخورد. براي رفع احتياجات مشتري، دانستن نوع اين احتياجات اهميت زيادي دارد. از ديد من، تصميم مصرف کننده براي خوشحال بودن، استراحت، سرگرمي، تقويت اعتماد به نفس، خيال پردازي يا هر مورد روحي ديگر؛ همان “احتياجات” او را تشکيل مي‌دهند.
مصرف‌کنندگان، هنگام دست يابي به اهداف و امتيازات تجربي، احساسي، رواني و اجتماعي درست مانند تلاش براي دست‌يابي به اهداف حقيقي و ملموس، مصمم و هدف‌مند هستند. علامت‌هاي تجاري توأم با “ارزش”‌ هاي افزوده، ابزاري براي کمک به مصرف‌کنندگان در دست‌يابي به اين اهداف هستند. اين ابزار، عوامل کمکي و به زبان ديگر، عوامل کمکي اجتماعي هستند.

در حقيقت يک آرم بدون يک سناريوي متقاعدکننده‌ براي افراد، آرم نيست. اين علامت ممکن است به آرم، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ويژگي‌هاي تصويري شناخته شده‌اي داشته باشد و حتي از روش هاي تبليغاتي نيز استفاده کند، اما مصرف‌کنندگان به اين محصول بي‌اعتنا مي باشند.
تمام روش هاي نوين و موفق در امر توليد محصولات و ارايه‌ خدمات، در مورد طراحي آرم نيز چاره ساز است، شرط لازم وکافي براي موفقيت، فراهم‌کردن چيزي براي مشتري است که به آن نياز دارد ولي نمي تواند خيلي سريع به آن دست پيدا کند…به اين دليل که تهيه آن براي مشتري کاري دشوار، پيچيده، پرزحمت، خسته کننده و گسترده است.
مطابق اين رويکرد، آرم شرکت ها مسائلي با هويت انساني نيستند و هم‌چنين خارج از فکر مشتري هويت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همين سادگي ؛ ابزارهايي براي دست يابي به هدف نهايي.
احساسات را نمي توان به علامت هاي تجاري تزريق کرد؛ بلکه اگر به عنوان يک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر مي‌انگيزند. احساسات مثبت، نتايج مستقيم اين انتظارات هستند. سمبول هاي مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو…) بر خلاف انتظار تأثير زيادي ندارند؛ آن ها در حقيقت، نشانه‌هايي هستند که ما را براي رسيدن به هدف اصلي هدايت مي‌کنند.

انتخاب و طراحي آرم 10 مرحله‌ي مختلف دارد، يعني 10 روش مختلف طراحي موفق يا ناکارامد براي کسب درآمد :

1. ارتباط طراحي آرم با سود دهي مستقيم
اصل اوليه‌ طراحي آرم، در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و ساير نمادها با سود آشکار و محسوس است. (نتيجه‌اي ملموس يا تجربي). اين سود را يا خود محصول به تنهايي ايجاد مي‌کند و يا اجزاي تشکيلات بازاريابي. اين اصل مهم را همواره به ياد داشته باشيد.
آرم‌هاي موفق با رعايت اين اصل به موفقيت رسيده اند. درست است که در اين مرحله خود آرم به تنهايي اهميت چنداني ندارد، اما تا اندازه اي بايد به آن توجه کنيد.

2. طراحي متني با تأثير رواني
يک متن مؤثر بر احساسات، مفهوم يا اصلي سازمان يافته است، که مشتري را به يک سري عوامل نامربوط ولي تأثيرگذار (مانند تمام فعاليت‌هاي بازاريابي يک شرکت) مرتبط مي کند.
در اين موارد، متن انتخاب شده، تأثير و سود مورد نظر را تضمين مي‌کند.
به عنوان مثال: وقتي به طور اتفاقي در قلب منهتن به اسامي دو هتل Hudson و Royalton بر مي خوريد، انتظار خدمات در سطوح عالي داريد.اما اگر در هتلي به اسم Boutique Hotel باشيد، تجربه‌ي متفاوتي است. کلمه‌ي Boutique Hotel خدمات بسيار متفاوتي نسبت به ساير هتل‌ها از اين زنجيره ارايه مي دهد- بعضي وقت‌ها تفاوت‌هايي بين خدمات دو اتاق در يک هتل. در واقع اين تاثير رواني نام‌ها و متن هاي انتخابي است که شما را وادار مي کند به دنبال کشف تفاوت‌ها باشيد.

3. کسب تجربه
در اين جا مي‌خواهم از تأثير هيپنوتيزم کننده‌ي طراحي آرم صحبت کنم. شما با يک انتخاب درست، در مشتري انتظارات و آرزوهايي ايجاد مي‌کنيد، که توليدات به تنهايي نمي‌توانند از پس اين کار برآيند. به عنوان مثال: اسم نوشابه‌ي Red Bull ، در مصرف کننده اين حس را به وجود مي‌آورد که پس از نوشيدن آن، در کنار تأثيرات مثبت فيزيکي موج عظيمي از انرژي به او منتقل مي‌شود.

4. طراحي آرم‌هايي که خود معرف خود باشند
در اين جا از سمبول‌هايي استفاده مي‌شود که براي همه شناخته شده باشند. اين روش انتخاب آرم، مصرف کننده را وا مي‌دارد به شناخت جديدي از خود برسد و در حقيقت به هنگام استفاده از اين محصولات مکالمه‌اي دروني با خود برقرار کند) براي اين که عزمش را در انتخاب محصول جذم کند). در عين حال اينگونه آرم‌ها عاملي براي ايجاد ارتباط بين افراد مختلف نيز هستند(به هنگام مجاب کردن افراد براي استفاده از اين محصول).

5. ايجاد وسيله اي براي انتقال پيام
نقش آرم در اين رويکرد، ايجاد سمبولي متفاوت ودر عين حال شناخته شده است. چنين آرمي مصرف‌کننده را قادر مي‌سازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بيان کند. شرکت بزرگ تجارت الماس De Beers با معرفي الماس به عنوان عامل ايجاد ارتباط بين افراد از الماس به عنوان عامل تحريک‌کننده‌ احساسات و همين‌طور وسيله‌ي ابراز احساسات مشتري استفاده کرد. در سپتامبر2003 اين شرکت از ابزار جديدي براي انتقال پيام‌ها استفاده‌ کرد، زني با حلقه ي ازدواج در دست راست و به معني استقلال و عدم نياز به جنس مخالف. (برخلاف حلقه در دست چپ که اغلب سمبول نياز و وابستگي است).

6. ايجاد يک جايگاه اجتماعي/ فرهنگي
در اين جا هدف، ايجاد يک جايگاه اجتماعي و فرهنگي به عنوان راهنماي مشتريان است. اين راهنما مشتري را از آن‌چه که در اطرافش مي گذرد، هنجارهاي اجتماعي و هر چيز خوشحال‌کننده، آگاه مي‌سازد. شرکت Apple با توليد کامپيوترهاي شخصي (نه تنها به عنوان ابزار کار بلکه به عنوان وسيله‌اي براي خود‌شنا‌سي وشکوفايي خلاقيت) گام بزرگي در اين امر برداشته است. در واقع اين آرم، با ايجاد انقلابي فرهنگي امكان شكوفايي خلاقيت را براي عامه‌ي مردم ايجاد کرد.

7. در نظر داشتن اهداف متعالي
شما با فعاليت خود‌ ، زمينه را براي دست‌يابي افراد به اهداف بزرگ، فراهم مي کنيد؛ اهدافي که چه بسا افراد نمي توانند به تنهايي به آنها دست پيدا کنند. فروشگاه Body “فروش” را وسيله‌اي براي کمک به حفاظت از محيط زيست و ياري کردن افراد مشتاق به اين کار، قرار داد.

8. زندگي در دنياي خيال
دل بستن به يک آرم و انتخاب آن از جانب مشتري شايد به اين دليل باشد که فرد از اين طريق مي‌تواند، مانند دنياي خيال رفتار کند، يا جوري عمل کند که در واقعيت، جرأت انجام آن را ندارد يا نمي خواهد هزينه‌ انجام آن را بپردازد.
ايجاد يک ژيمناستيک عاطفي
اغلب به جاي عمل به برخي خواسته‌هاي دروني، به دليل احترام به قوانين زندگي از آنها چشم‌پوشي مي‌کنيم. براي جلوگيري از فرسودگي، ورزش مي‌کنيم. همين‌طور به عنوان يك ورزش حسي، به تماشاي فيلم مي‌پردازيم که شايد چندان قانوني يا پذيرفته در قوانين زندگي ما نباشند. آرم هايي مانند Sicily از شرکت Dolce & Gabbana اجازه‌ي کسب چنين تجربه‌هايي را به ما مي‌دهند.

9. امکان خيال پردازي
درست مانند مورد آخر، اين رويکرد به طراحي آرم به مشتري کمک مي‌کند تا واقعيات بيرون را به موضوعات تخيلي تبديل کند.مشتريان، اغلب درباره ي قدرت‌طلبي، تسلط، بزرگي، موفقيت، عشق، قتل و مانند اين ها خيال پردازي مي‌کنند.آرم Timberland جوري طراحي شده بود تا مشتريان درباره ماجراجويي هاي شجاعانه در مقابل نيروي طبيعت به خيال پردازي بپردازند.

موارد ذکر شده در بالا، انواع مختلف”ارزش” افزوده به کالا هستند.در حقيقت، به کمک اين روش ها مي‌توان به ايجاد ارزش‌هاي مؤثر فکر کرد وآرم ها ابزارهايي براي دست‌يابي به اين هدف هستند.

نقـــش بنــرها و آرم در تبليغــات

بنــرهای پــر تحرک
يکی از پر استفاده ترين تبليغات اينترنتی ، بنرها هستند و استفاده از ابزارهای نوين و پيشرفته علاوه بر افزايش تاثير اين روش تبليغاتی ، انقلابی در اين نوع تبليغ ايجاد کرده است . برای افرادی که از ابزارهای سنتی تبليغ مانند تلويزيون ، رادين يا تبليغات چاپی استفاده می کنند. تبليغات بنری نقش به سزايي در افزايش قابليت های تصويری علامت های تجاری دارند و همين طور ميانگين تعداد کليک ها را افزايش می دهند.
در شرايط يکسان تبليغات (on line ) تاثير به سزايي در افزايش معروفيت نام تجاری شرکت ها ( تا 60 درصد ) دارند ، که هزينه اين نوع تبليغات بسيار کمتر از تبليغات معمول است .

افرادی که ابزارهای تبليغات سنتی را برای محصولات خود مناسب نمی دانند ، می توانند از تبليغات بنری برای گسترش نام شرکت خود بيشترين استفاده را کنند. منطق توسعه طراحی آرم با ارزش به نحو شگفت انگيزی مشابه منطق توسعه توليدات است و در هر دو مورد ، ابزار يا وسيله ای توليد می شود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتياجات ، داشتن نوع آن اهميت زيادی دارد.اصولاً تصميم مصرف کننده برای خوشحال بودن ، استراحت ، سرگرمی ، تقويت اعتماد به نفس ، خيال پردازی يا هر مورد روحی ديگر همان احتياجات او را شامل می شود . در حقيقت يک آرم بدون سناريوی متقاعد کننده برای افراد ، آرم نيست . اين علامت ممکن است به آرم شباهت داشته باشد . نام و نشانه و ويژگی های تصويری شناخته شده ای داشته باشد و حتی از روش های تبليغاتی نيز استفاده کند، اما مصرف کنندگان به اين محصول بی اعتنا هستند.
تمام روش های نوين و موفق در امر توليد محصولات و ارائه خدمات در مورد طراحی آرم نيز چاره ساز است ، شرط لازم و کافی برای موفقيت ، فراهم کردن چيزی برای مشتری است که به آن نياز دارد ولی نمی تواند خيلی سريع به آن دست پيدا کند. به اين دليل که تهيه آن برای مشتری کاری دشوار ، پيچيده ، پرزحمت ، خسته کننده و گسترده است .
نکته مهم در تبليغات اين است که احساسات را نمی توان به علامت های تجاری تزريق کرد. بلکه اگر به عنوان يک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر می انگيزند ، احساسات مثبت نتايج مستقيم اين انتظارات هستند. سمبل های مختلف ( نام و نشانه ، فونت ، نمادها و…. ) بر خلاف انتظار تاثير زيادی ندارند . آنها در حقيقت ، نشانه هايي هستند که ما را برای رسيدن به هدف اصلی هدايت می کنند.
چند نکته ی اساسی را می توان برای يک طراحی موفق گوشزد کرد که يکی از آنها ارتباط طراحی آرم با سوددهی مستقيم باشد يعنی اصل اوليه طراحی آرم با در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و ساير نمادها با سود آشکار و محسوس است . آرم های موفق با رعايت اين اصل به موفقيت رسيده اند . نکته ی دوم طراحی متنی با تأثيرات روانی است . يک متن مؤثر بر احساسات مفهوم يا اصلی سازمان يافته است که مشتری را به يک سری عوامل نامربوط ولی تاثير گذار مرتبط می کند. سومين نکته سبک تجره است . شما با يک انتخاب درست ، در مشتری انتظارات و آرزوهايي ايجاد می کنيد . که توليدات به تنهايی نمی توانند از پس اين کار بر آيند. طراحی آرم هايی که خود معرف خود باشند يکی ديگر از روش های طراحی موفق است که از سمبل هايي استفاده می شود که برای همه شناخته شده باشند. اين روش مصرف کننده را وامی دارد به شناخت جديدی از خود برسد و در حقيقت هنگام استفاده از اين محصولات مکالمه ای درونی با خود برقرار کند.
مرحله بعدی ايجاد وسيله ای برای انتقال پيام است نقش آرم در اين رويکرد ، ايجاد سمبلی متفاوت و در عين حال شناخته شده است . چنين آرمی مصرف کننده را قادر می سازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بيان کند. نکته ی ديگر ايجاد يک جايگاه اجتماعی فرهنگی است .
در اين جا هدف ، ايجاد يک جايگاه اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهنمای مشتريان است . اين راهنما مشتری را از آنچه که در اطرافش می گذرد ، هنجارهای اجتماعی و هر چيز خوشحال کننده آگاه می سازد. در نظر داشتن اهداف متعالی نيز می تواند نشان دهنده آرم موفق باشد يعنی شما با فعاليت خود ، زمينه را برای دست يابی به اهداف بزرگ فراهم می کنيد .
زندگی دردنيای خيال هم می تواند مؤثر باشد. دل بستن به يک آرم و انتخاب آن از جانب مشتری شايد به اين دليل است که فرد از طريق آگهی می تواند مانند دنيای خيال رفتار کند.

آرم ها و معاني آنها (Logos and their Meanings)

Ever wondered what company logos mean and whats the significance behind them? Wonder no more!

هميشه براتون عجيب بوده که آرمهاي شرکتها چه معني اي ميدن و چه مفهومي پشت اونا نهفته است؟
ديگه عجيب نخواهد بود!

You might think the arrow does nothing here. But it says that amazon.com has everything from a to z and it also represents the smile brought to the customer’s face. Wow, that is quite deep.

ممکنه فکر کنيد اين فلش اينجا هيچ کاري نمي کنه. ولي اون داره ميگه آمازون همه چيز داره از a تا z و همچنين لبخندي که بر چهره مشتري مي نشينه رو نشون ميده. (و دو تا حرف a هم مثل دوتا چشماي مشتري مي مونه!) اوه! واقعاً عميقه.

Eighty-20 is a small consulting company which does sophisticated financial modeling, as well as some solid database work. All their work is highly quantitative and relies on some serious computational power, and the logo is meant to convey it.
People first guess that 20% of the squares are darkened, but that turns out to be false after counting them. The trick is to view the dark squares as 1’s and the light squares as 0’s. Then the top line reads 1010000 and the bottom line reads 0010100, which represent 80 and 20 in binary.
Kinda like the surreal green screen of The Matrix, they want us to read stuff in binary

Eighty-20 (هشتاد – بيست) يک شرکت مشاور کوچک هست که مدلسازي مالي در سطح بالا رو، به خوبي کار برخي پايگاههاي اطلاعاتي قوي انجام ميده. همه کار آنها خيلي وابسته به مقدار هست و بر پايه قدرت برخي الگوريتم هاي مهم تکيه داره، و آرم شرکت براي رساندن اين مفهوم در نظر گرفته شده.
ممکنه مردم اول فکر کنن 20% مربع ها سياه شدن، ولي بعد از شمردن معلوم ميشه که اشتباهه. رمزش تو اينه که خونه هاي سياه رو 1 و خونه هاي سفيد رو 0 در نظر بگيريم. اونوقت خط بالايي خونده ميشه 1010000 و خط پاييني خونده ميشه 0010100 که 80 و 20 رو در مبناي دو نشون ميدن.

Am not sure how many of you have noticed a hidden symbol in the Federal Express logo.
Yeah, I am talking about the ‘arrow’ that you can see between the E and the x in this logo. The arrow was introduced to underscore speed and precision, which are part of the positioning of the company.

مطمئن نيستم چند تا از شما متوجه علامت مخفي در آرم Federal Express شديد.
بله، دارم در مورد فلشي که مي تونيد بين حرف E و x توي اين آرم ببينيد صحبت مي کنم. (فضاي خالي بين دو حرف – فلش سفيد) اين فلش، تأکيد بر سرعت و دقت  رو نشون ميده، که بخشي از تثبيت موقعيت شرکت هست.

This was a logo designed in-house for some internal event at IBM. I like that they are quite relaxed about the logo, unlike certain other companies who do not like the logo to be tampered with in any way even for internal promotions.

اين يک آرم  براي رويدادهاي داخلي آي بي ام هست. خوشم مياد که اونا در مورد آرم واقعاً راحتن، برخلاف برخي از شرکتهاي ديگه که دوست ندارن آرم به هيچ وجه تحريف بشه حتي  براي توسعه داخلي.

The SUN Microsystems logo is a wonderful example of symmetry and order. It was a brilliant observation that the letters u and n while arranged adjacent to each other look a lot like the letter S in a perpendicular direction. Spectacular.

آرم Sun Microsystems يک مثال خارق العاده از تقارن و سبک معماريه!  اين يک نظر زيرکانه است که حروف u و n وقتي کنار هم گذاشته ميشن خيلي شبيه حرف S به صورت عمودي ميشن. (و بعد از اين حرف S مجازي دو حرف ديگه Sun يعني u و n رو در جهت درست مي بينيد از هر طرف که نگاه کنيد!) معرکه است!

The above are two magazines from the Readers Digest stable. Again, the attempt to communicate what it is about quite figuratively through the logo catches my attention.

اينها دو مجله از Readers Digest Stable هستن. باز هم، تلاش براي بيان اينکه درباره چي هستن بصورت تصويري در آرم، نظر من رو جلب کرد.

This was a logo created for a puzzle game called Cluenatic. This game involves unravelling four clues. The logo has the letters C, L, U and E arranged as a maze. and from a distance, the logo looks like a key.

اين آرم براي يک بازي معمايي به نام Cluenatic ساخته شده. اين بازي چهار گوي رو که بايد آزاد بشن، گير مياندازه. آرم، حروف C، L، U و E رو بصورت يک مارپيچ چيده و از دور هم شبيه يک کليد هست.

This logo is too good. For the name Eight, they have used a font in which each letter is a minor adaptation of the number 8.

اين آرم خيلي خوبه! براي کلمه Eight، اونا فونتي رو استفاده کردن که توش هر حرف انطباق کوچکي از عدد 8 هست.

ساخت لوگو
لوگو در لغت به معناي نماد يك شركت يا كارخانه يا مجله و روزنامه مي باشد. به عنوان مثال لوگوي شركت ايران خودرو به شكل يك اسب است و يا لوگوي روزنامه همشهري كلمه “همشهري” به صورت مقطع مي باشد. اما در زمينه وبلاگ ها لوگو به تصوير كوچكي (در حد 85 در 35 پيكسل) گفته مي شود كه در واقع نماد آن وبلاگ است. اكثر وبلاگ ها لوگو دارند. اما لوگوها غير از آن كه نماد يك وبلاگ هستند چه استفاده ديگري دارند؟

شما مي توانيد با قراردادن كد لوگوي وبلاگتان در زير لوگو ، از ديگران بخواهيد كه آن را در وبلاگ خود قرار دهند. لوگوي شما به وبلاگ شما لينك شده بنابراين اگر فردي لوگوي شما را در وبلاگش قرار دهد ، بينندگان وبلاگ آن فرد با كليك بر روي لوگوي شما ، به وبلاگ شما خواهند آمد و اين باعث افزايش بازديدكنندگان وبلاگ شما مي شود.
معمولا قرار دادن لينك و لوگو در وبلاگ ها به صورت دوطرفه است يعني فردي لينك يا لوگوي وبلاگ ديگري را در وبلاگ خود قرار مي دهد و شما نيز لينك يا لوگوي او را در وبلاگ خود قرار مي دهيد.
چگونه لوگو بسازيم؟
شما اگر كار با برنامه Photoshop را بلد باشيد مي توانيد به راحتي يك لوگو بسازيد. در اينجا به شما آموزش مي دهيم كه چگونه با برنامه Photoshop يك لوگو بسازيد.
كار عملي : ساخت يك لوگو با برنامه Photoshop
1. وارد برنامه Photoshop شويد.
2. از قسمت File ، روي گزينه New كليك كنيد.
3. در قسمت Width عدد 85 و در قسمت Height عدد 35 را وارد نماييد. توجه كنيد كه واحد اندازه گيري روي Pixels باشد.
4. روي گزينه OK كليك كنيد.
5. ملاحظه مي كنيد كه يك تصوير با ابعاد 85 در 35 پيكسل داريد. حالا شروع به طراحي لوگوي وبلاگ خود نماييد.
6. هنگامي كه كار طراحي به پايان رسيد ، از قسمت Layer گزينه Flatten Image را انتخاب كنيد.
7. از قسمت File گزينه Save as را انتخاب كنيد.
8. Format را JPEG يا GIF انتخاب كنيد.
9. نامي براي لوگوي خود انتخاب كنيد و در قسمت File name بنويسيد.
10. گزينه Save را بزنيد.
شما لوگوي وبلاگتان را طراحي كرده ايد اما حالا بايد آن را روي اينترنت Upload كنيد.
اما قبل از آن شما بايد به يك نكته بسيار مهم توجه كنيد و آن هم اين كه عكس شما بايد gif و يا jpg باشد. در غير اين صورت با استفاده از برنامه هايي مانند ACDsee و يا Photoshop عكس خود را با يكي از اين دو پسوند ذخيره كنيد. حالا مي توانيد عكس خود را روي اينترنت آپلود كنيد.

آپلود عكس در سايت Freehost :
1- به اين آدرس برويد : http://www.free-host.com/signup
2- فرم را با دفت پر كنيد. در اينجا من درباره هركدام از گزينه هاي فرم توضيح مختصري داده ام :
· First name : نام
· Last name : نام خانوادگي
· E-mail : در اين قسمت بايد آدرس ايميل (پست الكترونيك) خود را وارد نماييد.
· Username : در اين قسمت بايد نام كاربري خود را انتخاب نماييد. سعي كنيد يك نام كوتاه را انتخاب نماييد.
· Password : رمز عبور خود را در اين قسمت وارد نماييد.
· Confirm Password : اكثر سايت ها براي جلوگيري از اشتباه ، از شما مي خواهند كه رمزعبور خود را دوبار بنويسيد. در اين قسمت شما رمز عبور خود را يكبار ديگر بنويسيد.
· Hint Question : اين قسمت براي جلوگيري از فراموش كردن رمز عبور است. در اين قسمت يك سوال كه فقط خودتان مي توانيد به آن جواب دهيد بنويسيد. مثلا بنويسيد : Birthday place (محل تولد).
· Hint Answer : در اين قسمت به سوال بالا جواب دهيد. به عنوان مثال براي جواب سوال Birthday place بنويسيد : Tehran.
· Enter this number in the box next to it : شماره مورد نظر را در اين قسمت بنويسيد.
· Terms of Services : شما در اين قسمت با يك چك مارك (Check mark ) مواجه هستيد. آن را علامت بزنيد. اكثر سايت ها اين قسمت را دارند و از شما مي خواهند كه طبق مقررات آنان عمل كنيد بنابراين اين قسمت را علامت بزنيد.
3- در پايان بر روي دكمه Signup كليك كنيد.
4- اگر مشكلي وجود نداشته باشد ، ثبت نام شما با موفقيت به پايان خواهد رسيد.
5- به صفحه اول سايت برويد : http://www.free-host.com
6- در قسمت Login (ورود) نام كاربري و رمز عبور را كه در مراحل بالا انتخاب كرده ايد وارد كنيد و بر روي گزينه ورود كليك كنيد.
7- اگر مشكلي وجود نداشته باشد ، شما وارد صفحه مديريت سايت خود مي شويد.
8- جهت آپلود يك عكس ، روي گزينه Upload Files كليك كرده و سپس در صفحه باز شده ، روي گزينه Browse كليك كنيد. حالا ، شما فايل خود را پيدا كرده و روي Open كليك كنيد. ملاحظه مي كنيد كه آدرس فايل شما در قسمت مربوطه نوشته شده است.
9- در پايان بر روي دكمه Submit كليك كنيد.
10- در صفحه جديد باز شده اگر مشكلي وجود نداشته باشد ، با يك پيام Succesfully Uploded روبرو خواهيد شد.
11- روي گزينه Continue كليك كنيد.
12- به قسمت Site Manager برويد.
13- در آنجا نام عكس خود را مشاهده مي كنيد. روي آن رايت كليك (Right Click ) كرده و سپس گزينه Properties را انتخاب نماييد.
14- در قسمت Properties شما قسمتي را با نام URL مشاهده مي كنيد. آدرس روبروي اين گزينه را انتخاب و سپس كپي كنيد.
15- وارد كنترل پنل خود در سايت پرشين بلاگ بشويد.
16- در قسمت اديتور ، روي گزينه وارد كردن عكس (Insert Image) كليك كنيد. (اين قسمت با يك آيكن به شكل يك كوه نمايش داده شده است.)
17- در پنجره باز شده ، در قسمت آدرس ، آن آدرسي را كه در قسمت Properties كپي كرده بوديد اينجا Paste كنيد. (رايت كليك كرده و گزينه Paste را انتخاب نماييد.)
18- ديگر تنظيمات را وارد كنيد.
19- بر روي دكمه پذيرش كليك كنيد.
20- اگر مشكلي وجود نداشته باشد ، پس از فرستادن مطلب و بازسازي وبلاگ مي توانيد عكس را در وبلاگ خود مشاهده نماييد. اگر از Internet Explorer6.0 استفاده مي نماييد مي توانيد در همان زماني كه دكمه پذيرش را زديد عكس خود را مشاهده نماييد.

اتمام كار
حالا در كد زير ، عبارت yourlogo را پاك كرده و به جاي آن URL عكس را كه در مرحله قبل كپي كرده بوديد ، paste كنيد.

به جاي عبارت yourweblog نيز آدرس وبلاگتان را بنويسيد. حالا ، لوگوي شما آماده است. مي توانيد با قرار دادن كد لوگو در قالب وبلاگتان ، لوگو را مشاهده نماييد. ولي قبل از آن ، بايد امكاني را به لوگويتان اضافه كنيد كه ديگران بتوانند آن را در سايت يا وبلاگ خود قرار دهند. لوگويي كه كدي ندارد به چه درد مي خورد؟ بنابراين كار عملي زير را انجام دهيد تا كد لوگويتان را در زير لوگويتان قرار دهيد و سپس آن را روي وبلاگتان بگذاريد.

آموزش طراحي لوگو ( آرم )

 

يه سند جديد در اندازه دلخواه ( مثلا 500 در 500 پيكسل ) ايجاد كنيد و يه لايه جديد داخل اون اضافه كنيد . حالا يه مربع با هر رنگي كه ميخواهيد ( رنگ مهم نيست ) داخل اون بكشيد ( ترجيحا براي كيفيت بهتر با ابزار Rectangle tool ) و اون رو 45 درجه بچرخونيد . حالا از اين لايه دو بار كپي بگيريد تا از اين مربع سه تا در سه لايه مجزا داشته باشيد . حالا اونا رو مثل عكس توي صفحه بچينيد :

خوب ، حالا روي لايه مربوط به دايره بالايي دوبار كليك كنيد تا پنجره Layer Style باز شود و در اون تنظيمات زير رو انجام دهيد :

خوب ، حالا براي دو لايه ديگه هم همين استايل ها رو بكار ببريد . با اين تفاوت كه در مرحله آخر بايد رنگ گرادينت رو در قسمت gradient overlay به شكل زير تغيير بديد :

حالا متون لازم رو بهش اضافه كنيد و از طرحتون لذت ببريد .

ر دنیای بازاریابی امروز اشکال، رنگ ها و نوشته ها نقش بسزایی را در تسخیر ذهن مشتری ایفا می کنند. امروزه صاحبان شرکت ها و بنگاه های اقتصادی برای برقراری ارتباط موثر با مشتری و القای منافعی که از فروش محصولاتشان نصیب آنها می شود، در چالش بزرگی به نام رقابت گرفتار شده اند. اگر قرار باشد تنها مزیت رقابتی شرکت ها، کیفیت بالا و قیمت پایین محصولاتشان باشد، مطمئن باشید آنها تا سال های متمادی سهم معینی از بازار هدفشان را در اختیار خواهند داشت و توفیق چندانی در افزایش سهم بازار خود به دست نخواهند آورد بنابراین تنها شرکت هایی در بازار مصرف حکومت خواهند کرد که بتوانند با استفاده از ابزارهای ترویجی تاثیرگذار، وفاداری مشتریانشان را نسبت به محصولات خود تضمین کنند.

همانطور که می دانید بسیاری از مصرف کنندگان دلایل معقولی برای انتخاب یک محصول ندارند و بیشتر براساس ذائقه خود محصولی را مورد آزمایش قرار می دهند و چنانچه رضایت اولیه از آن محصول برایشان حاصل شود، مشتری دائمی آن محصول خواهند شد. شکی نیست در این میان عوامل زیادی وجود دارند که در جذب اولیه توجه مشتری نقش بسزایی دارند و او را در قدم اول متوجه خود می سازند. از این رو یکی از موثرترین راه های ارتقای نام تجاری و همین طور برخورداری از یک سهم بازار مناسب که مطمئناً ذهن مصرف کننده را با هویت سازمانی محصول درگیر می سازد، استفاده از یک لوگوی ماندگار است. به طور کلی چهار نوع لوگو تعریف شده است که عبارتند از:

ـ لوگوی تصویری، لوگوی متنی، لوگوی متنی – تصویری و لوگوی شعاری. بر این اساس لوگوی تصویری به لوگویی اطلاق می شود که تنها از یک تصویر گرافیکی تشکیل شده باشد. برجسته ترین مثال این نوع لوگو، نشان المپیک است که از پنج حلقه رنگی درهم آمیخته به وجود آمده است. لوگوی متنی، لوگویی است که تنها از چند حرف شکل گرفته و در طراحی آن از هیچ تصویری استفاده نشده است. مثال بارز این نوع لوگو را می توان در لوگوی مایکروسافت دید. لوگوی متنی – تصویری که شاید متداول ترین لوگو در نزد شرکت ها باشد از ترکیب یک تصویر با یک نام تجاری حاصل شده است. معمولاً با گذشت زمان هر دو بخش این نوع لوگو یادآور نام تجاری خواهد بود. نمونه بارز لوگوهای متنی – تصویری را می توان در نایک دید که به یک لوگوی ماندگار تبدیل شده است.

لوگوی شعاری نوع دیگری از لوگو است که در کنار تصویر یا نام تجاری، شعار سازمانی را نیز یادآوری می کند. یکی از نمونه های برجسته این نوع لوگو را می توان در لوگوی نوکیا با شعار «ارتباط با همدیگر» مشاهده کرد. به عقیده بسیاری از بزرگان کسب و کار، لوگو همان برند سازمانی است. آنها معتقدند هر چه شرکت ها در طراحی لوگوی خود از تعابیر روشنی برای ارتباط با مشتری و ثبت نام تجاری خود در ذهن او استفاده کنند، شانس بیشتری برای توفیق در بازارهای رقابتی امروز خواهند داشت. فراموش نکنید هیچ لوگویی در ابتدا دارای اعتبار نبوده است و گذشت زمان تنها بر میزان اعتبار آن افزوده است البته به شرط آنکه نام تجاری در راستای رسیدن به رضایت اکثریت مشتریان گام برداشته باشد. اگر بگوییم لوگوها به میزان ارزش تجاری شان به شخصیت افراد شکل می دهند، چندان گزاف نگفته ایم، چرا که به ندرت می توان فردی را دید که تمایل به استفاده از محصولی بی نام و نشان را داشته باشد لذا بیشتر افراد به دنبال استفاده از محصولاتی هستند که ارزش نام تجاری و لوگوی آنها برای همگان شناخته شده باشد. حال که با مفهوم کلی لوگو و اهمیت آن در ارتقای نام تجاری یک محصول آشنا شدیم به ۱۰ راهکار قابل توجه در طراحی هر چه بهتر لوگوها اشاره می کنیم:

  • ساده، ساده، ساده

شاید مهم ترین توصیه در طراحی یک لوگو همین عبارت باشد. فراموش نکنید شما می خواهید نشان سازمانی خود را در ذهن همگان ثبت کنید و قرار نیست که چارت سازمانی تان را در قالب یک لوگو بگنجانید. لوگوهای پیچیده و ابهام برانگیز شانس زیادی در جذب توجه اولیه مشتریان نخواهند داشت و توفیق کسب و کار شما را به مخاطره می اندازند پس همیشه در معرفی یک لوگو اصل ساده نگاری را در نظر داشته باشید.

  • جذاب و ارزش آفرین

توجه داشته باشید یک لوگو علاوه بر سادگی باید در جذب نگاه مشتری موثر عمل کند. لوگوهای موفق همیشه حامل پیامی بشردوستانه هستند. کم نیستند شرکت های بزرگی که در معرفی لوگوی خود به اهمیت ارتباطات انسانی می پردازند و در قالب تصویری کوچک، ارزش های بیشماری را به مصرف کننده القا می کنند. اگر رسالت یک شرکت براساس ارزش آفرینی بنا شده باشد، پس به راحتی می تواند با استفاده از تکنیک های گرافیکی مدرن مفهوم ارزش را از طریق لوگو در ذهن مشتریانش حک کند.

  • منحصر به فرد

قبل از معرفی لوگوی خود ابتدا به بررسی لوگوی رقبا و ویژگی های غالب صنعت خود بپردازید. اگر رقبای اصلی شما از اشکال یا رنگ های مشابهی استفاده کرده اند و سهم بازار خوبی را در اختیار گرفته اند پس لوگوی آنها توانسته ارتباط لازم با مصرف کنندگان را برقرار کند. حال این هنر شماست که با بهره گیری از ایده های نو و ترکیب آنها با تجربیات رقبایتان به خلق یک لوگوی ماندگار نائل شوید. در این خصوص توصیه می شودکه هرگز به تقلید کورکورانه از رقبایتان تن ندهید که در این صورت بیشتر به ارتقای نام تجاری آنها کمک و تنها نقش یک حامی را در بازار ایفا کرده اید.

  • برخوردار از رنگی مرتبط

رنگ ها نقش مهمی را در جذابیت یک لوگو ایفا می کنند و می توانند واکنش ها و رفتارهای متفاوتی را بر ما تحمیل کنند. به یاد داشته باشید رنگ ها بسته به سن، جنسیت و شاخص های فرهنگی مصرف کنندگان بازار هدف، تفاسیر متفاوتی دارند پس لازم است با آگاهی کامل از ویژگی های محصول و مشتریان بازار هدفتان، از رنگ های مناسب در طراحی لوگوی سازمانی تان استفاده کنید. بررسی ها نشان داده است بیشتر صنایع با یک رنگ غالب در نزد مشتریان معرفی شده اند. اگر دقت کرده باشید رنگ لوگوی بیشتر شرکت های بیمه ای، آرایشی- بهداشتی، خطوط هواپیمایی، بانک ها و موسسات مالی اعتباری آبی است چراکه آبی القا کننده آرامش و امنیت در نزد مشتریان است. بالعکس رستوران های زنجیره ای، صنایع غذایی، پوشاک و لوازم خانگی از رنگ قرمز در لوگوی خود استفاده می کنند و از این طریق سعی در جلب توجه اولیه مشتریان خود دارند. جالب است بدانید رنگ غالب لوگوی اتومبیل سازان در سرتاسر جهان رنگ طوسی است که مفهوم استحکام و قدرت را همچون رنگ فلز تداعی می کند.

  • دارای تصویری مناسب

همانطور که گفته شد لوگوی بیشتر شرکت ها متنی- تصویری است اگرچه این نوع لوگوها در صنایع پوشاک و اتومبیل سازی بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند. استفاده از اشکال هندسی در طراحی لوگوها به منزله القای مفاهیم مشخصی به مصرف کنندگان است. مثلاً لوگوهای دایره شکل مفاهیمی چون برقراری ارتباط، امنیت، تکامل، تداوم و راحتی را منتقل می کنند یا لوگوهای مثلثی شکل بیشتر بیانگر مفهوم انرژی، قدرت، تعادل، نظم و حتی شاخصه های مذهبی هستند. جالب است بدانید لوگوهای چهارگوش تصویری از منطق، اعتبار و دقت را تداعی می سازند البته برخی شرکت های معتبر هم در کنار نام تجاری خود تنها از یک خط منحنی استفاده می کنند که دلیل عمده آن انتقال مفهوم تحرک، شادی و لذت در نزد مشتریان است.

  • انعطاف پذیر در گذر زمان

همانطور که شرکت ها با گذشت زمان دچار تغییراتی در نظام سازمانی خود می شوند. لوگوها نیز باید با توجه به تغییرات محیطی و همینطور پیشرفت های سازمانی دستخوش تغییراتی جزئی شوند از این رو اگر لوگوی شما قابلیت تغییرپذیری نداشته باشد، ممکن است با توجه به تحولات بازار و ورود رقبای سرسخت جدید، توفیق چندانی در حفظ جایگاه گذشته خود نداشته باشید ضمناً لوگوهای انعطاف پذیر این امکان را برای شرکت ها مهیا می سازند که با گسترش زمینه های کاری خود به راحتی لوگوهای جدیدی را با رعایت قالب همان لوگوی قدیمی طراحی و در نزد مشتریان بازار هدف خود ترویج کنند. یادتان باشد اگر تغییرات جزئی در لوگوی جدید لطمه چندانی به قالب قدیمی آن وارد نکند، به راحتی می توانید مشتریان خود را با تصویر لوگوی جدیدتان همراه سازید البته به یاد داشته باشید تحول لوگوها تنها برای شرکت هایی جایز است که درصدد بازآفرینی دوباره خود نیستند. جالب است بدانید شرکت های بزرگی نظیر نایک از ابتدا تاکنون به طور متوسط در هر دهه از عمر خود تغییراتی جزئی در لوگوی خود داشته اند.

  • به یاد ماندنی و دوست داشتنی

به گفته بسیاری از بزرگان کسب و کار طول عمر یک برند ممکن است بیشتر از طول عمر یک محصول باشد لذا اگر شرکت بزرگی تصمیم به خارج کردن یک محصول از چرخه تولید خود گرفت، مطمئناً نام تجاری آن شرکت همچنان در نزد مشتریان معتبر خواهد بود پس لوگوها با افول یک محصول فراموش نمی شوند از این رو توصیه می شود از تصاویر و واژگان ساده و قابل انتقال در طراحی لوگوی سازمانی خود به درستی استفاده کنید و به دنبال برقراری ارتباط دائمی با مشتریان بالقوه خود از طریق ثبت یک لوگوی ماندگار در ذهن آنها باشید. فراموش نکنید شما تنها کسی هستید که باید در تمامی مراحل بازاریابی خود از تولید تا فروش، شرایط لازم برای ترویج هر چه بهتر نام تجاری تان را برای مصرف کنندگان مهیا سازید. از آن پس این مشتریان هستند که خود به ترویج نام تجاری شما و ثبت لوگوی ارزشمندتان در ذهن، قلب و حتی روی لباس هایشان می پردازند.

  • انطباق پذیر و سازگار با تبلیغات

یکی از مهم ترین ویژگی های یک لوگوی موفق، انطباق پذیری آن با تمامی ابزارهای تبلیغاتی در سازمان است. فراموش نکنید شما می خواهید از لوگو در سربرگ، بروشور، کارت ویزیت، وب سایت، استندها، بیلبوردها، بنرها، هدایای تبلیغاتی، آگهی های روزنامه ای، دعوتنامه ها و… استفاده کنید پس باید لوگوی مورد نظرتان در تمامی این ابزار بازاریابی به خوبی قابل رؤیت باشد ضمناً لوگوهای رنگی نیز باید از قابلیت رؤیت در رنگ های سیاه و سفید برخوردار باشند چرا که بیشتر اوقات سربرگ های ارسالی از طریق فکس به صورت سیاه و سفید

به دست مشتریان می رسند.

  • یادآور فعالیت سازمانی

بدون شک یکی از وظایف مهم هر شرکتی، یادآوری نوع فعالیت و زمینه های کاری خود در تمامی ابزارهای ترویجی و مشتریان بالقوه بازار هدفش است. اگرچه یک لوگوی خوب باید به یادماندنی و

قابل انتقال باشد اما نباید از نمادهای شناخته شده صنعت مورد فعالیتش فاصله بگیرد پس به یاد داشته باشید لوگوی شما یادآور همان کسب و کاری است که در حال عرضه به مصرف کنندگان هستید مثلاً اگر در صنعت ارتباطات فعالیت می کنید بهتر است از لوگوهای مدور یا کروی استفاده کنید چراکه به طور نامحسوس در حال القای مفهوم ارتباط با دیگران هستید یا اگر زمینه فعالیت شما نشر کتب و مجلات است، بهتر است از تصاویر قلم و کتاب به شکلی جذاب و منحصر به فرد در لوگوی خود استفاده کنید. فراموش نکنید نوآوری به معنای زیرپا گذاشتن مفاهیم ارزشمند نیست.

  • یک دوست صمیمی

امروزه برندها، لوگوها و نام های تجاری به دوست صمیمی مصرف کنندگان تبدیل شده اند. اگر کمی به اطراف خود نگاه کنید، آدم های زیادی را می بینید که در معرفی هویت و شخصیت خود به نام های تجاری محبوبشان اشاره می کنند پس یک لوگوی ماندگار باید دوست صمیمی یک مشتری باشد و او را تا پایان عمر همراهی کند البته فراموش نکنید آدم ها تا زمانی که به طرف مقابلشان اطمینان نکنند، بنای دوستی با او را پیش نمی کشند در نتیجه برای رسیدن به مفهوم دوستی با مشتریانتان بهتر است از واژگان و اشکال اطمینان بخش در معرفی لوگوی سازمانی تان استفاده کنید.

تاثیرگذاری تبلیغات در شکل‌دهی افکار عمومی

افکار عمومی‌ در فضایی شکل می‌گیرد که آگاهی وجود داشته باشد و نقد، تبادل افکار و وجود روحی از تضاد بین عقاید، جایگاه شکل‌گیری افکار عمومی ‌است و رسانه جایگاه طرح این مسائل؛ نقش رسانه‌ها در دنیایی که آن‌ها ابزار قدرتمند تاثیرگذاری در عرصه‌ی بین‌المللی به شمار می‌رود، نقش آن‌ها در تبلیغات مختلف بازرگانی، سیاسی و فرهنگی و در نتیجه شکل‌دهی افکار عمومی بیش از پیش به چشم می‌آید.

به گزارش خبرنگار رسانه‌ی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، کارشناسان معتقدند که دنیای کنونی، وارد یک جنگ رسانه‌یی تمام عیار شده و سرعت گردش اطلاعات در آن بسیار سرسام‌آور است و هر کس بتواند مدیریت گردش این اطلاعات را به دست بگیرد، به دنیا حاکمیت می‌کند و در حقیقت در دنیای امروز، قدرت نرم حرف اول و آخر را می‌زند.

دکتر محمود دهقان – عضو هیات علمی دانشکده‌ی صداو سیما- در این باره معتقد است: ‌تبلیغات یعنی ارایه‌ی اطلاعات جدید به مخاطب که باورهای تازه ایجاد می‌کند و باور جدید به تغییر رفتار مخاطب منجر می‌شود. البته رسانه‌ها تنها ابزار انتقال پیام نیستند و اگر در زمان انتقال پیام، جهت‌گیری خاصی داشته باشند به ابزار قدرت تبدیل می‌شوند که تخریب، تضعیف و یا تقویت می‌کنند.

‌از سویی توانایی تاثیر‌گذاری بر افکار عمومی‌ معیار مهم ارزیابی عملکرد رسانه‌ها در زمینه‌ی تبلیغات به شمار می‌رود و چنانچه رسانه با شناساندن یک فکر یا کالا، بتواند افکار عمومی‌ را به سمتی سوق دهد که گرایش آن‌ها به آن فکر یا کالا یا استراتژی بیش‌تر شود، یعنی توانسته است وظیفه‌ی تبلیغاتی خود را به درستی انجام دهد،‌ هر چند گاهی در مورد قدرت تاثیرگذاری رسانه بر افکار عمومی‌،‌ اغراق می‌شود اما نمی‌توان منکر تاثیرگذاری آن نیز شد.

به عقیده‌ی کارشناسان تبلیغات رسانه‌یی در کشور ما هر چند پا را از سطح تجاری فراتر گذاشته؛ اما هنوز نتواسته است پا به پای رسانه‌های خارجی حرکت کند و تاثیرگذاری مناسب را داشته باشد؛ نبود هدف‌گذاری مناسب و مشخص نبودن مرزهای معین تبلیغات برای رسانه‌های داخلی یکی از دغدغه‌های اصلی فعالان این حوزه است.

باید حدود معین تبلیغات برای رسانه‌ها تعریف شود تا از حد اختیاراتشان تجاوز نکنند؛ رسانه باید هدف خود را از تبلیغات سیاسی، تجاری، فرهنگی و غیره بداند که این هدف‌گذاری وظیفه‌ی مسوولان کشور است، درغیر این صورت تبلیغات در کنار لجام گسیخته بودن تاثیرگذاری لازم را نیز نخواهند داشت.

اما نبود نگاه علمی به تبلیغات رسانه‌یی در داخل کشور یکی دیگر از کاستی‌های این حوزه به شمار می‌رود که دلیل اصلی آن نبود رشته‌های آکادمیک در این حوزه است و به گفته‌ی تحلیل‌گران ایجاد این رشته‌ها هم به تاثیر‌گذاری موثرتر بر افکار عمومی در زمینه‌ی تبلیغات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کمک خواهد کرد و هم سرمایه‌ی کم‌تری را هدر خواهد داد، یعنی با سرمایه‌ی کم به بازدهی بیش‌تر خواهیم رسید.

مدیریت تبلیغات نیز یکی دیگر از دغدغه‌های فعالان حوزه‌ی تبلیغات رسانه‌یی است، در حقیقت در کشور ما چیزی به اسم مدیریت تبلیغات به معنای واقعی وجود ندارد و همین ضعف مدیریت در عرصه‌ی تبلیغات باعث شده است که بخشی از مخاطبان خود را به راحتی در اختیار رسانه‌های خارجی قرار دهیم که آن هم به گفته‌ی کارشناسان نه به خاطر کمبود استعداد، بلکه به خاطر سیاست‌های غلط است.

سید وحید عقیلی – مدرس ارتباطات – در این باره معتقد است: مدیریت صحیح و حرفه‌یی، در کنار نگاه تخصصی و پرداخت جدی به مساله‌ی آموزش در حیطه‌ی تهیه‌ی خبر، چه به صورت مکتوب و چه تصویری،‌ انتخاب نوع خبر، رعایت اصول خبری و غیره باعث می‌شود که خبر در یک فضای حرفه‌یی تولید و بر جذابیت‌های آن افزوده شود؛ توجه به این امور، همان دلیل تاثیر‌گذارتر بودن رسانه‌های خارجی بر افکار عمومی ‌است.

ناهماهنگی‌های موجود در تبلیغات رسانه‌یی داخلی از نکات دیگری است که کارشناسان به آن اشاره دارند و دلیل اصلی آن را نیز توجه بیش‌تر رسانه‌ها به جنبه‌ها‌ی خبری و اطلاع‌رسانی، به جای پرداختن به تفسیر و تحلیل می‌دانند. البته بخشی از این ناهماهنگی‌ها، به خصوص در حوزه‌ی مطبوعات، به دلیل خط مشی، سیاست و اندیشه‌های حرفه‌یی، طبیعی است؛ اما مطمئنا کم کاری رسانه‌ها در این زمینه نیز بی تاثیر نیست.

به اعتقاد تحلیل‌گران برخورد سنتی و تجربی با تبلیغات در کنار مشخص نبودن نوع برخورد ما با سیاست دنیا نیز باعث شده است که رسانه‌ها و به خصوص مطبوعات نتوانند در عرصه‌ی بین‌الملل اثرگذار ظاهر شوند، ضمن این که در این شرایط توجه رسانه‌ها به مسائلی که شاید کم‌تر مورد نظر مسوولان است، دور از انتظار نخواهد بود.

مطالعات نشان می‌دهد که در رسانه‌های داخلی، هنوز تعریف و باز تعریف درستی از تبلیغات صورت نگرفته است و همچنان در بسترهای قدیمی ‌حرکت می‌کنند؛ جهانی نبودن نیز دلیل دیگری برای تاثیرگذار نبودن آن‌ها در سطح جهانی است و شرایط سیاسی حاکم بر جامعه و گرفته شدن قدرت نقد از حوزه‌ی رسانه نیز یکی دیگر از دلایل ناکارآمدی تبلیغات رسانه ای از نظر فعالان این حوزه است.

حاجی محمد احمدی – یک روزنامه‌نگار – در این باره می‌گوید: جناح حاکم فعلی به دلیل مشکلاتی که با برخی از مطبوعات دارد،‌ کمکی به آن‌ها نمی‌کند و این دسته از جراید نیز به خاطر ترس از توقیف دست به عصا راه می‌روند. همه‌ی این‌ها به این معنی است که قدرت نقد از حوزه‌ی رسانه گرفته شده است و وقتی رسانه در داخل حرفی برای گفتن نداشته باشد، در خارج از کشور نیز نمی‌تواند روی تبلیغات سیاسی خاصی تمرکز کند.

یک عضو هیات علمی ‌دانشگاه گفت: ما در کشور سیاست‌گذاری واحدی در زمینه‌ی تبلیغات که دارای ساختاری علمی و عملی باشد نداریم و برای بهبود کمی ‌و کیفی تبلیغات رسانه‌یی در داخل به مدیریت تبلیغاتی نیازمندیم که تنها سیاست‌های تبلیغاتی را تدوین کرده و خود عامل تبلیغاتی نباشد.

محمد حسن اسدی طاری با تاکید بر این که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، علی‌رغم این که متولی اصلی سیاست‌های تبلیغاتی در کشور است، اما بیش از توجه به قابلیت‌های کارکردی تبلیغات به آن نگاهی سیاسی دارد، اظهار کرد: وجود یک رشته‌ی مستقل برای تبلیغات در مراکز ‌آموزشی کشور که بتواند استراتژی‌ها و مدیریت تبلیغاتی را به فعالان این عرصه بیاموزد، به تبلیغات رسانه‌یی در داخل بسیار کمک خواهد کرد.

او افزود: ما باید از تجارب غرب در این زمینه که ابتدا به جهانی کردن روزنامه‌ها بعد رادیو وتلویزیون نشان پرداختند، استفاده کنیم و با فراهم کردن ابزار و امکانات لازم و آموزش نیروهای مورد نیاز به عقب ماندگی‌هایمان در این زمینه پایان دهیم.

امیدعلی مسعودی – یک استاد ارتباطات – گفت: رسانه‌ها ابزار قدرتمند تاثیرگذاری در عرصه‌ی بین‌المللی هستند و هدف آن‌ها از تبلیغات به طور کلی، آگاهی و از تبلیغات سیاسی، به طور اخص، انحراف افکار عمومی ‌است؛ جنگ آینده دنیا جنگ رسانه‌ها است و این یعنی قدرت نرم حرف اصلی را می‌زند.

به گفته‌ی او در عرصه‌ی تبلیغات تجاری موفقیت‌های داشته‌ایم، در زمینه‌ی اندیشه‌های سیاسی نیز هر چند تبلیغات خوبی صورت گرفته است، ما به دلیل جهانی نبودن رسانه‌هایمان، هنوز به تاثیرگذاری مناسب بر افکار در سطح جهانی نرسیده‌ایم.

وی افزود: ما باید از تجارب غرب در این زمینه که ابتدا به جهانی کردن روزنامه‌ها بعد رادیو وتلویزیون نشان پرداختند، استفاده کنیم و با فراهم کردن ابزار و امکانات لازم و آموزش نیروهای مورد نیاز به عقب ماندگی‌هایمان در این زمینه پایان دهیم.

با تمام این اوصاف با وجود مشکلات موجود در این حوزه کارشناسان همچنان به پیشرفت کشور در این حوزه امیدوارند و رسیدن ایران به جایگاه مهم تاثیرگذاری بر افکار عمومی را دور از انتظار نمی‌بینند.

افکار عمومی

اگر شما یک رویداد یا پدیده خاصی را در ذهن خود در نظر بگیرید و سپس از هر کسی در جامعه ما بپرسید که به گمان شما نظر مردم ما راجع به آن چیست، بعید است که با پاسخ نمی دانم مواجه شوید! مسوولان هم در راس سایرین، همواره از زبان مردم و خواست آنان سخن می گویند. اما در یک بیان کلی بهتر است گفته شود در واقع هر کسی نظر شخصی خود را از زبان مردم بیان می کند.

گوئی همه ما جامعه شناس روزآمد شده و نیز افکارسنج دانا به رموز خاصی هستیم که می تواند در هر لحظه اذهان عمومی مردم را بخواند و سریع آن را جمع بندی کرده و نتیجه گیری کند! جالب است که اگر یک سوال واحد در باره افکار عمومی، در یک جمع محدود و حتی با افراد هم سنخ هم مطرح شود معمولا چند پاسخ پراکنده مطرح خواهد شد که گویندگان آنها اصرار دارند نظر هر یک از آنها نظر عموم مردم است. در روزهای گذشته من از بسیاری پرسیده ام “به نظر شما محبوبیت احمدی نژاد نسبت به زمان انتخابات ریاست جمهوری افزایش یافته یا کمتر شده؟ و متقابلا موقعیت اصلاح طلبان نزد افکار عمومی امروز چگونه است؟” این سوال را از قشرها و طبقات و تیپ های مختلف اجتماعی پرسیده ام. طبعا طبق معمول هیچکسی نبوده که به آن پاسخ ندهد ولی همانطور که انتظار می رفت پاسخ ها طیف کاملا گسترده ای را از مطلقا منفی تا کاملا مثبت تشکیل می دهند و غالبا پاسخ ها به نوع گرایش افراد نزدیک است….. اما حقیقت چیست؟ جالب است که کمتر کسی به دنبال آن است!

در همه انتخابات گذشته معمولا قبل از انتخابات نظرسنجی صورت گرفته ولی از آنجا که عمده این نظرسنجی ها با نتیجه نهائی فاصله داشته اند نوعی تردید نسبت به صحت و قابل اعتماد بودن آنها نزد عموم و خواص ایجاد شده است. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری تقریبا همه نظرسنجی ها با نتیجه نهائی تفاوت داشت. این موضوع خصوصا در باره آقایان کروبی و احمدی نژاد نمایان تر بود. خوب چنین چیزی سبب می شود که نظرسنجی که مهمترین روش پیمایش اجتماعی محسوب می شود از اعتبار خود خارج شود و جایش را به نقل قول ها و ادعاهای افواهی بدهد. در همین انتخابات قبل بسیاری از نامزدهای انتخابات در رد نتایج برخی نظرسنجی ها دلایلی را اقامه می کردند که بنیانش به شدت سست بود ولی چه می توان گفت وقتی نتایج نظرسنجی ها با یکدیگر اختلاف معنادار داشت و نیز امکان لازم و کافی جهت یک پیمایش علمی برای مراکز مستقل حرفه ای محدود است؟

من به دلیل نوع حرفه و پژوهشهایم معمولا به ادعاها درباره افکار عمومی حساسم و به همین دلیل به ضرس قاطع عرض می کنم که متاسفانه بسیاری از ادعاها درباره شاخصهای افکار عمومی نه علمی است و نه لزوما انطباقی با واقعیت دارد. به همین سبب هم هست که سیاسیون ما بعضی اوقات از مشاهده نتایج انتخابات شگفت زده می شوند. چند روز پیش در جلسه ای با حضور برخی فعالان سیاسی من همین مساله را پیش کشیدم و گفتم که سیاسیون قبل از آنکه سیاستهای تبلیغاتی و شعارهای خود را تنظیم کنند لازم است با شرایط و وضعیت افکار عمومی روز آشنا شوند. در آنجا انتقاد کردم از برخی ادعاهای بی استناد درباره افکار عمومی و گفتم که جامعه باید شناخته شود. بلافاصله یکی از دوستان جامعه شناس نسبتا مشهور به من ایراد گرفت و سخن مرا رد کرد و گفت که ما (منظور جامعه شناسان) کارمان همین است دیگر! چنین پاسخی طبعا پذیرفته نیست گو اینکه مواضع و تجارب گذشته هر یک از ما آشکار است و کاستی های آنها هم اظهر من الشمس است.

تصور من این است که از دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی یک نوع گسست بین افکارعمومی و اصلاح طلبان پدید آمد که نوعی اختلال ارتباطی ( به معنای علمی آن) را بین آنها رقم زده است. اهم دلایل آن البته بیرونی بوده -مثل توقیف روزنامه ها و یا پر هزینه کردن کارهای ارتباطی- ولی در هر حال نتیجه این بود که امکان همراه نگه داشتن افکارعمومی روز به روز کمتر شد. درنتیجه افکارعمومی توجیه نشده و یا مواجه با انبوه پارازیت ها از سوی مخالفان اصلاحات، نسبت به کارآمدی روشهای اصلاحی تردیدش بیشتر گشت یا از سطح شکیبائی اش کاسته شد. به میزانی که این گسست بیشتر شد به همان میزان هم طبعا کارآمدی شیوه های اصلاحی متکی بر پایگاه افکار عمومی کمتر شد. برای جبران این وضع متاسفانه یا امکانها بناحق و ناعادلانه از اصلاح طلبان سلب شد و یا موقعیت های موجود پاسخگوی حجم عظیم مطالبات نبود در نتیجه تلاشهائی که برای ترمیم این گسست صورت گرفت تکافوی لازم را نداشت.

در انتخابات پیش رو اما فضا همان طور که در صدر این نوشتار نیز اشاره کردم کاملا شناخته شده نیست. این درست است که شرایط رقابت برای اصلاح طلبان از جهات مختلف عادلانه نیست ولی متقابلا اینگونه هم نیست که افکار عمومی دربست تسلیم تبلیغات یکسویه حاکم باشد. در شرایط امروز اگر کسی از سوی افکار عمومی سخن بگوید آن را تنها در چارچوب یک ادعای تبلیغاتی می توان ارزیابی کرد و بس. امکان رویکردهای نوین در جامعه منتفی نیست و بر همین اساس هم باید مبنا را بر رفع ابهامات در جامعه گذاشت. اگر به این نکته خوب عنایت شود، هم می تواند بر تبلیغات پوپولیستی غلبه کند و هم اینکه از عرض شکاف ارتباطی گذشته به نحو موثری بکاهد.

 

چگونه افکار عمومی در آمریکا شکل داده می شود؟

جوزف اورتون (Joseph Overton) یکی از متفکران برجسته آمریکائی است که در فاصله سالهای ١٩٩٢ و ٢٠٠٣ تاثیر عمیقی بر عملکرد فکرانباره های (Think Tanks) آمریکائی و نحوه شکل دادن افکار عمومی در آمریکا داشته است. او که در مرکز سیاستگزاری مک کیناک (Mackinac Center for Public Policy) در سمت معاون ارشد به کار تحقیق اشتغال داشت در ماه جون سال ٢٠٠٣ در سن ۴٣ سالگی در یک حادثه سقوط هواپیما جان سپرد. یافته بزرگ اورتون نظریه “پنجره اورتون” (Overton Window of Political Possibilities) بود که نام وی را بر سر زبانها انداخت.

اورتون معتقد بود صرف نظر از اینکه یک فکرانباره، یک سیاستمدار و یا یک قانون گذار تا چه حد قدرت متقاعد کردن مردم را برای دفاع از یک سیاست خاص و یا یک طرح را داشته باشد، به هر حال مجبور است در یک محدوده خاص دست به عمل و تصمیم گیری بزند.

اگر یک قطعه چوب را در نظر بگیرید که دو سر آن را راه حل های افراطی و تفریطی در بر بگیرد سیاستمداران و سیاستگزاران تنها امکان مانور در بخشی از این طیف که مورد قبول رای دهندگان است خواهند داشت. خارج از این طیف هر نوع اقدامی بدلیل تقابل با خواست رای دهندگان می تواند مجازات های جدی را در آینده نه چندان دور در بر داشته باشد به این عبارت که مردم از دادن رای به فرد و یا جریانی خاطی خودداری کرده و به جناح رقیب روی خواهند آورد.

این “طیف سیاست های قابل قبول رای دهندگان” را اورتون “پنجره احتمالات سیاسی” نامید. به گفته اورتون در صورتی که یک طرح و یا یک ایده سیاسی و یا اقتصادی خارج از “پنجره اورتون” ( پنجره ای که راه حل های قابل قبول جامعه در چارچوب آن قرار می گیرد) قرار گیرد هر چقدر هم که تبلیغات حول و حوش آن ترتیب داده شود باز نتیجه دلخواه به دست نخواهد آمد. پس چه باید کرد؟

اورتون می گوید باید این پنجره را تغییر مکان داد تا خواست طراحان و مدیران سیاسی (و یا اقتصادی) در داخل این پنجره قرار گیرد.یکی از بهترین توضیحاتی که می توان در خصوص تئوری “پنجره اورتون” یافت از سوی میلتون فریدمن (Milton Friedman) اقتصاددان آمریکایی عنوان گردیده است.[*البته زمانی که فریدمن این عبارات را نوشت،هنوز تئوری “پنجره اورتون” تدوین نشده بود.]

فریدمن در کتاب “کاپیتالیسم و آزادی” (Capitalism and Freedom) می گوید: “به اعتقاد من وظیفه اساسی ما این است که برای تغییر فکر جامعه دست به تولید آلترناتیو بزنیم. سپس این آلترناتیو را که در ابتدا ابدا مورد قبول جامعه نیست آنقدر در زندگی مردم زنده نگاهداریم که یک راه حل سیاسی غیرممکن به یک راه حل سیاسی اجتناب ناپذیر تبدیل گردد”. به عبارت دیگر دقیقا همانند مثال قطعه چوب که اورتون از آن استفاده کرد پلان و طرحی را که در یک سر چوب قرار گرفته و به نظر جامعه به لحاظ سیاسی “غیرممکن” می آید آهسته آهسته به سمت دیگر به نحوی حرکت دهیم که در پایان مردم آن را اصلا امری “اجتناب ناپذیر” تلقی کنند!

سلسله مراتبی که اورتون برای تغییر فکر جامعه و جابجائی پنجره افکار عمومی پیشنهاد می کند به قرار زیر است:

1- طرح غیرقابل تصور است        Unthinkable

پس از مدتی:

2- طرح افراطی به نظر می رسد        Radical

پس از مدتی:

3- طرح قابل قبول به نظر می رسد        Acceptable

پس از مدتی:

4- طرح معقول و بدیهی به نظر می رسد    Sensible

پس از مدتی:

5- طرح محبوب و پرطرفدار می شود    Popular

و بالاخره پس از مدتی:

6- به یک سیاست تبدیل می شود        Policy

طرح “پنجره اورتون” در رابطه با حمله به ایران تا کنون اینگونه پی گیری شده است:

1- مطرح نمودن طرح حمله به ایران پس از حمله به عراق و افغانستان  غیرقابل تصور
پس از مدتی:

2- مطرح نمودن طرح حمله به ایران به دلیل حمایت از گروههای حماس و حزب الله ولی از آنجا که تنها اسرائیل در خطر است…  افراطی پس از مدتی:

3- مطرح نمودن حمله به ایران به دلیل امکان دستیابی به سلاح هسته ای و کار برد آن توسط تروریستها علیه آمریکا  قابل قبول پس از مدتی:

4- مطرح نمودن حمله به ایران به دلیل حمله به پرسنل و کشتن سربازان آمریکائی که برای دفاع از آزادی مردم آمریکا و مبارزه با تروریسم در عراق بسر می برند        معقول و بدیهیست از مدتی:

5- حمله به کمپ های شناخته شده “نیروی قدس” شاخه سپاه در داخل خاک ایران و تحریک ایران به نشان دادن واکنش تلافی جویانه علیه منافع آمریکا
(پیشنهاد چنی که چندی قبل صورت گرفت)      محبوب و پرطرفدار

6- تصویب سیاست حمله به ایران

پرزیدنت بوش پنج شنبه هفته گذشته در یک کنفرانس خبری ایران را تهدید نمود  که ادامه حمله به پرسنل آمریکائی عواقب سنگینی در بر خواهد داشت. وی هم چنین گفت که به رایان کراکر (Ryan Crocker) سفیر آمریکا در عراق سفارش کرده است که در جلسه ای که با ایرانیان داشته است آنانرا از این اعلام خطر کاخ سفید مطلع کند.

این طرح که در یکی از مقالات قبلی ما  از آن به عنوان پروژه “خلیج تانکن ٢” نام بردیم از لحظه مصاحبه ژنرال برگنر  محتمل به نظر می رسید.  اینک در یک حرکت هماهنگ شده افسران ارشد ارتش، دولت، کنگره و سنا، فکرانباره ها و بالاخره رسانه ها در حال آماده ساختن جامعه برای اجراء مرحله ۵ “پنجره اورتون” هستند. با آنکه صراحتا هم توسط مسئولین کابینه بوش و هم توسط نظامیان تصریح گردیده  که مسئول وضع کنونی در عراق القاعده عراق است اما در هفته های اخیر و پس از مصاحبه حساب شده ژنرال برگنر و انعکاس آن در نیویورک تایمز  و سپس تصویب لایحه جوزف لیبرمن  در سنا (با رای ٩٧ موافق در مقابل صفر مخالف) جریان مسئولیت شکست آمریکا بطور ناگهانی متوجه دخالت های ایران شده است.

حمله به ایران بنا به نوشته واشنگتن پست  بطور فعال از سوی عناصر بانفوذ “لابی اسرائیل از جمله ویلیام کریستول (William Kristol) سردبیر هفته نامه “ویکلی استاندارد”، مایکل روبین (Michael Rubin) از عناصر برجسته فکرانباره آمریکن اینترپرایز و متفکر پرنفوذ نورمن پود هورتز (Norman Podhoretz) سردبیر سابق نشریه پرواسرائیلی کامنتری (Commentary) تبلیغ و پی گیری می شود.
هم چنانکه در واشنگتن پست آمده و ما نیز بارها نوشته ایم اینکه حمله نظامی به ایران تحقق خواهد پذیرفت یا نه سئوالی است که حتی افراد درون کاخ سفید نیز در این لحظه نمی دانند زیرا که جناح مقابل که به هر حال از قدرت و نفوذ برخوردار است از جمله خانم رایس و رابرت گیتس به شدت با این طرح مخالفند.

ولی یک چیز نزد همه آنالیست های آمریکائی از چپ و راست قطعی است. جناحی که ظرف هفت سال گذشته دست بالا را در سیاست خارجی آمریکا داشته مشتمل بر لابی اسرائیل، نمایندگان کمپانی های نفتی و نمایندگان مسیحیان اوانجلیست و فکرانباره های پرنفوذ قاطعا تصمیم به اجرای این طرح دارند.

افکار عمومي

«افکار عمومي»، يکي از مهمترين مضاميني است که در حوزه هاي مختلف به ويژه در عرصه سياست، مورد بهره برداري قرار مي گيرد؛ به نام «افکار عمومي» و به بهانه حمايت «افکار عمومي» از يک ديدگاه يا يک پروژه، چه بسيار اقدامات از سوي حکومت ها، کليد مي خورد و توجيه مي شود. نکته مهم آن است که رعايت افکار عمومي و کسب اعتماد و رعايت مساله منافع يا مصالح عمومي، شرط اصلي براي تلقي از «قدرت دولتي» به مثابه «قدرت عمومي» است؛ قدرت دولتي تا هنگامي که خود را متبلورکننده منافع و دغدغه ها و علائق عمومي و نيز پيگير خواست هاي «افکار عمومي» معرفي و تبليغ کند، از مشروعيتي دموکراتيک در ادامه بقا و تداوم حکومت، برخوردار است. تکيه صاحبان قدرت بر آنچه که «افکار عمومي» مي خوانند، از همين منظر براي آنان ارزشي حياتي دارد. اما به راستي «افکار عمومي» چه معنا و مفهومي دارد؟ و اين مضمون و واژه کليدي، چگونه شکل مي گيرد و متبلور مي شود؟

هيچ پاسخي به اين پرسش ها، ابتدايي تر و پيش پاافتاده تر از اين نيست که يک رسانه – به ويژه رسانه رسمي و حکومتي- ميکروفن خود را پيش برخي شهروندان گيرد و نظر آنان را در مورد يک مقوله و محور، جويا شود، گزينشي از پاسخ ها – بر مبناي خواست و اهداف و پروژه صاحبان برنامه و گردانندگان اصلي – صورت گيرد و در بوق و کرنا شود و با تبليغات پرحجم، به نام «افکار عمومي» تبليغ و معرفي شود. تکيه بر نظرات مشابه يک جمع همگون و همفکر نيز، اينچنين مي تواند در تبليغات حکومتي و رسمي، «افکار عمومي» خوانده شود. نظام هاي سياسي غيردموکراتيک و به ويژه رژيم هاي توده گرا که در بسيج و به ميدان کشيدن توده ها، با کمک تبليغات و تشويق رسانه هاي حکومتي، خبره اند، از امکان بيشتري براي متکي ساختن خود به آنچه که «افکار عمومي» عنوان مي کنند، برخوردارند. از مفهوم «افکار عمومي» غالباً برداشت هاي سطحي نيز ارائه شده است، از جمله؛ گردآوري نقطه نظرات، عقايد و ديدگاه هاي مردم درباره مسائل و موضوعات مورد توجه يا نفع عمومي و تجزيه و تحليل آنها با شيوه هاي آماري و استفاده از يک نمونه از ميان جمعيت يا جامعه مورد نظر.

از ابزار سنجش «افکار عمومي» يا نظرخواهي، اغلب در پژوهش هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي (مثلاً در پيش بيني نحوه و ميزان مشارکت مردم در انتخابات و اقبال آنها به يکي از نامزدها) استفاده مي شود. اين مفهوم، نخستين بار در معناي صريح کلمه در انديشه سياسي قرن هجدهم به کار برده شد، ولي بعدتر و بدون آنکه معناي اصلي خود را از دست بدهد، با پيدايش نظرسنجي علمي يا سنجش علمي افکار (نظرخواهي و مراجعه به آرا و نظرات مردم در رد يا قبول امري) در دهه 1930 ميلادي معناي دقيق تري پيدا کرد. در بين پژوهشگران علوم سياسي اين اتفاق نظر وجود دارد که در معناي کلي، افکار عمومي عبارت است از نوعي تجمع يا انباشت افکار فردي درباره مسائل و موضوعات سياسي که قادر به تاثير گذاشتن بر رفتار فردي و گروهي و بر اعمال و کردار يا کنش هاي زمامداران و حاکمان و حکومت ها است.

البته در مورد معناي خاص افکار عمومي، اتفاق نظر چنداني وجود ندارد و ديد گاه هاي متفاوتي در اين خصوص ابراز شده است، از جمله اينکه «افکار عمومي» مي تواند به معناي «عموم توده اي» يا «توده عامه» و «عموم مطلع» باشد، يا به معناي «جو فکري»اي باشد که افراد – درست يا غلط – آن را از اطلاعاتي مي گيرند که از طريق تعامل با ديگران يا به طور مستقيم يا غيرمستقيم، از طريق رسانه هاي گروهي و ساير منابع اطلاع رساني کسب کرده اند.

اينجا بحث نقش و تاثيرات ويژه رسانه ها مطرح و اهميت فوق العاده آن قابل تامل مي شود. در واقع در رژيم هاي سياسي که حکومت تمام رسانه ها و ابزارهاي تبليغ را در اختيار يا تحت کنترل مستقيم و غيرمستقيم دارد و عملاً امکان انتقادهاي جدي و اساسي و نقدهاي زيربنايي وجود ندارد يا رسانه هاي مستقل و نيمه مستقل، تحت فشارهاي گوناگون و سانسور يا خودسانسوري قرار دارند، يا «افکار عمومي» وجود ندارد يا آنکه سخن گفتن از چيزي به نام «افکار عمومي» چندان محلي از اعراب ندارد و نمي توان آن را جدي گرفت. اين مشکل در نظام هاي سرمايه داري ليبرال به گونه اي ديگر، قابل توجه است. غول ها و شبکه هاي معظم رسانه اي و اطلاع رساني مي توانند بسياري از موضوعات و اخبار را به حاشيه برند يا اهميتي صدچندان بخشند. در هر حال و با وجود پراکندگي ها و عدم توافق در تعريف مقوله افکار عمومي، اين مفهوم به عنوان افکار توده اي يا انبوه (mass opinion) نيرويي مهم و حتي عقلاني تلقي شده است؛ بازيگران سياسي يا بايد به افکار عمومي پاسخ دهند يا با آن به مقابله برخيزند. اين داعيه عقلانيت – در مقابل اتهاماتي دال بر اينکه عموم انبوه يا توده عامه، ناآگاه و جاهل هستند و به لحاظ ايدئولوژيک از پيچيدگي هاي سياست غافلند – عمدتاً مبتني بر تحقيقات تجربي در ايالات متحده است و به پژوهش هاي مرتبط با رفتار انتخاباتي، راي دادن و راي گيري، مربوط مي شود. اما طيفي از نظريه پردازان و انديشمندان معتقدند که در يک بررسي علمي و آکادميک راجع به مفهوم افکار عمومي بايد از تکيه بر اظهارنظرهاي عام درباره آنکه غالباً مبتني بر نظرات مثلاً چند فرد عادي (نظير فروشندگان، مغازه داران، رانندگان تاکسي يا مسافران آنها و…) است، پرهيز کرد. ضمن اينکه، «افکار عمومي» را نبايد افکار يا آراي اکثريت دانست، بلکه به آرا و افکار فعال در قلمرو «عرصه عمومي» مربوط و منتسب مي شود.

 

 

 

 

منابع:

  1. logobee.com
  2. spbyte.com
  1. روزنامه سرمایه ( sarmayeh.net )
  2. پاکباز ، رویین، فرهنگ تبلیغات ؛ چ 3، تهران انتشارات فرهنگ معاصر، 1381.
  3. ترنر ویل کاکس، روت، تبلیغات رسانه ای ترجمه: شیرین بزرگمهر، تهران انتشارات توس 1372
  4. توسلی، غلام عباس، نظریه های جامعه شناسی، چ1 ، تهران: انتشارات سمت، 1369.
  5. حلیمی، محمد حسین، اصول و مبانی هنرهای تجسمی (زبان ـ بیان ـ تمرین)، ج 1، تهران: انتشارات افست، 1372.
  6. راد اندیس، دویس، مبانی سواد بصری، ترجمۀ مسعود سجر، تهران: انتشارات صدا و سیما، 1376
  7. شکرچی، معصومه فریبا، افکار عمومی و رسانه، نیما ورامینی، کارشناسی، جهاد دانشگاهی، 81ـ1380.
  8. کیا، محمد، تبلیغات تجاری و بازرگانی، تهران: انتشارات ابن سینا، 1349
  9. موناری، برونو، طراحی و ارتباطات بصری و هنرهای تزئینی، طرحهای صنعتی با ترجمه پاپند شاهنده، چ2، تهران: انتشارات سروش، 1375.
  10. نامی، غلامحسین، مبانی هنرهای تجمسی ارتباطات تصویری، تهران: انتشارات توس، 1371.
  11. ویترز، جورج، نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، ترجمۀ : محسن ثلاثی، چ 3، تهران: انتشارات علمی، 1377.

 

مطلب مشابه :  تصویر برند و باورهای مصرف کننده (مشتری)